اميد به احياي برجام بعد از عدم ارسال پالس منفي از سوي ايران و اروپا افزايش يافته است. از اين منظر برخي و مجددا در مخالفت عليه برجام حرف ميزنند و برخي هم بهشدت از آن حمايت ميکنند. اين دوگانگي در ارتباط با توافق وين ريشه در چه دارد؟
نگاه به برجام بايد تغييرکند. طيفهاي سياسي در ايران هرکدام انتظارات خاص خود را از اين توافق نامه دارند. برخي معتقدند برجام معجزه فوقالعادهاي است و بعد از بازگشت آمريکاييها و احياي برجام آن منابع سرشار به کشور سرازير ميشود. در نتيجه اين منابع اتفاقات خاصي و فوقالعادهاي در زندگي مردم و توسعه چرخ اقتصاد در ايران خواهد افتاد. برخي هم چنان به برجام با ديد نااميدي نگاه ميکنند که گويا برجام يک ضرر است و هيچ گونه کارايي ندارد. هر دو ديدگاه در ارتباط با اين توافق نامه، اشتباه است. برجام توافق نامهاي است که اگر کاملا اجرا شود يک چالش را از پيش پا بر ميدارد. در اين معنا که به علت برخي تحريمهاي آمريکا عليه ايران دست اندازهايي در داد و ستد ايران به وجود آمده که بر مبناي برجام قابل حل و فصل خواهد بود، اما اين در آن معنا نيست که با امضاي برجام تمامي مشکلات اقتصادي ايران چه آنهايي که بعد داخلي دارد و چه آنهايي که بعد خارجي دارد؛ حل و فصل خواهد شد.
درنهايت قدرت برجام بعد از اجرا چه ميزان است و آيا ميتوان با اتکا به برجام ساير حوزههاي اختلافي با غربيها را هم کاهش داد؟
اگر برجام اجرايي شود مشکلات ديگري وجود دارد که تعامل اقتصادي ايران با اروپا ادامه يابد. با برجام تنها چالش هستهاي کنار خواهد رفت و ساير تحريمهاي مربوط به حقوق بشر و... عليه تهران باقي است. به طوري که با وجود برجام هنوز در حال چالش با برخي کشورها بر سر موارد اختلافي خواهيم بود. اين موارد در معناي باقي ماندن منازعه ايران با اين کشورها به رغم تصويب برجام است. چالشهاي ديگري هم پيش روي ايران حتي با برجام وجود دارد. چالشهاي فکري و در حوزه انديشه هم پيش روي تهران باقي است. جمهوري اسلامي برخي از مواضع غرب را قبول ندارد و عليه آن مواضع، موضع دارد. برجام هم داراي درون مايه فني در ارتباط با مساله هستهاي است و نميتواند بر ساير حوزههاي تنشي ايران با اين کشورها اثرگذارد.
درساير حوزههاي تحريمي مانند تحريمهاي حقوق بشري و نفتي و... چه بايد کرد تا چماق تحريم از سر حوزه صادرات انرژي در ايران برداشته شود و ايران بتواند از ظرفيتهاي صادراتي خود استفاده کند؟
برجام قدم مهمي است و ميتواند هزينههايي ايران را کاهش دهد. خريدهاي خارجي ايران در شرايط تحريم با هزينه بالاتري بايد صورت گيرد اما چالشهاي گذشته ايران همچنان باقي است. از اين منظر بايد چنين مسائلي در سطح ملي مطرح شود و مورد بازنگري قرار گيرد. از اين منظر بايد در سطح ملي بازنگريهايي در برخي امور صورت گيرد.
برجام در دولت روحاني حداقل در حوزه رواني توانست اثرگذار باشد، اکنون اما در آستانه تصويب برجام نيز شاهد تحول شگرفي در بازار نيستيم. آيا تصويب برجام ميتواند حداقل از نظر رواني بر اقتصاد اثرگذار باشد؟
در قبل از تصويب برجام تنها چند سال تحريم بوديم، جهان امروز هم با جهان آن روز تفاوتهاي آشکاري دارد. امروز ايران بهخاطر تحريمهاي ظالمانه بسياري از بازارهاي صادراتي خود را از دست داده است. بازارهايي که در حوزه انرژي دارا بوديم توسط برخي کشورها مصادره شده است. همچنين در طول سالهاي گذشته مشکلات بسياري ايجاد شده که بعد از برجام بايد رفع گردد. بسياري از طرحهاي عمراني در سالهاي اخير به علت فقدان بودجه خوابيده و سالانه حداقل10 درصد هم مستهلک شدهاند. در اين معنا که برخي سرمايهگذاريها در پروژهها عملا از بين رفته است و بايد جايگزين شوند. حتي اگر از بين نرفته باشند، بايد تکميل شود. در صنايع نفت و گاز نيز بايد ارقام خيلي کلاني سرمايهگذاري کرد تا از فضاي ايجاد شده بتوانيم به خوبي استفاده کنيم. امروز حتي روسيه هم وارد بازار ايران در حوزه انرژي شده است. کار بسيار مشکلتر از زمان آقاي روحاني است و دولت فعلي با مشکلات زيادي روبهروست. برخي از مديران فعلي دولت هر مقدار هم بخواهند دلسوزانه و پرتلاش کار کنند اما توان مديريتي مطلوبي ندارند.
