بستن
کد خبر: ۱۰۴۰۰۸۴

صباترین شاگرد صبا درگذشت

صباترین شاگرد صبا 
درگذشت
لیلا موسی‌زاده تحلیلگر حوزه فرهنگ و هنر

يکي ديگر از بزرگمردان بازمانده از نسل شاگردان استاد نکونام بي‌بديل، ابوالحسن صبا، هم از دنيا رفت. ابراهيم قنبري‌مهر متبحر و متخصص در ساختن انواع سازهاي ايراني و خارجي، روز گذشته در 94سالگي از دنيا رفت تا پرونده شاگردان سرآمد صبا همچون دانه‌هاي تسبيح به آخرين‌ها برسد. قنبري‌مهر به‌طور اختصاصي از صبا آموخت چگونه ويولن بسازد هرچند که ابتدا براي آموختن موسيقي و نوازندگي سراغ صبا رفته بود اما دستان ورزيده‌اش که عمري نجاري کرده و با چوب مأنوس بود، همچنين شناخت دقيق استاد صبا از توان و پتانسيل بالاي شاگردان، قنبري‌مهر را به تمرکز روي ساخت ساز ويولن تشويق کرد و سپس به ساخت انواع سازها گمارد. و در اين ميان شاگرد نيز روحيه و خصايل نيک استادش صبا را انحصاراً از آن خود کرد. اغلب آناني که پيش صبا تلمذ هنر مي‌کردند پس از مدتي در هنرشان به درجه استادي مي‌رسيدند و گوشه‌اي از هنر صبا را بازمي‌نماياندند اما قنبري‌مهر هم در هنر و هم در اخلاق به همانندي استاد خود رسيد. آنچنان که او را تصوير زنده صبا مي‌دانستند. به سبب از دست دادن پدر در خردسالي بود که به کارگاه نجاري جهت امرارمعاش پا گذاشت و اندکي بعد ذوق موسيقي و نوازندگي ويولن او را سر کلاس صبا رسانده بود. هرچند که خيلي زود از نواختن ساز صرف‌نظر کرد اما سازهايي که او ساخت در دستان بهترين موزيسين‌هاي ايران و جهان نواخته و مايه تحسين همگان شد. آرزويي که کمتر سازسازي تحققش را ديده و در برکشيده. اما در اين زمينه شناخت درست و به‌موقع استادش و تجربه روزهاي سخت زندگي‌اش، نجاري، فرصتي خاص در اختيار او نهاد تا بعدتر در سال 1334 که با تأسيس کارگاه ساز سازي به وزارت فرهنگ و هنر پيوست، ذوق و نبوغش روزبه‌روز بيشتر شکوفا شود و در سال 1339 از سوي اداره هنرهاي زيبا به فرانسه فرستاده شد و توانست دوره عالي سازسازي را به‌جاي 2سال در شش ماه به پايان برساند و به کشور برگردد و هنرش را در ايران جهاني سازد؛ آن‌چنان‌که در زمان حضور و بازديد يهودي منوهين، برجسته‌ترين نوازنده ويولن قرن بيستم، از کارگاه سازسازي او، يکي از ويولن‌هاي ساخته قنبري‌مهر را به امتحان نواخت و پس از شگفتي از کيفيتش آن را به‌عنوان هديه با خود همراه برد. و اين‌ها همه حاصل ممارست و روحيه‌اي بود که در دوران متولدين هم‌نسل او در قرن چهاردهم شمسي بسيار بودند و اين روزها شاهد افول اندک ستاره‌هاي باقيمانده آن آسمان پر اختر هستيم بي‌آنکه پس از آنها نسلي چنين هنرمند و کارا پرورش ‌يافته باشد و کسي بتواند ذره‌اي از وجود اساتيد اين‌چنيني را امتداد دهد. حقيقتاً اين پرسشي است که همواره پس از شنيدن خبر درگذشت اساتيد بزرگ مرا با خود به درونم مي‌کشد تا بجويم چه در آن دوران به کودکان ايران‌زمين آموختند و چگونه، که اين‌چنين خود ريشه سترگ يک فرهنگ و هنر را امتداد دادند و خود نيز بخشي از آن شدند؟ و چرا به روزگاري رسيده‌ايم که همه‌چيز بيشتر فيک‌ها و فيکشن‌ها در عرصه جلوه‌اند و اصل‌ها و اصيل‌ها در کنج عزلت!

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی