گاهي سخنان برخي مسئولان قابل تامل است وزير اقتصاد: «امروز ميدانيم چه فردي از کدام نانوايي نان خريده است.» آري او ميداند چه فردي از کدام نانوايي نان خريده است، ولي شايد نميداند که در بيشتر شهرهاي استان سيستان و بلوچستان بايد براي تهيه چند نان مدت زيادي هر روز به صف باشي، شايد کيفيت نان استان را هم نداند.» سرپرست دانشگاه فرهنگيان: «آموزش و پرورش نياز فوري به 40000 معلم دارد.» اما آيا وزير ميداند که سهميه پذيرش در دانشگاه فرهنگيان به نصف تقليل يافته است. وزير نفت، يکصد ليتر از سهميه بنزين استان کم ميکند و ميگويد: «اين اقدام در جهت مديريت مصرف و کنترل قاچاق انجام گرفته است.» اما شايد نميداند مافياي سوخت روزي هزاران ليتر سوخت آزادانه قاچاق ميکند؟! رئيس کل سازمان نظام پزشکي: «شايد در آينده مجبور شويم از کشورهاي هند، پاکستان و فيليپين پزشک وارد کنيم.» اما چرا سهميه پزشکي امسال کاهش يافت تا مجبور نشويم در آينده از کشورهاي فقير پزشک وارد کنيم؟! آيا مسئولان ميدانند که نرخ تورم رسمي توسط بانک مرکزي بيش از 40 درصد اعلام شده و حقوق بازنشستگان و کارمندان و کارگران فقط 10 درصد، شايد بيخبر باشند در سفره کوچک مردم ديگر، گوشت، برنج، لبنيات، حبوبات و ديگر مايحتاج اوليه خيلي کم پيدا ميشود، شايد ندانند بيماران زيادي ديگر توان خريد دارو را ندارند، شايد بيخبر از وضع مسکن و اجارهبها باشند، شايد بيخبر از رشد اعتياد، زباله گردي، طلاق و کاهش ازدواج و فرزندآوري و بالا رفتن سن ازدواج باشند و شايد هم ندانند که ريشه همه مشکلات و معضلات در اقتصاد نابسامان است و سفره مردم هر روز کوچکتر و کوچکتر ميشود و شايد هرگز سفره کوچک مردم را نديده باشند. آري در کشور ما برخي از مسئولان گويي واقعا بيخبرند. در اين بيخبري از حال زار ملت، به گفته حافظ: «کجا دانند حال ما سبکباران ساحلها...»