چرا دولت نميتواند از فضاي پسا برجام همانند دولت روحاني استفاده کند؟
دولت در نوع پيگيري مسائل فرهنگي در حوزههايي مانند موسيقي و تعامل با هنرمندان و حجاب و... با نقدهايي روبهرو است. ضمنا برخي نيروهاي اجرايي که به تازگي وارد امور اجرايي شدهاند داراي تجربه کار اجرايي در سطح کلان نيستند. برخي مديران اقتصادي يا کارنامه و يا تجربه مشخصي در اين حوزه ندارند. اين عدم ظرفيت براي مسئوليتهاي کلان باعث خواهد شد نتوانيم از فضاي ايجاد شده از برجام استفاده کامل کنيم يا حداقل با چالشهاي حوزه ارز و نقدينگي برخورد کنند تا وضعيت اقتصادي در مقايسه با قبل بهتر شود.
با وجود اين نقدها به دولت اما برخي معتقدند امروز هم ساختار حاکميت به سه قوه همراهي تام دارند و سران سه قوه نيز از يک جنس هستند. از اين رو دولت ميتواند باسرعت و قدرت بيشتري مشکلات را حل کند. اين مورد تا چه ميزان منطقي است؟
هيچگاه يکدستي در حاکميت به نفع رفع مشکلات کشو نبوده است. تصور ميکنيم که اصولگرايان سه قوه کشور را در دست دارند و مشکلي با هم ندارند اما به وضوح محسوس است که انتظارات آنها از هم بسيار زياد است. برخي همراهي سه قوه با هم را موجب اقدام دولت در حذف ارز 4200 توماني ميدانند. حال اينکه چارهاي جز حذف آن نبود. ظرفيت ارز بري ايران چنان بالاست که همه چيز نيازمند ارز است و در شرايط تحريمي نيز امکان تحصيل ارز زياد نبود. در نتيجه به تزريق ارز4200 تومان به اقتصاد پايان دادند تا مصرف ارز کمتر شود. در گذشته هم مجلس و دولت با وجود اينکه دو طيف متضاد هم بودند، اما در بسياري از مواقع به راهحل مشکلات کشور ميرسيدند. از اين رو يک دستي قوا را از باب نکات و چالشهايي که همه به آن مبتلا هستند، صحيح ميدانم و از باب اينکه اين يک دستي باب اختلاف نظر جديدي نباشد، خير. همين مجلس و همين دولت که يکدست هستند در درون خود اختلاف نظر دارند.
بعضا از سوي برخي مسئولان فرهنگي اعلام ميشود که ليستي چند نفره از ممنوع التصويرها منتشر خواهد شد يا براي برگزاري يک کنسرت مشکلاتي ايجاد ميشود. چنين اقداماتي براي هر دولتي تا چه ميزان اثر منفي دارد؟
امروز برخي از شخصيتهايي فرهنگي که در حوزه سياست هم چندان ورود نميکنند در مسائل صنفي خود وارد مسائل سياسي شدهاند. دولت نبايد اجازه اين رويکرد را در مواجهه با هنرمندان بدهد. قشرهاي ديگر هم نيازهايي دارند که بايد توسط دولت مد نظر گرفته شود. بازنشستگان و معلمين از جمله اين افراد هستند که در حال حاضر درخواستهاي صنفي دارند. بايد به طوري از فضاي نسبتا مناسبي که بين قوا وجود دارد در جهت رفع و رجوع کردن مشکلات استفاده کنند. البته مشکلاتي وجود دارد و ممکن است در ساير سطوح دولت با مشکلاتي روبهرو شود که نيازمند ياري جامعه باشد.
پس اين احتمال را ميدهيد که دولت مثلا در سال آينده بخواهد قيمت حاملهاي انرژي را آزاد کند و در نتيجه نيازمند تعامل با جامعه است و تعامل با گروههاي صنفي مانند هنرمندان و.... را از هم اکنون بايد در دستور کار قرار دهد؟
شايد همان طور که چارهاي جز حذف ارز 4200 توماني نبود فردا روزي دولت به اين نتيجه برسد که قيمت حاملهاي انرژي از گاز و برق تا بنزين و... را اصلاح کند. در اين صورت نيازمند تعامل با جامعه است و دولت بايد با گروههاي مرجع در ابتداي راه تعامل کند، سپس با مردم تعامل کند. مشکل آن جاست که در اين کشور رئيسجمهور از گران شدن بنزين تا شب عملياتي شدن خبر ندارد. در نتيجه مردم هم آماده نيست. به اقتصاد هم شوک وارد ميشود و اقتصاد به هم ميريزد.