برجام مسالهاي است که مورد نياز طرفين مذاکره است و هم اروپاييها نيازمند به برجام و کاهش تنش و امنيت جريان انرژي از خليج فارس هستند و هم آمريکاييها اين را يک حداقلي ميدانند که به قول خودشان از پيشرفت هستهاي ايران جلوگيري کنند و رضايت ائتلاف عبري- عربي را نيز به نحوي جلب کنند و به دنبال تنشآفريني نباشند. از طرف ديگر برجام براي ايران نيز گشايشهايي را ايجاد خواهد کرد. هم از نظر اينکه ايران بتواند نفت خود را بفروشد و هم اينکه از درآمد حاصل از اين فروش استفاده بهينه را ببرد. اما پرسش اينجاست که چرا به رغم اين نيازها برجام به سرانجام نميرسد و به رغم آمد و رفتها و فرستادن پيغام پسغامهاي رد و بدل شده ميان دو طرف هنوز هيچ نتيجهاي حاصل نشده است؟ به نظر ميرسد يکي از مسائل مهمي که در اين ميان باعث شده تا طرفين هنوز نتوانند به نقطهاي مشترک براي توافق برسند مسائلي است که در رابطه با پادمان و پرونده هستهاي ايران سابق بر اين مطرح بوده که ديگر نبايد مطرح شود چرا که در زمان انعقاد خود برجام يک بار براي هميشه اين پرونده بسته شده و باز کردن دوباره اين پرونده چندان صحيح نيست. آژانس نيز تمام مانيتورينگ و بازرسيها را به حداکثر انجام داده و لذا مسائلي که کهنه است و به سالهاي گذشته مربوط ميشود مباحث کهنهاي که بايد از برجام حذف شود و دستمايه بحث و امتيازگيري قرار نگيرد. هر چند که آمريکاييها به ادعاي خودشان آژانس را نهادي مستقل ميدانند که کار خود را انجام ميدهد و عملکردش ربطي به مذاکرات احياي برجام ندارد. اما ايران فعلا بر روي اين موضع پافشاري ميکند چرا که ايران در اين اوضاع و احوال تا حدودي توانسته نفت خود را به فروش برساند و از راههاي مختلفي پول آن را به داخل بياورد. لذا ايران از اين فرصت که اروپا و غرب درگير مساله کمبود انرژي است استفاده ميکند و تا حد امکان نفت خود را در بازار به فروش ميرساند. از همين جهت است که اگر به هر دليلي توافق به انجام نرسيد ايران همين روال را که تاکنون داشته ادامه خواهد داد و با فروش نفت خود و متمايل شدن به شرق بر موضع خود در باب پادمان خواهد ايستاد. و توپ برجام در زمين غربيهاست و آنها هستند که بايد تصميمگيري کنند.