غلامرضا ظريفيان درگفتوگو با «آرمان ملي»:
دولت مدعي، ارتباطي با گروههاي مرجع ندارد
آرمان ملي- احسان اسقايي: تصاويري که اين روزها از سيزدهمين رئيسجمهور ايران اسلامي در رسانهها منتشر ميشود، اوج مردمي بودن وي را نشان ميدهد. عباي مشکي او در جريان بازديد از يکي از شهرهاي ايران به رنگ خاکي درآمده است. زماني که اين عکسها را ميبينيد، از مردمي بودن دولت سيزدهم خواهيد گفت. دولت و رئيس آن در کنار ارتباط با مردم بايد با گروههاي مرجع از جمله هنرمندان، سياستمداران و... ارتباط موثر داشته باشد. سوالي که در اين رابطه به ميان ميآيد اين است که آيا دولت در طرحهاي اقتصادي خود به نظر کارشناسان نياز دارد يا نظر آحاد جامعه؟ آيا دولت در برنامههاي فرهنگي خود به نظر اهالي فرهنگ و در برنامههاي اجتماعي خود به نظر کارشناسان اجتماعي نياز دارد يا مردم در متن جامعه؟ بدون شک دولت نيازمند ارتباط موثرتر با گروههاي مرجع و کارشناسان است. به بهانه يک سالگي دولت سيزدهم «آرمان ملي» گپ کوتاهي با غلامرضا ظريفيان استاد دانشگاه و فعال سياسي اصلاحطلب صورت داده که در ادامه ميخوانيد:
دولت سيزدهم خود را با عنوان و صفت مردمي معرفي ميکند. آيا دولت داراي مولفههاي مردمي است؟
دولت سيزدهم با اقشار مختلف جامعه در ارتباط است. از اين رو خود را مردمي ميداند. اين در حالي است که جريانهاي مختلف فاقد ارتباط با دولت هستند. در اينجا منظور جريانهاي سياسي نيست. بخشي از گروههايي از جمله هنرمندان و اساتيد دانشگاه که داراي رابطه تنگاتنگي با جامعه هستند، ارتباطي با بدنه دولت ندارند. بسياري از اساتيد دانشگاه تجربه فعاليت در دولتهاي مختلف را دارند و حتي تجربه برخي از آنها در سطح بينالمللي است اما دولت فاقد ارتباط با آنهاست.
فقدان ارتباط دولت با گروههاي مختلف نشان از چيست، آيا دولت احساس بينيازي در ارتباط با برقراري رابطه با گروههاي مرجع فارغ از گرايشات سياسي دارد؟
خير منظور اين نيست و دولت احساس بينيازي به ارتباط با مردم ندارد. دولت بعد از شکل گيري در ارتباط با کارشناسان در حاشيه قرار گرفت و به عبارت بهتر انگيزه لازم براي اين ارتباط وجود ندارد. اين مورد بايد به دولت اعلام شود که لازم است از توان ملي نهاد علمي بزرگي مانند دانشگاه استفاده کند.
دولت در طرحهاي اقتصادي گفته است که از توان کارشناسان استفاده کرده و به يک باره تصميم به حذف ارز 4200 توماني نگرفته است؟
دولت درگيريهاي زيادي دارد و فکر ميکند بايد براي حل مشکلات اقتصادي بهطور مداوم بدود. حال اينکه اين دويدن نيازمند يک نقشه راه و تجارب اقتصاددانهاي مطرح علمي، تجربي و بخش خصوصي دارد. از اين جهت دولت بايد از جايگاههاي علمي کشور در شرايط پيچيده اقتصادي استفاده کند. امروز مشاهده ميکنيم رفتارهاي مديريتي معاون اول رئيسجمهور انتقاد اصولگرايان را هم به همراه داشته است.
پس دولت نقشه مهمي براي اداره کشور ندارد؟
دولت بهشدت درگير مسائل اجرايي است و کمتر نگاه ميان مدت و طولاني مدت به چيستي مسائل کشور و درهم تنيدگي آن مسائل دارد. دولت بايد توان جداکردن مسائل کشور را داشته باشد تا با کمک گرفتن از گروههاي مرجع مختلف، توانايي لازم براي حل چالشها و بحرانها و مسائل جاري کشور را داشته باشد.
ارتباط دولت با گروههاي مرجع تا چه ميزان براي دولت مهم است ؟
متأسفانه دولت در برقراري اين ارتباط موفق نبوده براي نمونه در عرصه هنر و هنرمندان شاهد به حاشيه رفتن نقش آنها در جامعه هستيم. هنرمندان نقش مهمي در انگيزه مردم و رفع بحرانها دارند. در ارتباط با گروههاي سياسي هم همين گونه است هيچ کارشناس شناخته شدهاي که اصلاحطلب باشد داراي ارتباط با دولت نيست و اين مورد در اصلاحطلبان خلاصه نميشود بلکه برخي اصولگرايان هم اينگونهاند و آنها هم ارتباط موثري با دولت ندارند.
اگر دولت نتواند آنگونه که لازم است با گروههاي مرجع رابطه برقرار کند چه آثاري از اين عدم ارتباط گريبان دولت را ميگيرد؟
فارغ از اينکه چه شخصي سکان دولت را در دست دارد اگر دولت با روي گشاده و نه به شکل تزئيني و تبليغي بلکه با وسعت نظر سراغ همه افرادي که ميتوانند در فهم مساله اکنون و چارهيابي مسائل برود، دولت ميتواند از برآيند لازم از نظر علمي برخوردار شود. ضعف دولت ميتواند پيامدهايي را براي جامعهاي فراهم آورد که مشکلات آن تلنبار شده است. ببينيد در ابتداي انقلاب مديران معتقد بودند که بايد به گونهاي در اين کشور برنامهريزي کرد که مردم دغدغه معيشت نداشته باشند تا مردم با فراغ بال به مساله فرهنگ، خود يابي، هويت و فهم جهان پيدا کنند. متأسفانه امروز شرايط به گونهاي است که جامعه چنان درگير مسائل ابتدايي خود است که ساير نيازهاي خود را فراموش کرده و دولت در ارتباط با گروههاي مرجع است که ميتواند اين مسائل را درک کند و براي حل آنها چاره انديشي کند.