آرمان ملي: شماره 15 شهريور ماه روزنامه «آرمان ملي» در سال جاري، تيتر نخست خود را با عنوان «پروژه نان و آب دار انتقال آب» به گفتوگو با دکتر حسين آخاني، استاد گياهشناسي دانشکده زيستشناسي دانشگاه تهران، اختصاص داده بود. در گزارش خبري ذکرشده، کارشناس مربوطه، اساس بحث انتقال آب از درياي جنوب به فلات مرکزي را زير سوال برد و تاکيد کرد که او و همکاران متخصصش از اين قسم پروژهها، تحت عنوان ساينسفيکشن ياد ميکنند؛ امري تخيلي و افسانهاي. به گفته حسين آخاني، «شيرين کردن آب خليج فارس و انتقال آن به فلات مرکزي به همان اندازه بيتدبيري است که کسي سرطان دارد و مطمئن است به زودي خواهد مرد و به جاي درمانهاي مرتبط و شيمي درماني برود جراحي زيبايي انجام دهد.» اما گفتوگوي روزنامه با اين کارشناس، درباره پروسهها و عمليات انجام گرفته در پروژههاي بزرگي نظير انتقال آب از درياي جنوب به فلات مرکزي ايران، به اين بهانه صورت گرفته بود که هاجر چناراني، نماينده مجلس شوراي اسلامي در اظهار نظري، اعلام کرده بود که «مافياهايي بزرگتر از فولاد مبارکه پشت انتقال آب از درياهاي جنوب به فلات مرکزي هستند.» او توضيح داده بود: «نصف افرادي که در فساد فولاد مبارکه سهيم بودند اکنون در پروژه انتقال آب از خليج فارس و درياي عمان سهيم هستند و اگر اين پروژه با مدل فعلي پيش برود مافياهاي بزرگتري از آن بيرون ميآيد.»اما اينکه در چنين طرحهاي گستردهاي چه اتفاقاتي رخ ميدهد که ميتواند ظرفيتهاي لازم را براي آنچه خانم چناراني از آن تحت عنوان مافيا ياد کرده، به وجود بياورد، شاکله گفتوگوي ما با حسين آخاني را تشکيل داد، هرچند که او ضمن برشماري تمامي آسيبها و مشکلاتي که پروژه انتقال آب به کشور وارد ميکند، به ما گفت که «راجع به مافياي آب از ما نپرسيد؛ ما تخصصمان مافياشناسي نيست؛ تخصص ما گياه شناسي است و اين شناسايي مافيا را به سياسيون بسپاريد.»بازتاب گزارش روزنامه «آرمان ملي»، منجر به بروز واکنشهايي از سوي برخي کارشناسان ديگر در حوزه محيط زيست شد تا ما منعکس کننده اين نظرات هم باشيم. اسماعيل همدانلو، دکتراي مديريت اجرايي، نظري متفاوت با حسين آخاني دارد. او نه تنها پروژه انتقال آب را مضر و مخرب نميداند که آن را امري کاملا کارشناسانه و هوشمندانه تشخيص ميدهد که ميتواند معضل خشکسالي کشور را مرتفع کند. با دکتر همدانلو، به گفتوگو نشستهايم.
