بستن
کد خبر: ۱۰۴۰۱۷۰

آیا سایه موسیقیدان ها را حذف کرد؟

آیا سایه 
موسیقیدان ها را حذف کرد؟
لیلا موسی‌زاده تحلیلگر حوزه فرهنگ و هنر

 

 

 

 

 

 

 

صداي هياهو همچنان پس از مرگ «سايه» بلند است، او که هنوز پيکرش در خاک نرفته و عزادارانش در کنار درخت ارغوان حياط خانه سابق او گرد هم آمده‌اند و تصنيف سپيده او را باهم همخواني مي‌کنند اما در همان حال بسياري ديگر تريبون به دست از مرگ يک توده‌اي ابراز خوشحالي مي‌کنند و البته از عملکرد او در زماني که مديريت برنامه گلها را برعهده داشت به‌عنوان يک حذف‌کننده ياد مي‌کنند که باعث شد خيلي‌ها ديگر نتوانند در برنامه محبوب گلها هنرنمايي کنند و کنار گذاشته شدند چون ابتهاج نمي‌خواست. آن‌چنان در اين تصورات و بحث‌ها که در کانال‌هاي فضاي مجازي و برنامه‌هاي متنوع تلويزيون‌هاي خارجي موج ناسزاگويي بالاگرفته که هرکدام سعي دارند انگ‌هاي سنگين‌تري وارد کنند و سايه را به صفات جديدي بيالايند. هوشنگ ابتهاج در سال 1531 پس از کناره‌گيري محمد ميرنقيبي، مدير برنامه گلهاي راديو شد که تا آن زمان دو دوره يکي درخشان با داوود پيرنيا و يکي نيز دنباله‌رو گذشته با مديريت محمد ميرنقيبي گذرانده بود و در سومين دوره که سايه آن را مديريت کرد هماني شد که بعد از انقلاب قاطبه فضاي هنري موسيقي و هنرمندان بنام موسيقي ايران را شکل دادند. نامداراني چون محمدرضا لطفي، محمدرضا شجريان، حسين عليزاده و پرويز مشکاتيان و ازاين ‌دست هنرمندان پرورش‌يافته مرکز حفظ و اشاعه در پيش از انقلاب که توسط هوشنگ ابتهاج گرداننده ميدان موسيقي راديو شدند و عده‌اي چون محمد حيدري، اکبر گلپايگاني، فرهنگ شريف و منصور نريمان ديگر به‌واسطه حضور او از همکاري بازداشته شدند. البته در اين ميان منصور نريمان ماجراي متفاوتي با ادعاي سه نفر ديگر داشت و بارها اعلام کرده بود که روزي در حياط راديو وقتي همراه جليل شهناز بوده سايه به‌همراه محمدرضا لطفي که آن روزها جواني گمنام بود را مي‌بينند و سايه با اشاره به لطفي در حضور شهناز جسارت مي‌کند که بگويد لطفي همپاي علي اکبرخان شهنازي است و از اين قياس هر دو، نريمان و شهناز، ناراحت مي‌شوند و ديگر به راديو نمي‌روند. اما داستان اکبر گلپايگاني، فرهنگ شريف و محمد حيدري کاملاً متفاوت است آنها مي‌گويند با آمدن ابتهاج از برنامه گلهاي تازه حذف شدند. مساله‌اي که نگارنده راستي آن را از استاد عبدالوهاب شهيدي به‌عنوان پيشکسوت زنده برنامه گلها در سال 49پرسيد که در روزنامه فرهيختگان منتشر شد و شهيدي آن را قاطعانه رد کرد و اين‌گونه به مضمون اعلام کرد که اوايل همه برنامه اجرا کردند و آقاي ابتهاج به آنها برنامه داد. وليکن بعد خودشان نيامدند. اينکه شهيدي درباره ابتهاج با احترام ياد مي‌کرد ناشي از تشخص و شخصيت خود شهيدي بود که جز احترام برنمي‌داشت و حتي سايه نيز در کمال احترام با او برخورد مي‌کرد. اما ديگران خصوصاً کساني‌که به بزم و خوانندگي در کافه عادت داشتند مي‌گويند رفتار ابتهاج جوري بود که آنها کنار رفتند و نتوانستند بمانند و در برنامه گلهاي راديو کار کنند. و اين از آن دست حرف‌هاي مدلل نيست بلکه ربط براي آن بافته‌اند پيش از آنکه بدان توجه کنند که آن دسته از موزيسين‌ها که با سايه همکاري مي‌کردند سبک زندگي و هنرشان چگونه بود که سايه آنها را بزرگ مي‌داشت اما از رفتارهاي نامشخص ديگران که هيچ حد و مرز و حريمي براي خود قائل نبودند دوري مي‌کرد. مساله مهم مورد توجه سايه رفتار و وجنات و سکنات افراد بود چيزي که امروزه به آن لايف استايل افراد مي‌گويند که قاعدتاً سايه جزو آن دسته افراد نبود که نامنظمي اعضاي گروه براي اجرا و ضبط را برتابد يا رفتاري که در کافه داشتند را با او داشته باشند. بد نيست به کتاب خاطرات سايه مراجعه کنيد سايه هرگز از حذف حرفي به ميان نياورده و سند و نوشته‌اي ازاين‌دست که امضاي سايه ذيل آن براي عدم همکاري با موزيسيني باشد وجود ندارد اما مشخص است رفتار مديريتي او مطلوب برخي موزيسين‌ها نبوده است و متقابلاً او رفتار برخي از موزيسين‌ها را نمي‌پسنديده. درنتيجه همه‌چيز در حد اتهام و انگ مانده است. وليکن واقعيت اين است که مدير بايد نيروها و اعضاي گروهش را بتواند انتخاب کند و نگه دارد چنانچه سايه نيز با رفتارش منتخبينش را برگزيد و نگه داشت. رفتاري که ديگر اين روزها عادي شده و همچنان که با هر تغييري در يک پست مديريتي عده‌اي مي‌آيند وعده‌اي از نفرات سابق مي‌روند. اين روندي است که در هرجايي پذيرفته‌شده که مدير بتواند تيم همراه خود را حفظ کند اما اينکه برخي براي رفتار و هنر خود که اتفاقاً برعکس اولي در دومي صاحب سبک هستند حدي وراي تصور قائل شوند که کسي نتواند آنها را رد کند سخن منطقي‌اي نيست.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی