با توجه به وابستگی ایران به کاغذ وارداتی - خصوصا از نوع تحریر- تحریمهای چند سال اخیر، سهم بسزایی در نابسامانی و افزایش قیمت این کالای استراتژیک در کشور داشته است. اوج گرفتن تحریمها از سال 1397 قیمت کاغذ را روی نموداری پرشیب و صعودی بُرد و حتی تخصیص ارز ترجیحی به واردات کاغذ و توزیع سهمیهای کاغذ دولتی میان ناشران که در سال 1398 نمود بیشتری داشت هم نتوانست ترمز تورم را بکشد. در ماههای اخیر، قیمت هر بند کاغذ، رکورد یک میلیون تومان را نیز شکسته است و هنوز، دورنمای روشنی از فرونشاندن عطش مصرف با کاغذ ایرانی و به ثمر نشستن حمایتهای دولتی از واحدهای تولیدی در کشور قابل تصور نیست. حتی به فرض تحقق وعدهها، با توجه به قدیمی بودن ماشینآلات در کشور که عمر میانگین آنها به 40 سال میرسد، هنوز اطلاعات دقیقی از میزان تولید، کیفیت و قیمت تمامشده کاغذ داخلی در دست نیست که ناشران بتوانند مبتنی بر آن، حجم کاغذ مصرفی و خریدهای خود را از بازار آزاد، مدیریت کنند. در این شرایط، چشم دوختن به نتیجه نهایی مذاکرات 5+1 و امیدوار بودن به احیای برجام، رویکرد دور از انتظاری نیست. آخرین خبرها حاکی از آن است که نمایندگان
اتحادیه اروپا، پس از مذاکرات و جلسات متعدد، نسخه پیشنهادی خود را در اختیار کشورهای طرف برجام قرار دادهاند و پذیرش مفاد این تفاهمنامه، میتواند شرایط بازارهای داخلی ایران را متحول کند. بازگشتن طرفین به برجام، یعنی رفع تحریمها و تسهیل در واردات کاغذ. در این شرایط، میتوان امیدوار بود که کار بازرگانان ایرانی در تامین ارز، انتقالات بانکی و حجم واردات، تسهیل شود تا شاهد کاهش قیمتها در بازار کاغذ باشیم. این مساله، همچنین میتواند نسخ انحصارطلبیهایی باشد که در حوزه واردات رقم خورده است. دراین صورت، بازرگانانی که به دلیل محدودیتهای ایجاد شده، فعالیت خود را به سطح فروشندگی کاغذ تنزل داده بودند، این امکان را خواهند داشت که بار دیگر در جایگاه واقعی خود فعالیت داشته باشند. قطعا بازگشتن عنصر رقابت به بازار کاغذ، نتایج خوبی را برای صنایع چاپ و نشر بههمراه خواهد داشت که در سایه آن، میتوان به کاهش قیمتها و به ثبات رسیدن بازار، امیدوار بود. با این وجود، دل بستن به واردات و تداوم مصرف، اتفاق قابل افتخاری نیست. همچنان یکی از مهمترین پرسشها این است که چرا بعد از گذشت 4دهه، صنعت کاغذسازی در ایران از مسیر رشد و
توسعه بازمانده است؟ چرا با وجود ظرفیتهای بالایی که در شمال و جنوب کشور وجود دارد، دولتها به صرافت بهگردش درآوردن چرخ کارخانههای کاغذسازی نیفتادهاند و کمر به تجهیز و نوسازی این صنعت فرسوده نبستهاند؟ اعلام حمایت از سوی دولت اخیر که بعضا در کلام وزرا و مدیران مربوطه شنیده میشود، این امیدواری را ایجاد میکند که تولید کاغذ، بیش از پیش در برنامه توسعه سهم داشته باشد؛ به شرط اینکه حمایتها از سطح پیشخرید کردن کاغذ از یکی دو واحد تولیدی، فراتر برود و گامهای بلندی در زمینه تجهیز کارخانهها با دستگاههای مدرن، برداشته شود. به ثمر نشستن این فرایند، زمانبر است و دستکم به چند سال فعالیت و مدیریت نیاز دارد؛ بنابراین تا رسیدن به منزل مقصود، همچنان باید به بهبود شرایط واردات فکر کرد و امیدوار بود. ضمن اینکه برداشته شدن تحریم و برقراری روابط بین کشورها، در خرید ماشینآلات کاغذسازی مدرن، بهرهمندی از تکنولوژیهای نوین و حتی جذب سرمایهگذاران خارجی نقش چشمگیری خواهد داشت. خودکفایی در تولید کاغذ و تامین صنایع مرتبط، تنها با برنامهریزیهای مدون و دقیق، حاصل میشود و به تمهیداتی چندجانبه نیاز دارد. نه واردات،
هدف نهایی است و نه میتوان تا تحقق وعده خودکفایی، چشم بر شرایط بازار داخلی و رشد صعودی قیمتها بست.