بستن
کد خبر: ۱۰۴۱۳۹۲

مهم نيست کجاي اين شهر باشيم!

مهم نيست کجاي اين شهر باشيم!
پردیس فریدونی راهنمای سازمان میراث فرهنگی و گردشگری

وقت‌هايي که بغض‌آلود، خشمگين يا خوشحالم و يا هر زماني که حس مي‌کنم احتياج دارم کمي با خودم خلوت کنم، به آنجا مي‌روم. کفش‌هايم را درمي‌آورم و زير درختان هميشه سبز دراز مي‌کشم. دست دراز مي‌کنم و با نور خورشيدي که تلاش مي‌کند خودش را از بين شاخ و برگ‌ها به من برساند، قايم باشک بازي مي‌کنم. دور از شهر هميشه بيدار و شلوغ، دور از هياهوي آدم‌ها و دغدغه‌هاي بي‌پايان‌شان، دست‌هايم را باز مي‌کنم، هوا را به ريه‌هايم مي‌فرستم و دوباره با تمام وجود همراه با هر چيزي که درونم انباشه شده به بيرون پرتاب مي‌کنم، انگار که زمان از حرکت ايستاده باشد... او هم مثل من بود... زمان‌هايي که دلش براي خودش تنگ مي‌شد به کافه‌ محبوبش مي‌رفت. همان جايي که صداي آهنگ‌ها را هميشه در بالاترين حد نگه مي‌دارند. دفتر نقاشي‌اش را باز مي‌کرد و خطوطي را بي‌هدف روي کاغذ پخش مي‌کرد. بدون توجه به هر چارچوبي، رنگ‌ها را با هم درمي‌آميخت و تمام صفحه را پر مي‌کرد. به خودش که مي‌آمد ساعت‌ها گذشته و بستني‌اي که سفارش داده کاملا آب شده، اما هر چيزي که در ذهن داشت را، بر روي کاغذ پياده کرده‌ بود. يادم مي‎آيد تو هم روزي تعريف مي‌کردي که زمان‌هايي که دلت مي‌گيرد و يا خبري خوش داري، اول از همه به خانه‌ مادرجان مي‌روي. صدايش مي‌کني تا در حياط، زير درخت گردو، لب حوض فيروزه‌اي رنگ بنشيند و برايت حرف بزند. از پيرزن همسايه بگويد که امروز صداي خنده‌هاي نوه‌اش تمام کوچه را برداشته بود. يا از سبزي‌فروش محل که لوبياسبز تازه‌ آورده و مي‌خواهد چند کيلويي بخرد، پاک کند و براي دختر و عروس‌ها بفرستد. به دستان پر از چروک و لرزان مادرجان که نگاه مي‌کني، به شکلات خوردن‎‌هاي همراه با چايش با تمام بي‌دنداني‌ها، به اينکه دست به کمر و کمي خميده مي‌ايستد و باغچه را آب مي‌دهد، انگار که ديگر هيچ چيز ديگري در آن زمان اهميت ندارد. انگار زندگي در همان لحظه‌ها خلاصه شده‌است. فرقي نمي‌کند کجاي اين کره خاکي زندگي کنيم. آدميزاد هميشه در جست‌وجوي مکاني براي خلوت با خودش بوده و هست. ميعادگاهي که بتواند لباس دودي و سنگين روزمرگي را از تن دربياورد. خودش باشد و تمام آنچه درونش که مي‌جوشد. خواه شادي باشد يا اندوه. امروزه در دنياي گردشگري، براي هر نياز و سليقه‌اي امکاناتي فراهم است که علاقه‌مندان مي‌توانند با توجه به معيارهايشان يکي از آن‌ها را انتخاب کنند. برنامه‌هاي طبيعت‌گردي متناسب با فصل که شما را به دل کوه و دشت و جنگل‌ها مي‌برد. برنامه‌هاي تاريخي و فرهنگي که در دل موزه‎‌ها، محله‌هاي قديمي و... برگزار مي‌شوند و گاهي يادآور دوران خوش گذشته هستند. برنامه‌هاي تخصصي مثل پرنده‌نگري در پارک‌هاي سطح شهر يا تالاب‌هاي اطراف محل زندگي‌مان و بازديد از حيات وحش در پارک‌هاي ملي با حضور راهنماي متخصص در فصل مناسب. برنامه‌هايي با هدف گردشگري آهسته مثل پياده‌روي در محله‌هاي قديمي و بازارها و معاشرت با جوامع محلي، از اتفاقات بسيار نابي هستند که مي‌تواند انتخاب افرادي باشد که به برنامه‌هاي تجربه‌گرا علاقه‌مندند. برنامه‌هاي گالري‌گردي و يا نشست‌هاي دوستانه و علمي که امروزه گاهي در فضاي کافه‌هاي شهر اجرا مي‌شوند و.... . همگي اين انتخاب‌ها همراه با دوستان و خانواده و يا به صورت تک نفره مي‌توانند تجربه‌ کنار زدن روزمرگي‌ها را برايمان به‌همراه داشته باشند.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی