دولتها 2 آدرس غلط به مردم ميدهند که چندان جاي توجيه ندارد. نخست اينکه هر چه خرابي است به گردن دولت قبلي مياندازند و ديگر اينکه يک سري عدد و رقمهايي در دولتهايشان ميدهند که مثلا در دولتهاي قبلي nعدد کار انجام شده و ما طبق آمار ده برابر آنها انجام داديم. البته در دولتهاي قبلي هم اينگونه بود و آقاي روحاني و احمدينژاد نيز از اين حرفها ميزدند. در دوره مرحوم آقاي هاشمي دولت سازندگي بيشتر از همه دولتها کار عمراني و سازندگي کرد. ولي همان زمان نيز اين مسائل مطرح بود. در حال حاضر نيز دولت اين ادعا را دارد که همه خرابيها و مشکلات براي دولت گذشته است و اگر کارهاي خوبي صورت گرفته همه در اين دولت بوده است. اما اگر بخواهيم با نگاه کارشناسي به مساله نگاه کنيم نميتوان اينگونه به مسائل پرداخت. کارکارشناسي عدد و رقم، شاخص و نمود دارد. وقتي گفته ميشود وضعيت بهتر شده بايد گفته شود که اين گفته به چه لحاظ و از چه نظر بيان شده است. امروز با توجه به شرايط جامعه بايد پرسيد که آيا وضعيت گراني و تورم بهتر شده است؟ نسبت به يک سال گذشته برخي اجناس چندين برابر گرانتر شده است. بيکاري جوانان شرايط مطلوبي پيدا کرده؟ مسائلي مثل توليد، تصادفات جادهاي، طلاق و... بهتر شده است؟ لذا براي دادن آمار در حوزههاي مختلف بايد شاخصهايي وجود داشته باشد و بر پايه آن شاخصها گزارش داده شود. نميتوان بدون تکيه به آمار و اطلاعات همينطور گفت که همه چيز بهتر شده و مردم هم راضي هستند. مثل حرفهايي که آقاي روحاني ميزد که من از پنجره ماشين نگاه ميکنم ميبينم که مردم لبخند رضايت ميزنند. در نتيجه اگر بخواهيم هر دولتي را مورد بررسي قرار دهيم و بر اساس شاخصهاي کارشناسي نمره دهيم بايد موفقيتها و عدم موفقيتها در دو ستون نشان داده شود. در مورد دولت آقاي رئيسي؛ شروع عملکرد دولت بسيار خوب بود. يعني همه ميدانند واکسن که در ابتداي دولت وارد کشور شد و پايگاههاي فراواني که در سطح کشور ايجاد شد و مرگ و مير پايين آمد موفقيتي بود که در زمان دولت آقاي رئيسي اتفاق افتاد. اما در برخي از حوزهها نميتوانيم بگوييم دولت به موفقيت رسيده است.