بستن
کد خبر: ۱۰۴۰۶۳۹

توافق قريب‌الوقوع نيست

توافق قريب‌الوقوع نيست

محسن جليلوند در گفت‌وگو با «آرمان ملي»:

توافق قريب‌الوقوع نيست

بايد مشخص شود که ايران چه امتيازي گرفته و چه امتيازي مي‌دهد

آرمان ملي- سهيل ثابت: گرچه بسياري از رسانه‌ها و حتي برخي تحليلگران از احتمال بالاي توافق طي چند روز آينده خبر مي‌دهند اما هنوز رسما چيزي در مورد توافق در روز‌ها و هفته‌هاي آينده مطرح نشده و همه چيز در هاله‌اي از ابهام قرار دارد. اين در حالي است که اخيرا جزئياتي از توافق طرفين منتشر شده بود که آمريکايي‌ها و سپس اروپايي‌ها آن را تکذيب کردند. با اين حال با وجود اينکه هيچ اخباري از جزئيات آنچه ميان طرفين برجام مي‌گذرد در دست نيست همگان منتظرند تا ببينند پس از پاسخ ايران آمريکايي‌ها چه زماني پاسخ خود را خواهند داد تا در نهايت مشخص شود که به توافق سلام خواهيم کرد يا روند امور به سمت و سوي ديگري خواهد رفت. در اين راستا براي بررسي تحولات پيرامون برجام، نزديک بودن اعلام توافق و موضع‌گيري طرفين«آرمان ملي» با محسن جليلوند، تحليلگر مسائل بين‌الملل و استاد دانشگاه به گفت‌وگو پرداخته است که مي‌خوانيد.

با توجه به اتفاقات رخ داده طي چند وقت گذشته و ابراز اميدواري‌ها نسبت به احياي برجام طي چند وقت آينده؛ شرايط پيرامون اين توافق را چگونه اريابي مي‌کنيد؟

شرايط فعلي جو تبليغاتي است که طرفين مي‌خواهند هر طور شده حرف خود را به کرسي بنشانند. من برخلاف اظهارنظر آقاي اوليانوف توافق را قريب‌‌الوقوع نمي‌دانم. آمريکايي‌ها نيز به اسرائيلي‌ها همين را گفته‌اند که توافق قريب‌الوقوع نيست. به نظر مي‌رسد که طرفين در يک زورآزمايي و کشاکشي هستند که جزئيات را به کليات، کليات را به جزئيات، حاشيه را تبديل به متن و متن را تبديل به حاشيه کنند. به هر صورت در اين شرايط همان‌طور که گفتم توافق قريب‌الوقوع نيست هر چند که تاثير رواني خود را مي‌گذارد. در ايران تاثيرات خود را روي بازار دلار و در آمريکا روي بحثي که سناتورها مطرح کردند مي‌گذارد. از طرفي اينکه گفته مي‌شود آمريکايي‌ها بايد انعطاف بيشتري از خود نشان دهند يک انعطاف رسمي داريم و يک انعطاف غير رسمي يعني در انعطاف رسمي شما سندي را امضا مي‌کنيد اما در انعطاف غير رسمي هيچ چيز معلوم نيست و همه چيز در حد حرف است. اکنون آمريکايي‌ها در حوزه انعطاف غيررسمي هستند. يا مثلا فروش نفت ايران يا برخي ديگر از مسائل را بايدن و دولتش ناديده گرفتند و برخلاف دولت ترامپ که سفت مي‌گرفت دولت بايدن تا حدودي انعطاف نشان داده است. هرچند که ايراني‌ها نيز انعطاف‌هايي از خود نشان داده‌اند. سر جمع اينها را مي‌توان لفاظي‌هاي ديپلماتيک دانست. واقع قضيه و آنچه اهميت دارد آن چيزي است که روي ميز گذاشته و داده و ستانده مي‌شود. لذا با توجه به صحبت‌هاي آقاي باقري اين مساله هنوز مشخص نيست. البته چيزهايي که ايران گرفته مشخص است اما اينکه ايران چه امتيازاتي داده هنوز مشخص نيست. آمريکايي‌ها نيز چيزي رو نمي‌کنند. به عقيده خود من طرفين مقداري قضيه را با دو هدف کش مي‌دهند. يکي اينکه ماه نوامبر که انتخابات آمريکا برگزار مي‌شود را رد کنند و آن زمان توازن در کنگره به هم مي‌خورد و اين وقتي به هم بخورد کار دولت بايدن را دچار مشکل مي‌کند. از طرف ديگر درست است که دولت بايدن زياد به ايران سفت نگرفته اما مشکلات اقتصادي همچنان فشار خود را بر ايران وارد مي‌کند و اين بحث مطرح است که از مهرماه کالابرگ ميان مردم توزيع شود. بنابر اين طرفين با هم نمي‌جنگند و با زمان مي‌جنگند.

