28 مرداد سال 1332 نقطه عطفي در تاريخ پسامشروطه است که هم به لحاظ جامعهشناسي تاريخي و سياسي هم موضوع و مهار قدرت براي فهم جامعه داراي اهميت است. مشروطه حاصل تلاش ايرانيان در پروژه مهار قدرت در دوره مدرن بود و دستاوردها و ناکاميهاي زيادي داشت که با ناتمام ماندن دستاوردهايش به ديکتاتوري رضاخان و رضاشاه انجاميد. دستاوردهاي نرم افزاري نظام مشروطه يعني مفهوم دولت مدرن، مشارکت مدني، حقوق مردم، دموکراسي، احزاب و نقش آنها در برقراري مردمسالاري، نقش قانون و اصالت قانون درجامعه در دوره رضاخان به محاق رفت. البته برخي از دستاوردهاي سختافزاري آن محقق شد اما به دليل آنکه مشروطه داراي ظرفيتهاي بسيار بالايي بود و حاصل 50 سال تجربه قبل از خود توسط فرهيختگان کشور بود با برکناري رضاشاه دوباره فرصت نفس کشيدن پيدا کرد. در سال هاي 1320 الي1332شاهد اين بوديم که بخشهاي نرم افزاري مشروطه مانند احزاب متکثر، قانون و... اهميت پيدا کردند. همچنين مجلس شوراي ملي، سياستورزي مدني، مشارکت عمومي و تلاش براي محدود کردن قدرت دوباره جان تازهاي گرفت . اما کودتاي 28 مرداد شوکي بزرگ براي ناکام گذاشتن آرمانهاي مشروطه بود.پيروزي کودتاي 28 مرداد حاصل سه مثلث استبداد داخلي، همکاري و سازماندهي از عدهاي از لات و لوتها به سرپرستي شعبان بي مخ و مديريت سازمان سيا بود، نشانگر اين است که چنانچه جامعه تنها بخواهد در آرمانهاي تاريخي خود در دوره مدرن يعني، آزادي خواهي و عدالت ورزي متوقف بماند و آن زيرساختهاي لازم جامعه مدرن يعني تشکلهاي مردم نهاد، احزاب قوي،سنديکاها ، آموزش يک جامعه توانمند و... را در نظر نگيرد و از طرف ديگر با يک دولت متکي بر آراي مردم و زيرساختهايي مانند مجلس قوي، تفکيک قواو.. همراه نشود، به نتيجهاي نخواهد رسيد. مهمترين درسي که از کودتاي 28 ميگيريم اين است که اگر به دنبال جامعه قدرتمند و توسعه پايدار هستيم آن هم جامعهاي که نگران آينده خود نباشد، از يک سو بايد به سمت جامعه توانمند متکي بر احزاب قوي حرکت کنيم که داري تشکلهاي مردمنهاد بوده و آموزشهاي لازم را ديده باشد و از سوي ديگر قانونپذير و نقاد هم باشد و در عين حال دولت تصور نکند جامعه قوي رقيب اوست. و از طرف ديگر نيازمند يک دولت توانمند مردم نهاد است و توانايي هستيم که از منابع خود خوب استفاده کند و پايبند به قانون و متکي بر تفکيک قواي واقعي باشد. دولتي که قانونش را از مجلس ميگيرد. اگر تجربه 28 مرداد و تجربه سال هاي بعد از آن به ما نشان دهد لازمه يک توسعه همه جانبه و مستمر دولت توانمند و جامعه قوي است در اين معناست که از 28 مرداد درس خوبي گرفته شده است.