مذاکرات هستهاي با فراز و نشيبهاي زيادي همراه بوده است به شکلي که در برخي مقاطع عنوان ميشود طرفين به توافق نزديک شدهاند و در مقابل در مقاطعي عنوان ميشود از توافق دور شدهاند. فرسايشي شدن مذاکرات چه تأثيري بر وضعيت اقتصادي کشور گذاشته است؟
به نظر ميرسد آن چيزي که روي موضوع نزديک شدن يا دور شدن از توافق تأثير ميگذارد مسائل سياسي است و مسائل اقتصادي در اولويتهاي ديگر قرار دارد. اگر ما اقتصاد را سفيد در نظر بگيريم و سياست را سياه، بايد عنوان کرد که اين دو نقاط مشترک زيادي با هم دارند. واقعيت اين است که ايران از نظر استراتژيک در موقعيت خاصي قرار دارد. برخي بر اين باورند که اهميت ايران به دليل قرار گرفتن بين آسيا و اروپا حتي از کانال پاناما و سوئز نيز بيشتر است. از سوي ديگر ايران کشوري است که داراي بزرگترين ذخاير گاز طبيعي جهان است. البته پس از انقلاب در ايران به دليل تحريمهاي بينالمللي که عليه ايران صورت ميگرفت ما هيچ گونه منبع بزرگ جديدي کشف نکردهايم. اين وضعيت هم در زمينه نفت وجود داشته و هم در زمينه گاز طبيعي. ايران از نظر داشتن ذخاير معدني در بين10 کشور نخست جهان قرار دارد. به عنوان مثال براساس آخرين ردهبندي منتشر شده ايران از نظر داشتن ذخاير سنگ آهن در رده هشتم جهان قرار گرفته است. از نظر ذخاير نفتي نيز در رده چهارم جهان قرار دارد. حتي برخي معتقدند ذخاير نفت ايران در رده دوم جهان است. دليل اين افراد نيز اين است که ايران در معرض تحريم قرار داشته و به همين دليل از نظر تکنولوژيک با کشورهاي توسعه يافته در ارتباط نبوده است. در نتيجه اکتشافات جديدي که براساس تکنولوژي روز باشد انجام نگرفته است. ذخايري که امروز ما از آنها استفاده ميکنيم براساس اکتشافاتي است که شرکتهاي آمريکايي قبل از انقلاب انجام دادهاند. طبيعي است که کشوري با داشتن چنين ويژگيهايي از نظر منطقهاي و بينالمللي داراي وضعيت ويژه است. در شرايط کنوني هند که در حال تبديل شدن به يک اقتصاد بزرگ است به رغم اينکه ايران از زيرساختهاي لازم نيز برخوردار نيست ترانزيت کالاهاي خود را به اروپا و آسياي ميانه را از طريق ايران مقرون به صرفهتر ميداند تا اينکه اين کار را از طريق کانال سوئز انجام بدهد. در دولت نخست آقاي روحاني بزرگترين شرکت ساخت آزادراهي ايتاليا تفاهم نامهاي را با ايران امضا کرد که از بندر امام تا مرز بازرگان از طريق آزادراهي1200کيلومتري بتوان کانال سوئز را دور زد. به همين دليل در موضوع برجام صحبت از توافق از يک کشور کوچک و بياهميت نيست و ايران يکي از کشورهايي است که از تواناييها و ظرفيتهاي بزرگي برخوردار است. ايران تنها کشوري در جهان است که داراي تاريخ مدون10هزارساله است. به نظر ميرسد مذاکرات برجام بيشتر تحت تأثير مسائل سياسي است. به صورت طبيعي نيز همه کشورهاي طرف مذاکره به دنبال اين هستند که از توافقي که شکل خواهد گرفت بهره ببرند. واقعيت غير قابل انکاري که در اين زمينه وجود دارد اين است که موضوع برجام به ابزاري تبديل شده که روسيه به واسطه آن از غرب امتياز بگيرد.
روسيه از چه رويکردي در اين زمينه استفاده ميکند؟
روسيه در روند مذاکرات هستهاي حضور موثري داشته است. از سوي ديگر حمله اين کشور به اوکراين بود که روند مذاکرات را تغيير داد و فضا را به سمتي برد که موضوع هستهاي ايران در اولويت بعدي کشورهاي غربي قرار بگيرد و بحران اوکراين به اولويت اصلي تبديل شود. آقاي اميرعبداللهيان وزير امور خارجه ايران قبل از اينکه مذاکرات آغاز شود به مسکو سفر ميکند. هدف از اين سفرها چه ميتواند باشد؟ آنچه در روند مذاکرات هستهاي ايران در ماههاي گذشته مشهود بوده تاثير و نفوذ روسيه بوده است. واقعيت اين است که روسيه ميخواهد از کارت برجام براي گرفتن امتيازات بيشتر از کشورهاي غربي استفاده کند. روسيه به دليل جنگ اوکراين و حمله نظامي به اين کشور گاز را روي کشورهاي اروپايي قطع کرده است. با اين وجود اين اقدام روسيه نتايج مورد دلخواه را براي اين کشور بههمراه نداشته است. کشورهاي غربي داراي تکنولوژي هستند و بر اساس آنچه رسانههاي معتبر اقتصادي بينالمللي عنوان ميکنند برنده اصلي جنگ اوکراين و قطع شدن گاز روسيه روي کشورهاي اروپايي آمريکا بوده است.