آمريکايي‌ها از سويي درصدد رسيدن به توافق هستند و از طرفي نمي‌خواهند به نحوي عمل کنند که انتخابات ميان‌دوره‌اي کنگره را از دست بدهند؛ اساسا جمع اين دو رويکرد را چگونه تحليل مي‌کنيد؟

بايدن تاکنون هيچ موفقيتي در سياست خارجي خود نداشته است. از بحث افتضاح خروج از افغانستان و جنگ اوکراين گرفته تا مساله تايوان نشان مي‌دهد که آمريکا هيچ موفقيتي در سياست خارجي نداشته است. البته ذکر اين نکته نيز لازم است که از نظر رأي دهندگان آمريکايي حوزه سياست خارجي در اولويت ششم و هفتم قرار دارد. اولويت رأي دهندگان آمريکايي عملکرد اقتصادي است که مستقيما با تورم آمريکا سر و کار دارد. ولي بايدن به هر صورت براي اينکه يک برگي را رو کند نياز دارد که يک موفقيتي در سياست خارجي داشته باشد و بدش نمي‌آيد که به نحوي موضوع ايران را حل کند و به منافعي دست پيدا کند. حال اگر بتواند به يک توافق و تفاهم درست و حسابي برسد مي‌تواند به مساله کنگره و انتخابات اميدوار باشد اما به نظر نمي‌رسد که بايدن اين برگ برنده را در انتخابات داشته باشد. مساله ديگر نيز اين است که اگر بايدن برگ برنده‌اي در اختيار نداشته باشد و کنگره را از دست بدهد ديگر شرايط براي توافق دشوارتر خواهد شد. اين يک وضعيت پارادوکسيکال را به وجود آورده است. تحت فشار قرار دادن رئيس‌جمهور آمريکا از سوي جمهوري خواهان و اينکه کسان ديگري روي کار بيايند مشکلات بيشتري براي ايران در راه رسيدن به توافق ايجاد خواهد کرد.

با توجه به مسائلي چون در پيش بودن نشست شوراي حکام و شرايطي که بر‌اي آمريکايي‌ها و اروپايي‌ها به وجود آمده نمي‌توان اين اتفاقات را عناصر شتاب‌زايي براي رسيدن طرفين به توافق در نظر گرفت؟

البته غربي‌ها مساله آژانس را به عنوان شمشير داموکلس بالاس سر ايران خواهند داشت و طبيعي است ولي مساله اين است که آژانس چه خواهد گفت. اگر ايران در چارچوب خود پيش برود به نظرم آژانس در اجلاس بعدي به ايران فشار نياورد، اما اگر آمريکايي‌ها ايران را در شرايطي قرار دهند که تصميم اصلي را بگيرد طبيعتا در آژانس با ما تسويه حساب خواهند کرد. البته بايد ديد سياست ايران چيست که ايران فعلا با راهبردي پيش مي‌رود تا بتواند امتيازات بيشتري بگيرد. البته هرچند اين راهبرد به نفع ماست اما باعث مي‌شود آنها در آژانس وضعيت را واژگونه کنند و فشار بيشتري به ايران بياورند.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی