مذاکرات در آخرين بار در دو بخش شروع شده بود. يکي بخش اقتصادي بود که ايران توانست اجازه توليد و صدور نفت داشته باشد. مطالبات بلوکه شده ايران آزاد ميشد و بخشي از شرکتهاي وابسته به سپاه حتي ميتوانستند فعاليتهاي خود را آغاز کنند. بخش اقتصادي و تجاري به نفع ايران تمام ميشد اما بخش دوم بخش فني بود که بيشتر مربوط به مسائل آژانس و مشکلاتي که آژانس با ايران داشت، بود. هدف اين بود که ايران اجازه دهد کارشناسان آژانس دوربينهاي خود را نصب کند و به همه سايتهاي ايران امکان دسترسي داشته باشند. قرارداد اول مشروط شد به اينکه اگر آژانس گزارش رضايتبخشي از وضعيت سايتهاي هستهاي ايران ارائه دهد، آمريکا و اروپا به آن بخش اقتصادي هم نظر موافق دهند و قرارداد امضا شود. منتها ظرف چند روز گذشته، اتفاقات جديدي افتاد و اسرائيل با ايجاد يک کارزار گستردهاي جلوي اين توافق را گرفت. به اين معنا که از يکطرف يک مانور نظامي در منطقه تحت رهبري آمريکا و بعضي کشورهاي منطقهاي داد. موضوع ديگر اينکه هم رئيس موساد و هم رئيسجمهور اسرائيل به ترتيب به آمريکا و آلمان سفر کردند و وزير دفاع اسرائيل نيز به آمريکا سفر کرد و يک مذاکره تلفني هم بين لاپيد و بايدن به وجود آمد. لاپيد هم در يک اظهارنظر جديدي اظهار کرد که بهطور دقيق نميتواند بگويد اسرائيل در متوقف کردن مذاکرات به نتيجه رسيده ولي آثاري از اين موفقيت به نمايش گذاشته شده. از طرف ديگر با توجه به اينکه در آينده نزديک سه رخداد مهم در پيشرو داريم. نشست شوراي حکام، نشست مجمع عمومي سازمان ملل و از همه مهمتر انتخابات آمريکاست. بنابراين به نظر ميرسد با توجه به نزديک شدن به انتخابات ميان دورهاي آمريکا قطعا آمريکاييها ميل ندارند که سايه مذاکرات روي انتخابات بيفتد مخصوصا بايدن و حزب دموکرات. از طرفي بايدن نيز بيميل نبود که اين مذاکرات را متوقف کند که در فضاي داخلي آمريکا بتواند از توقف مذاکرات بهرهمند شود و مورد حمايت گروههاي صهيونيستي قرار بگيرد. بنابراين به نظر ميرسد ظرف 48 ساعت گذشته از مذاکرات فاصله عميقي گرفتيم و مذاکرات فعلا در يک محاقي از فراموشي قرار گرفته که قطعا تا بعد از انتخابات ميان دورهاي آمريکا مذاکرات آغاز نخواهد شد. بعد از آن هم خيلي اميدواري وجود ندارد براي اينکه اسرائيل معتقد است چنانچه ايران بتواند پولهاي بلوکه شده خود را آزاد کند و بتواند نفت بفروشد باز هم ميتواند روي گروههاي طرفدارش مثل حزبا... و حماس در لبنان تاثيرگذار باشد. اين در حالي است که به نظر ميرسيد اسرائيل در مرحله اول بيشتر روي غني سازي و پيشرفتهاي هستهاي ايران براي رسيدن به بمب هستهاي حساسيت داشته باشد ولي الان به اين نتيجه رسيدهاند که اسرائيل روي قسمت اقتصادي حساسيت نشان داده که اجازه ندهد ايران به پولهاي بلوکه شده خود دسترسي پيدا کند و فروش نفت ايران آغاز شود که در اينصورت توان اقتصادي ايران افزايش مييابد. نکته ديگر اين است که در کشورهاي آمريکا و اروپايي راست افراطي اخيرا قدرتمند شده و تاثير موثري روي توقف مذاکرات گذاشتهاند. اين موضوع را در ايران هم شاهديم و برخي نمايندگان مجلس برخلاف گذشته، نغمههاي براي جلوگيري از امضاي برجام سر دادهاند و گفته ميشود فقط 10 درصد مشکلات اقتصادي مربوط به برجام است. چينن فضايي در آمريکا هم بهوجود آمده منتها با توجه به اينکه الان پنج سناتور قدرتمند کنگره آمريکا در اسرائيل هستند، به اسرائيل اطمينان خاطر دادهاند که مطمئن باشدکه مذاکرات را متوقف خواهند کرد. به نظر نميرسد به اين زودي مذاکرات از سر گرفته شود با توجه به اينکه آمريکاييها گفتند پرونده را از روي ميز برداشتهايم و در اصطلاح سياسي حائز اهميت است.