چرا آمريکا را بايد برنده جنگ اوکراين و قطع شدن گاز اروپا ناميد؟
به اين دليل که صادرات گاز طبيعي اين کشور در اين مدت شديدا افزايش پيدا کرده است. نکته ديگري که در اين زمينه وجود دارد اين است که تکنولوژي که آمريکا در اين زمينه استفاده ميکند به صورت انحصاري در اختيار اين کشور است و کشورهاي ديگر از آن بيبهره هستند. شرايط به شکلي است که آمريکا حتي حاضر نيست اين تکنولوژي را به شرکاي اروپايي خود بدهد. تاکنون چند بار مذاکره بين کشورهاي اروپايي و آمريکا نيز صورت گرفته است اما آمريکاييها حاضر نشدهاند اين تکنولوژي را در اختيار کشورهاي اروپايي قرار بدهند. همين عوامل در فرسايشي شدن روند مذاکرات موثر بوده است. به هر حال هم روسيه و هم کشورهاي غربي به دنبال سهم خود از مذاکرات هستهاي هستند و تلاش ميکنند بهره بيشتري از مذاکرات ببرند. اين اتفاقات در حالي رخ ميدهد که رهبر معظم انقلاب بارها عنوان کردهاند که از نظر شرعي براي ساخت سلاحهاي کشتار جمعي داراي محدوديتهايي هستيم. نکته مهم ديگر اينکه داشتن سلاح هستهاي توسط ايران نه باعث نگراني روسيه و کشورهاي آسياي مرکزي خواهد بود و نه اروپاييها و آمريکاييها. نکته ديگر اينکه داشتن بمب اتم براي ما امنيت، رفاه و توسعه اقتصادي بههمراه نميآورد. ايران نيز اين واقعيت را درک کرده و به دنبال ساخت بمب اتمي نيست. ايران به خوبي تجربه هند، پاکستان و کره شمالي را مشاهده ميکند و متوجه اين موضوع است که داشتن سلاح هستهاي براي اين کشورها نه توانسته در موقعيت اين کشور در بين کشورهاي همسايه تفاوتي ايجاد کند، نه توانسته براي مردم اين کشورها رفاه بههمراه داشته باشد و نه اينکه رشد اقتصادي داشته باشد. اتفاقي که امروز در مذاکرات هستهاي رخ ميدهد يک موضوع سياسي است که در وضعيت اقتصادي دخالت داده شده است.
يکي از اهدافي که ايران در مذاکرات هستهاي دنبال ميکند اين است که با آغاز فصل زمستان تلاش کند گاز بيشتري به اروپا که نياز دارد صادر کند. آيا ايران ميتواند در چارچوب مذاکراتي که دنبال ميکند به اين هدف دست پيدا کند؟
اين موضوع است که برخي در ايران به آن فکر ميکنند و گمان ميکنند اين اتفاق در صورتي که مذاکرات به نتيجه برسد رخ خواهد داد. با اين وجود زمينهها و شرايط تحقق اين هدف وجود ندارد. ميزان صادرات نفت ايران بيش از دو ونيم ميليون بشکه در روز نيست. اين در حالي است که در صورتي که مذاکرات به نتيجه برسد ايران نميتواند بلافاصله ميزان توليد نفت خود را از800 هزار بشکه تا يک ميليون را به دو و نيم ميليون بشکه برساند. ضمن اينکه براي بازار نفتي که بيش از100 ميليون بشکه در روز مصرف دارد ميزان دو و نيم ميليون بشکه در روز ايران رقم قابل توجهي به شمار نميرود. اين ميزان نفت به شکلي نيست که کشورهاي غربي را به امتيازهاي بيشتر به ايران تشويق کند. واقعيت اين است که فرسايشي شدن مذاکرات و نوسانهايي که در طول اين مذاکرات وجود دارد براي اقتصاد ايران گران تمام شده است. بايد به اين واقعيت اذعان کرد که تنشهاي موجود در روابط خارجي ايران همچنان بهعنوان مانع مهمي در ارتباط اقتصاد ايران با کشورهاي جهان و همچنين بهبود وضعيت اقتصادي مردم وجود دارد. ما از نيمه دولت اصلاحات تا امروز داراي پايينترين ميزان سرمايهگذاري نسبت به توليد ناخالص کشور هستيم. اين اتفاق درباره همسايههاي ما وجود ندارد. ايران بهرغم اينکه قيمت نفت افزايش پيدا کرده و قادر به صادرات نفت خود نيز نيستيم و از شرايطي که در بازارهايي جهاني به وجود آمده استفاده چنداني نميکنيم. در ظاهر گفته ميشود که ايران در مذاکرات به دنبال برداشته شدن تحريمهاست. با اينوجود به اين نکته اشاره نميشود که ايران کشوري است که صادرکننده مواد خام به جهان است و به دليل تحريمها قدرت و توانايي اين را ندارد که بهرغم اينکه بزرگترين توليدکننده زعفران جهان است آن را با برند خود به بازار جهاني عرضه کند. ما براي حفظ تمدن10هزارساله ايران ناچار هستيم با توجه به تکنولوژيهايي که فعلا فقط در اختيار کشورهاي غربي است بين5 تا7 ميليارد مترمکعب آب از دريا شيرين سازي و به فلات مرکزي ايران منتقل کنيم. ايران کشوري است که داراي يک موقعيت استثنايي در زمينه ترانزيت است. برخي از کارشناسان برجسته بينالمللي عنوان ميکنند که چنانچه موقعيت ترانزيتي ايران در حال احيا شدن باشد و از بندر چابهار به آسياي ميانه و از طريق بندر امام به مرز بازرگان متصل شود که دروازه ورود به اتحاديه اروپاست در عمل کانال سوئز از حيزانتفاع ميافتد.