اخيرا روندي در مواجهه برخي مسئولان با سوالات مردم ديده ميشود که نگران کننده است. برخي بهگونهاي در ارتباط با مشکلات مردم موضع ميگيرند که هيچ مشکلي مربوط به آنها نيست و آنها هيچ گونه مسئوليتي در ارتباط با مشکلات مردم ندارند. اين درحالي است که اگر مردم بدانند که مسئولان در اوج مشکلات با آنها هستند قطعا تحمل خواهند کرد اما زماني که برخي منکر وجود مشکلات شوند، اين موجب دلسردي مردم ميشود. اينکه برخي اينقدر از مسائل دور بيفتند که فشار سنگين بر دوش مردم را خصوصا بعد از تصميمات اخير دولت، ناديده بگيرند؛ مطلوب نيست و چنين مواردي به صورت ناخواسته اعتماد مردم به مسئولين کاهش هم مييابد. بايد از مسئولين پرسيد چرا آمارهايي را به جامعه انتقال ميدهيد که با واقعيتهاي جامعه سازگار نيست؟ اينکه مشکلات را با مردم در ميان بگذاريد بهتر است. مردم که همواره در کنار مسئولين ايستادهاند. برخي حقوق مختصري ميگيرند و در شرايطي قرار دارند که نميتوانند زندگي را مانند ماه قبل اداره کنند. بعد طوري با آنها سخن گفته ميشود که گويا مشکل هم اگر هست کمتر از آن چيزي است که مردم ميگويند. از اين رو انتظار اين است که حداقل با مردم همدلي کنند. اين گزارشهايي که به مردم داده ميشود، چيزي نيست که مردم را قانع کند. مردم با گوشت و پوست خود مشکلات را لمس ميکنند و مساله تورم که آمار اشتغال نيست که درست بودن يا درست نبودن آن قابل درک نباشد. زماني که صحبت از تورم ميشود در اين معناست که مردم مشکلات ناشي از گراني و تورم را به صورت روزانه درک ميکنند. از اين رو انتظار اين است که دولتيها در کنار مردم ايستاده و طوري رفتار نکنند که مردم اينگونه تحليل کنند که برخي منکر مشکلات هستند.