شيرين سازي و انتقال آب، خيالي نيست
اسماعيل همدانلو به« آرمان ملي »ميگويد: «روز 15 شهريور در صفحه نخست روزنامه با اين تيتر درشتِ پروژه نان و آب دار انتقال آب، برخورد کردم. نان و آب دار پروژههاي شيرين سازي و انتقال آب و مافياي پشت پرده انتقال آب در چند جاي اين مطلب ذکر شده که اطلاعاتي از اين مافيا ندارم و در صلاحيت من نيست و اصلا وارد آن نميشوم اما نظرات استاد گياه شناسي در اين مطلب ذکر شده که براي من، معني دار و قابل اعتماد نيستند.» او به ذکر چند نظر آقاي آقاخاني اشاره ميکند: «کارشناس محترم گفتهاند اگر بخواهيد آب را از دريا شيرين کرده و هزار کيلومتر، آن را جابه جا کنيد، اتفاقي است که فقط بناست در ايران رخ دهد. او اين اقدام را پروژه خيالي نام برده که بسيار گرانقيمت است و اينکه لوله بسيار گرانقيمت است و انرژي بالايي براي عبور از ارتفاعات نياز است. از طرفي گفتهاند که اين پروژه نميتواند با واقعيت همخواني داشته باشد و اين انتظار وجود دارد که منافع يک عده در اجراي پروژه است؛ آنچه تحت عنوان مافيا ياد ميکنند. او گفته که بهتر بود هزينه انتقال آب را صرف توسعه راهآهن ميکردند و از طرفي گفته چه لزومي دارد که آب را از خليج فارس به کوير منتقل کنيم؛ بايد معادن را به کنار دريا ببريم. او همينطور اشاره کرده که چرا بايد فولاد مبارکه را به اين استانهاي کويري بياورند و طبيعي است وقتي يک عده منافع مالي زيادي دارند اين کار را انجام ميدهند. کارشناس شما همينطور گفته در حالي که کشور ما سادهترين زيرساختهاي حمل و نقل عمومي را ندارد، همان اندازه بيتدبيري است که کسي که سرطان دارد بهجاي شيمي درماني برود جراحي زيبايي انجام دهد. همينطور خودشان گفتهاند مافياي آب را از او نپرسند چراکه او تخصص مافياي آب ندارد؛ تخصص گياه شناسي دارد.»همدانلو پس از اين اشارات، اين توضيحات را ارائه ميدهد: «شيرين کردن آب و انتقال آن از دريا، فرآيندي است که ساير کشورها هم آن را انجام ميدهند. در حال حاضر، دوبي، دو ميليارد و ششصد ميليون متر مکعب در سال، شيرين سازي ميکند. امارات متحده، قطر، کويت، عربستان؛ اينها که رودخانه ندارند؛ مشکل آب هم ندارند. عربستان هر روز، سه تا هشتصد و پنجاه هزار مترمکعب، شيرين سازي ميکند؛ دو تا از خليج فارس و يکي هم از درياي عمان.» اين کارشناس ادامه ميدهد که «شيرين سازي و انتقال آب، اصلا خيالي نيست و همه جا که مشکل کم آبي دارند، اين کار را دارند انجام ميدهند.»
مي گويند شيرين سازي گران است؛ مگر کت و شلوار ارزان است؟
همدانلو با اشاره به گران بودن قيمت شيرين سازي و انتقال آب و گران بودن لوله، ميگويد: «مگر کت و شلوار ارزان است؟ مگر ميوه و گوشت و پيراهن و کفش ارزان است؟ مگر خانه ارزان است؟ اجاره بها ارزان است؟» او ميپرسد: «چون ارزان نيست پس نبايد اين کار را انجام دهيم؟»اين دکتراي مديريت اجرايي ادامه ميدهد که «گفته شده اين پروژه نميتواند با واقعيت همخواني داشته باشد! يک پروژه در حداکثر هشت سال، که پنج سال آن خيلي مهم بوده، هشتصد و بيست کيلومتر آب از خليج فارس به اردکان آورده است! چطور با واقعيت همخواني ندارد؟»
مردم آب ندارند، شما ميگوييد مافيا!
همدانلو ادامه ميدهد که «گفته شده اين انتظار وجود دارد که منافع عدهاي در اجراي اين پروژه است؛ همان چيزي که به آن مافيا ميگويند! من اصلا اينها را نميفهمم. مردم مشکل آب دارند، برخي از کارشناسان به مافيا اشاره ميکنند! يعني چه که مافياست؟ مردم آب ندارند بخورند. استانهاي کشور درگيرند؛ از اردبيل و سمنان بگيريد تا چهارمحال وبختياري و خراسان جنوبي و رضوي و شمالي تا خوزستان و کرمان و يزد و اصفهان.»
کاش مس سرچشمه، تامين اعتبار کند!
