شايعاتي که درخصوص افزايش قيمت بنزين در سطح جامعه پخش شده با حذف يکصد ليتر بنزين سههزار توماني از کارت ماشينها وارد فازي دارد ميشود که شايعات حول افزايش قيمت ميچرخد. متأسفانه موضوعاتي که تبديل به وضع موجود شده از يکي از مجالس گذشته صورت گرفت که طرح تثبيت قيمتها را نمايندگان از تصويب گذراندند. در حالي که در گذشته قبل از اين مصوبه قانوني تصويب شده بود که هر ساله 10درصد به قيمت حاملهاي انرژي اضافه ميشد تا به سطح قيمت فوب خليج فارس برسد و در نوروز هر سال مردم منتظر اين افزايش بودند. فراموش نميکنم در يکي از سالها اين افزايش قيمت يک عدد کسري داشت و چون در پمپ بنزينها اختلاف پيش ميآمد، از مجلس مصوبه گرفتند که عدد افزايش قيمت بنزين يک عدد سرراست و رندي بشود. اگر اين قانون تا هم اکنون ادامه پيدا ميکرد، آن 10 درصد ساليانه باعث ميشد قيمت بنزين به وضعي برسد که همراه با افزايش قيمت و يا تورم ساليانه هماهنگ باشد. چند سال قيمت را ثابت نگه داشتهاند و دوره طلايي احمدينژاد و افزايش قيمت بنزين هم به پايان رسيد. متأسفانه مجلس هم در دوره آقاي روحاني اصرار بر تثبيت قيمت بنزين داشت درحالي که اگر در همان تاريخ قيمت بنزين را متناسب با حداقل تورم بالا ميبردند، اتفاقات آبان سال 98 پيش نميآمد. مقاومت مجلس در مقابل درخواست دولت آقاي روحاني براي افزايش قيمت بنزين در نهايت به بنبستي رسيد که سران سه قوه تصميم به افزايش قيمت تثبيت شده ساليانه از هزار تومان به سه هزار تومان گرفتند و ديديم چه حوادثي پشت اين قصه يعني تصميم سران سه قوه مبني بر افزايش سيصد درصدي بنزين رخ داد. هم اکنون نيز همين وضع را داريم. نميدانم چرا عقلاي قوم تصميم نميگيرند هر ساله با توجه به تورم و افزايش قيمتي که پيش ميآيد با يک شيب ملايم نسبت به واقعي کردن قيمت حاملهاي انرژي اقدام کنند. از سال98 که سران سه قوه تصميم به افزايش 300 درصدي گرفتند، تا هم اکنون تغييري در قيمت بنزين داده نشده است و هر افزايش قيمتي که با توجه به نشانههايي که دولت تصميم دارد حاملهاي انرژي را افزايش قيمت دهد، تنش در سطح جامعه به وجود ميآورد. ميدانيم امروزه بخشي از مردم از طريق رانندگي، اسنپ و ساير انواع مسافرکشيها ارتزاق ميکنند. اينکه قيمت بنزين را مجددا مانند سال 98 تغيير دهيم، به تبع حوادثي به دنبال خواهد داشت. از طرفي افزايش قيمت حاملهاي انرژي خصوصا بنزين و گازوئيل باعث شده است که اکثر بخشهاي توليدي که با حمل و نقل سروکار دارند، دچار مشکل بشوند. مثلا تا قبل از افزايش قيمت بنزين و گازوئيل در سال 98 حمل کالايي از مزارع تا ميدان بارفروشي يا کارخانجات يک عدد قابل قبولي داشت اما هم اکنون افزايش قيمت بنزين باعث شده ميزان مبلغ کرايهها آنقدر اضافه شود که بسياري از کالاهاي توليدي به لحاظ افزايش قيمت بنزين و گازوئيل روي دست توليدکننده بماند. دولت اگر قصد دارد درخصوص حاملهاي انرژي خصوصا بنزين و گازوئيل دست به تغيير بزند، اين تغيير بايد اولا کارشناسي شده باشد. ثانيا، با توجه به شرايط موجود و لزوم تغيير قيمت شرايطي را پيش بياورند که بسياري از مشاغل آسيب نبينند. براي نمونه حمل کالايي که مثلا از کرمان تا تهران با قيمت سيصد تا چهارصدهزار تومان و با افزايش قيمت به يک ميليون تومان رسيد ولي هم اکنون به عدد باورنکردني 15 تا 18 ميليون تومان رسيده است. کدام توليدکننده قادر است با اين افزايش قيمت چرخ مجموعه اقتصادي خود را بچرخاند؟ و مهمتر اينکه کدام مصرف کننده ميتواند افزايش قيمت ناشي از حاملهاي انرژي را بپردازد. کافي است سري به ميادين ميوه و ترهبار بزنيد. قيمت کالاهاي مصرفي از مزرعه تا ميدان آنچنان تفاوت دارد که قابل بخشش نيست افزايش قيمتي که به بنزين و گازوئيل برميگردد. ايران در حمل و نقل داخلي متأسفانه با جادهها وابسته است. حمل و نقل ريلي در ايران جايي ندارد. همين وانتهاي آبي رنگ توليدات مورد نياز مردم از باغات و مزارع و جاليز را به بازار مصرف ميرسانند. کافي است در جادههاي شمال منتهي به تهران تفکيکي بين وسايل نقليه قائل شويد. تعداد وانتهايي که مستقيما مسئوليت حمل و نقل و رساندن کالا به بازار مصرف را دارند قابل توجه است. زندگي مردم، شغل و کار بسياري از افراد، مشاغلي که با حمل و نقل سروکار دارند بستگي به قيمتهاي بنزين و گازوئيل دارد. تاثيري که افزايش قيمت بنزين در قيمت اجناس توليدي اززمان حمل تا بازار مصرف دارد، آنقدر زياد است که جامعه تحمل افزايش قيمت جديدي را ندارد. نگارنده بر اين باورم در کشوري که بسياري از حرفهها به حمل و نقل ربط دارند، تعداد زيادي از مردم نه اينکه حرفه آنان رانندگي و حمل و نقل بار و مسافر است بلکه به جهت پوشش تامين بخشي از مايحتاج زندگي مجبورند از وسيله نقليه خود به عنوان مسافرکشي استفاده کنند. در اين صورت افزايش قيمت چه واکنش و تاثيري در جامعه خواهد داشت. با دم شير افزايش قيمت بنزين و گازوئيل بازي نکنيد. بايد اين افزايش قيمت در صورت اجرا به نوعي با مردم در ميان گذاشته شود، کارشناسان راجع به آن اظهارنظر کنند و مضار و فوايد آن سنجيده شود. نگذاريم اين فشار نسبت به بخش وسيعي از مردمي که عمدتا جزو دهکهاي پايين جامعه هستند و وسيله نقليه آنها چه بخواهيم و چه نخواهيم وسيله امرار معاش آنان نيز است و مهمتر اينکه حملونقل جادهاي بستگي به قيمت حاملهاي انرژي دارد که تاثير مستقيم بر سفره مردم دارد. اين بار کارشناسانه با بنزين و گازوئيل برخورد کنيد تا حوادث سال 98 اتفاق نيفتد.