آرمان ملي: يادگار امام(ره) در مراسم تجديد ميثاق رئيسجمهور و اعضاي هيات دولت با آرمانهاي امام خميني(ره) اظهار داشت: اميرالمؤمنين(ع) ميفرمايند در حلقه مشاوران حاکم اسلامي، که تصميم سازان هستند، فردي که داراي سه صفت هست را نبايد راه بدهد. ايشان با نهي شديد ميفرمايند که در حلقه مشاورانت «بخيل» را داخل نکن؛ بخيلي است که فضل را از تو و مردم بر ميگرداند. به تعبيري اگر بخواهيم فضل را به لسان امروزي معنا کنيم، هر آن چيزي است که موجب رفاه بيشتر مردم ميشود. هرکسي ريشهاي در بخل دارد و مانع رفاه شود به شما وعده فقر ميدهد.. آيتا... سيد حسن خميني گفت: دومين مطلبي که اشاره ميفرمايند، «ترسو» است؛ چون ترسو تو را از امور باز ميدارد. امام بزرگوار در کتابهاي اخلاق بسيار به اخلاق سه بعدي و دو بعدي اشاره ميکنند. اخلاق در مکاتب اخلاقي گاهي حدّ وسط دو طرف افراط و تفريط دانسته شده و گفتهاند که انسان داراي سه قوه غضبيه، شهويه و مفکره است. اگر قوه غضبيه در حالت افراط قرار بگيرد آدمي به تهور کشيده ميشود و اگر در حالت تفريط قرار بگيرد به جبن و ترس منتهي ميشود؛ اما اگر در حالت اعتدال قرار بگيرد، شجاعت است. وي افزود: فرق بزرگ بين تهور، جبن و شجاعت اين است که اين قوه در خدمت عقل باشد و اگر آدمي با عقلش به نتيجهاي رسيد بتواند براي آن هزينه بدهد و ايستادگي کند؛ يک جا مثل داستان کربلا بايد از جان بگذرد، يک جا مثل داستان امام مجتبي(ع) بايد از آبرو بگذرد و يک جا از پول بگذرد. پس شجاعت يعني اينکه انسان مالک قوه غضبيه خودش باشد. يادگار امام(ره) بيان کرد: : يک مدير يا مشاور تنها به شرطي مدير اسلامي است که شجاع باشد؛ نه از حرفي بترسد، نه از عزلي وحشت کند و نه در مقابل دشمن خارجي متزلزل باشد. يکي از مستمرترين صفاتي که رهبر معظم انقلاب در مورد امام بيان ميکنند و کاملا درست است و ميشود گفت امام را از اقرانش متمايز کرده، «شجاعت» است؛ شجاعت در آن گاه که بايد بجنگد، صلح کند، بر عقيده بايستد و حرف حق را بزند. سيد حسن خميني اظهار کرد: سومين صفتي که اميرالمؤمنين فرمودهاند در مشاوران شما نباشد، «حريص» است. حرص في نفسه در زبان عربي صفت منفي نيست و بعضا به پيامبر(ص) هم نسبت داده شده است. ميل شديد به بديها انسان را با سر به زمين ميزند و ميل شديد به خوبيها آدمي را به تعالي ميرساند. آدمي وقتي قدرت پيدا ميکند بايد مراقب باشد که ديگران کار بد او را تزئيين نکنند. همواره اين مسأله هست که ممکن است کساني باشند که براي خوش آمد آدمي کارهاي بد او را زينت ببندند. وي ادامه داد: جالب است که علل الشرايع ابن صدوق همين روايت را نقل کرده و گفته وصيت پيامبر(ص) به اميرالمؤمنين(ع) بوده و فقط وصيت علي(ع) به مالک نيست. اما اين صفات از يک نگاه واحد و از يک نگاه متعدد هستند. اگر به واقعيت نگاه کنيم واحد و اگر به نمودشان نگاه کنيم متفاوت هستند. يادگار امام تصريح کرد: در اينکه سعدي ميگويد «ما با توايم و با تو نه ايم» يک نکته هست و آن اينکه آدمي به خداوند سوء ظن دارد. شبي که جنگ احد به پايان ميرسد مسلمانان خيلي وحشت دارند و آنجا قرآن ميگويد آرامشي فرستاديم و دلهاي شما را فرا گرفت و آنهايي که مؤمن بودند با اين آرامش خوابيدند اما گروهي به خدا بدگمان بودند؛ وقتي چنين بدگماني عارض شد، ميترسند.