به گفته اين کارشناس، گفته شده که اين انتقال آب را صرف توسعه راهآهن بکنيد. او ادامه ميدهد که: «خندهام گرفت؛ همانطور که گفتم، مردم آب ندارند بخورند؛ ما راهآهن احداث کنيم؟ بايد بگويم که احداث راهآهن شيراز به بوشهر و عسلويه، 14 سال است که شروع شده و تنها 290 کيلومتر آن انجام شده. اين کارها منابع ميخواهد؛ خب منابع کم است و به مس سرچشمه اشاره شده و اينکه اين پروژه از قرار معلوم از شرکت مس سرچشمه تامين ميشود، و اين سوال مطرح است که آيا مس سرچشمه براي شيرين سازي و انتقال آب، تامين اعتبار ميکند؟ کاش اين کار را بکند! مس سرچشمه جزو صنايعي است که بيشترين سود را دارد که کاش صرف بزرگترين معضلات مملکت کند.»
چطور معادن را به کنار دريا ببريم؟
همدانلو ميگويد: «پروژه شيرين سازي آب که با آن مخالفتهايي صورت ميگيرد، در حال مطالعه است و بحثهايي کاملا علمي و کار شده هستند و چطور ميتوان گفت که واقعي نيستند.» او در پاسخ به اين اظهار نظر که چه لزومي دارد که آب را از درياي جنوب به کوير منتقل کنيم، توضيح ميدهد: «ظاهرا نظر آقايان اين است که کوير را کويرتر کنيم! گفته شده که معادن را به کنار دريا ببريد! خب اگر شما معادن را به کنار دريا ببريد، اصفهان و يزد و کرماني هم که کوير نيستند، کوير ميشوند و از فعاليت ميافتند. خود محيط زيست و شيلات و بنادر اجازه نميدهند؛ در حال حاضر، بندرعباس اشباع شده. از طرفي اين کارشناس خودش مطرح کرده که معادن را به کنار دريا ببريم، خودش هم گفته کشور ما سادهترين زيرساختهاي حمل و نقل عمومي را ندارد و من متوجه نشدم.»اين کارشناس، به بحث آب درماني در خشکسالي اشاره ميکند و ميگويد: «ما ميتوانيم در الگوي کشت، تغييراتي ايجاد کنيم و کارهاي ديگري در اين زمينه انجام دهيم، اما بايد آبي باشد که اين کارها را انجام دهيم؟ گفته شده انتقال آب مثل اين است که بيمار سرطاني برود جراحي زيبايي کند و هيچ راه حلي هم نشان داده نميشود. وقتي آب نيست، چه کار بايد کرد؟»
فرونشست به خانهها هم رسيده
همدان لو به بحث فرونشست زمين، اشاره ميکند و ميگويد: «جنوب تهران هر سال، 30 تا 33 سانتيمتر، نشست ميکند. نيروگاه، فرودگاه امام، خطوط گاز و نفت و راهآهن، خطوط فشار قوي همه در شرف فرونشست زمين ممکن است باشند براي اينکه آبهاي زيرزميني را بالا ميکشيم و زمين نشست پيدا ميکند. مدير کل مديريت بحران اصفهان گفته که اين فرونشست دارد باغات اصفهان را نابود ميکند. گفته شده که 356 کلاس درس آسيب ديدهاند. فرونشستها در خيلي شهرها به کوچهها و خيابانها و خانهها کشيده شده و در اين زمينه گفته نميشود که چه کاري بايد بکنيم؟» اين کارشناس ميگويد که با کسي مخالفت ندارد و با مافيا هم اصلا آشنايي ندارد اما با پيش بيني ناسا و اعلام هواشناسي جهاني، 45 کشور که در 30 سال آينده، بهطور شديد درگير خشکسالي خواهند شد و ايران چهارمين کشور درگير است و هيچ راهي وجود ندارد. خداوند دو درياي خليج فارس و عمان را گذاشته ميگويد عقل داشته باشيد، برويد شيرين کنيد و بياييد کشور را سيراب کنيد.»