از بهرنگي تا ريچارد باخ
مروري بر «ماهي سياه کوچولو» و «جاناتان مرغ دريايي»
«ماهي سياه کوچولو» اثر صمد بهرنگي از اولين داستانهاي منتشر شده براي کودکان که در سال 1347 چاپ شده، در مورد ماهي کوچکي است که برخلاف ديگر ماهيها، از زندگي در جويبار کوچک خسته شده و بهرغم مخالفتها و تهديدها، اصرار به ترک جويبار و پيدا کردن پايان آن و زندگي به شکل ديگري را دارد که در نتيجه از جمع، طرد شده و در نهايت پس از رويايي با خطرهايي چون مرغ سقا، به دريا ميرسد: «ناگهان به خود آمد و ديد آب ته ندارد. اين ور رفت، آن ور رفت، به جايي برنخورد. آنقدر آب بود که ماهي کوچولو تويش گم شده بود!» و در نهايت تمام خطرها را از بين ميبرد و خودش پس از آخرين نبرد، ديگر ديده نميشود. «جاناتان مرغ دريايي» اثر ريچارد باخ، با اختلاف 2 سال بعد از قصه صمد بهرنگي نگاشته و داستان مرغ دريايي جواني است که برخلاف مرغهاي دريايي ديگر، اصرار به پرواز با سرعت بالا و در اوج آسمان را دارد و از زندگي شبيه مرغان دريايي ديگر بيزار است که او نيز از طرف جمع طرد شده ولي از تلاش دست برنداشته و در نهايت، پرواز در اوج آسمان را تجربه ميکند: «سرانجام پيروز شده بود. سرعت نهايي! يک مرغ دريايي با سرعت سيصد و پنجاه کيلومتر در ساعت! موفقيت عظيمي بود، باشکوهترين لحظه در تاريخ مرغان دريايي!» با فرض اينکه ريچارد باخ هيچ وقت تا قبل از نگارش جاناتان مرغ دريايي، داستان ماهي سياه کوچولو را نخوانده و از آن بيخبر بوده است، به بررسي کوتاهي در خصوص مشترکات قابل توجه اين دو داستان ميپردازيم. هر دو داستان، قهرماناني هستند که از طرف جمع، مورد خشم و کينه قرار گرفتند، طرد شدند ولي بهخاک نيفتادند. هر دو در پايان داستان به هدفشان ميرسند. هر دو تابوشکني کرده و در برابر باورهاي جمع ميايستند. هر دو براي چيزي که از نظر بقيه غيرممکن است؛ تلاش ميکنند با اين تفاوت که جاناتان، تلاشش تماما با استفاده از داشتهها و بههم ريختن طبيعت ذاتي وجودش هست. با بررسي وضعيت، معادلات را بههم ميزند. شکست ميخورد و در هر شکست، راهي را پيدا ميکند و دوباره بلند ميشود. اما ماهي سياه کوچولو، هوشي کودکانه دارد. رفتار و عکسالعملهايش، خستگيناپذير است. شجاعتش دوست داشتني است. از ابزار استفاده ميکند. قهرمانانه با بديها و خطرات ميجنگد و براي رفاه ديگران خود را به خطر مياندازد. داستان ماهي سياه کوچولو تخيليتر هست. با روياها و ذهنهاي کودکانه دمسازتر و داستان جاناتان ريچارد باخ، پر از انگيزههاي کمي بزرگتر. در پايان هر دو داستان، قهرمان آن يک نفر را تحت تاثير قرار داده و با خودش همراه کرده. پيام هر دو داستان، ريشه دواندن و رشد کردن است حتي اگر به اندازه تاثير روي يک نفر باشد. اما تفاوت جالبي که وجود دارد، آنچه سر راه جاناتان قرار دارد فقط عقايد و باورهايش است ولي آنچه در سر راه ماهي کوچولو قرار دارد، باورها و خطرات است. جاناتان را چيزي در اوج آسمانها تهديد نميکند. اما ماهي سياه همواره با تهديدهاي بزرگ روبهروست. پس بهنوعي تصميم و اقدام ماهي صمد، عظيمتر از جاناتان باخ است. جاناتان ميشکند تا به رهاييهاي بيشتري دست پيدا کند. اما ماهي سياه کوچولو، ميشکند تا به رهايي توام با خطرات بزرگتري دست پيدا کند و نتيجه ميگيرد که رهايي توام با خطر به مراتب ارزشمندتر است از ثبات وضعيت توام با محدوديت. ماهي سياه کوچولو ميتواند يک قهرمان افسانهاي باشد و جاناتان مرغ دريايي يک قهرمان اسطورهاي. هر دو داستان پاياني باز دارند. جاناتان در پايان داستان، در حالي که در نور، ناپديد ميشود تاکيد ميکند که «از من اسطوره نسازيد» ولي ماهي سياه کوچولو، در آغاز داستان ميخواهد که فراموشش نکنند و تا آخرين لحظه در حال از بين بردن بديها و زندگي بخشيدن به ديگران است و زماني که مرغ ماهيخوار را از بين ميبرد، ديگر ديده نميشود. بزرگترين دغدغه هر دو، نوع زندگي است. «جاناتان با خود گفت: چرا دشوارترين کار در جهان اين است که ديگري را بر آن داريم تا بپذيرد که آزاد است...» و« ماهي سياه کوچولو فکر کرد مرگ خيلي آسان ميتواند به سراغ من بيايد اما من تا ميتوانم زندگي کنم نبايد به پيشواز مرگ بروم. البته اگر يک وقتي ناچار با مرگ روبهرو شدم- که ميشوم- مهم نيست. مهم اين است که زندگي يا مرگ من چه اثري در زندگي ديگران داشته باشد.» اين نوع نگرش شخصيت اول داستان، به نويسندههاي آنها برميگردد. ريچارد باخ، خلبان نيروي هوايي ارتش آمريکا بود که علاوه بر نگارش سه کتاب در مورد پرواز؛ به ندرت بدون هواپيما ديده ميشد. او در تمام داستان؛ لذت پروازهاي جاناتان را همان طور توصيف ميکند که خود لمس کرده. و دقيقا در نهايت جاناتان را به آزادي و اوج لذت پرواز ميرساند. اما صمد بهرنگي، آموزگار و معلمي است که در شرايط سخت، به تاثير در ذهن کودکان دانش آموزشش معتقد است. صمد يک مبارز است که دست از تلاش برنميدارد و دقيقا مانند ماهي سياه کوچولو، طي همين مبارزات، هرچند به يک مرگ نامعلوم ميرسد اما مرگ و زندگي بسيار تاثيرگذار بر زندگي ديگران را تجربه کرده است.