در سال1915 ميلادي براي نخستين بار اين آلفرد وگنر، دانشمند آلماني بود که اظهار داشت که قارههاي زمين در جاي خود ثابت نيستند و بهطور دائم در سطح زمين جابهجا ميشوند که نظريه او تحت عنوان زمين ساخت ورقهاي شناخته شد و به عنوان پايهگذار دانش تکتونيک به مفهوم جديدش شهرت يافت و حالا در سپهر سياست بايد ايالات متحده آمريکا را پايهگذار واگرايي سياسي احياي برجام بين ايران و تروئيکاي اروپا عنوان کرد اگرچه نبايد فراموش کرد که اروپا متحد استراتژيک ايالات متحده است. به ضرس قاطع پس از موگريني که در زمان به نتيجه رسيدن و امضاي اقدام جامع راهبردي مشترک موسوم به برجام بين ايران و 1+5 که به مادر برجام بدل شد و شهرت جهاني يافت؛ در مذاکرات فرسايشي و طولاني يک سال و نيم گذشته بيشترين نامي که بر سر زبانها بوده و بر روي خروجي تلکس خبرگزاريهاي ايران و جهان نشسته است نام جوزپ بورل است که در صدر رنکينگ جدول احياي برجام قرار گرفته است و بدون ترديد و اهمال بايد رئيس کنوني اتحاديه اروپا را که با بسته ويژه پيشنهادي خويش روي ميز برجام در لابي هتل کوبورگ وين اتريش محل برگزاري جلسات ديپلماتهاي4+1 و رابرت مالي نماينده ويژه ايالات متحده را بيش از پيش به حصول توافق و احياي برجام خشنود و اميدوار ساخت را پدر خوانده احياي برجام برشمرد که با اينکه او پاسخ ايران را منطقي و خوب قلمداد کرده بود ولي طرف آمريکايي با مهندسي معکوس و سياست هميشگي چماق و هويج و يا به اصطلاح «سياست يک بام و دو هوا» توپ را در زمين ايران نگاه داشت و پاسخ ايران را غيرسازنده توصيف کرده است. واگرايي به عنوان سيگنال ترديد و دودلي از روند فعلي مذاکرات قلمداد ميشود که پس از استراتژي شور و شوق از زبان رئيس اتحاديه اروپا و اميدوار کردن دو طرف معادله برجامي و جامعه جهاني به حصول توافق و احياي برجام يکباره اين همگرايي به از هم دور شدن شبيه صفحههاي زمين شناسي که در اصطلاح علم ژئولوژي واگرايي خوانده ميشود توأمان تغيير جهت و تغيير مسير داد و حالا ادبيات شاد بورل کسل و افسرده است و جاي خوشبيني کمي براي اميدواري و رسيدن به توافق در سپهر سياست برجام باقي گذاشته است. با عبور از مرز 17 ماهه مذاکرات برجامي و پشت قفا گذاشتن8 دور مذاکرات بطئي و فرسايشي احياي برجام2015 همان طور که از اخبار محدود و قطره چکاني از سوي جرايد و مديوم رسانهاي خارجي بين ايران و آمريکا استشمام ميشود در کوپه آخر، قطار نرسيده به هتل کوبورگ وين اتريش در ايستگاه پادمان آژانس بينالمللي انرژي اتمي متوقف شده است و چانه زني براي حرکت و راه افتادن مجدد قطار اين بار بر ريل حل و فصل پرونده ايران در آژانس کلوزآپ کرده است؛ از مفاد جوابهاي ايران و آمريکا به طرح پيشنهادي رئيس اتحاديه اروپا اطلاعات متقن و مورد وثوقي در دست نيست و ريز مسائل و بندهاي بين آمريکا و ايران از طرف جوزپ بورل تا حالا مسکوت باقي مانده است و چيزي از آن به بيرون نشت نکرده و در اختيار جرايد و رسانهها قرار نگرفته است. اگرچه پاسخ اوليه ايران به جمع بندي بورل از 8 دور مذاکره و ارائه آن در محتوا و قالب طرحي به ايران و آمريکا فيدبک و سيگنالهاي فراواني را براي حصول به متن پيش نويس توافق و در واقع امضاي تفاهمنامه معاهده بينالمللي احياي برجام و شور و شعف در دلها زنده و ايجاد کرد و اتحاديه اروپا از زبان نفر اول خويش از پاسخ ايران اظهار رضايت و خشنودي کرد، به خصوص آنکه بلافاصله پس از دريافت طرح اتحاديه با آن موافقت کرده بود، با وجود اين آمريکا آخرين پاسخ ايران را در پيامها و مکاتبات في مابين ديپلماتيک «غيرسازنده» توصيف کرد و برخي منابع خبري آمريکايي از احتمال توقف دو ماهه مذاکرات برجامي و به تعويق افتادن آن پس از انتخابات ميان دورهاي کنگره در نوامبر «17آبان1401» خبر ميدهند؛ رئيسجمهوري نيز در آخرين مصاحبه مطبوعاتي با خبرنگاران و جرايد داخلي و خارجي در سالن اجلاس سران که هفته گذشته برگزار شد چهار موضوع کليدي را براي انجام توافق پايدار و خوب مطرح کردند: 1- ضمانتهاي اطمينان بخش2- راستي آزمايي3- پايدار بودن رفع تحريمها و دست آخر بسته شدن ادعاهاي واهي سياسي درباره پادمان(PMD)؛ فضاي آباني و مه آلود سنوزوئيکي که آدمي در سياره مادر زاده همين دوران و ماه بر روي کره ارض است سايه سنگين و کشداري بر ادامه روند مذاکرات انداخته است و مثل حرکت آچمز در بازي شطرنج حرکت پيشروي مهره اصلي برجام را با چالش و مشکل مواجه ساخته است و اين اتمسفر ناپايدار که بر سپهر مذاکرات حاکم شده و اطلاعات اندک قطره چکاني موجود درباره اختلاف ايالات متحده و ايران براي نهايي کردن توافق هرگونه رايزني و گمانه زني درباره به نتيجه رسيدن زودرس و دستيابي به توافق را با دست انداز و صعب العبوري مسير در شيب تند سرماي صعب اروپا و بحران سوخت قاره سبز بر اثر جنگ فرسايشي اوکراين و روسيه مواجه ساخته است و بيترديد انسان را ياد فيلم استالينگراد مياندازد که در آن هيتلر رهبر آلمان نازي با آن غرور، شکوه و جلال پشت دروازههاي روسيه و سرماي سخت سيبري گرفتار شد و سرانجام بازنده اصلي فتح نابرابر جدال با خويشتن لقب گرفت.