محسن جليلوند در گفتوگو با «آرمان ملي»:
آمريکا در مقابل ايران کوتاه آمده است
اروپا به سمت فعال کردن اينستکس بدون اجازه آمريکا نميرود
روسيه حريف آساني براي غرب نيست
آرمان ملي- پورحسين: کميسر انرژي اتحاديه اروپا روز سهشنبه گفته است که اعلام گازپروم مبني بر کاهش عرضه گاز به اروپا، از انگيزه سياسي برخوردار است. کادري سيمسون در عين حال اعلام شرکت روسي مبني بر کاهش عرضه گاز به دليل نياز به توقف عملکرد يک توربين را رد و اظهار کرد که ميداند هيچ دليل فني براي انجام اين کار وجود ندارد و اين يک اقدام باانگيزه سياسي است و اروپا بايد براي آن آماده باشد. وي تاکيد کرد که انتظار دارد وزيران اتحاديه اروپا بر سر قوانين اضطراري اين اتحاديه به توافقي دست يابند که کشورهاي عضو را ملزم ميکند تقاضاي گازيشان را محدود کنند. گازپروم، بزرگترين شرکت دولتي گاز روسيه قصد دارد تا از امروز تحويل روزانه گاز به اروپا از طريق خط لوله نورد استريم را 33 ميليون متر مکعب در روز، حدود 20 درصد از ظرفيت اين خط لوله، کاهش دهد. گازپروم با اشاره به تاخير در بازگرداندن توربين گازي از تعمير و نگهداري در کانادا توسط تامين کننده تجهيزات زيمنس انرژي، تحريمها را عامل اين کاهش عرضه دانسته است. اتحاديه اروپا که تحريمهايي عليه مسکو اعمال کرده، قصد دارد استفاده از سوختهاي فسيلي روسيه را متوقف کند. اتفاقي که شايد اروپا را در معرض تصميم گيري سخت قرار دهد و حتي بر برجام نيز اثرگذار باشد. در راستاي بررسي اين مساله «آرمان ملي» گفتوگويي با محسن جليلوند، استاد روابط بينالملل داشته است که در ادامه ميخوانيد.
آيا گرفتار شدن اروپا در بحران انرژي ممکن است سبب شود تا آمريکا نسبت به صادرات انرژي ايران و لغو تحريمها عکسالعملي ديگر نشان دهد؟
بايد توجه داشت که آمريکا نيز نسبت به تحريمهاي ايران موضعي سختگيرانه همچون دوران ترامپ ندارد و بايد قبول کرد که در خصوص برخي مسائل کوتاه آمده است. اينکه مسئولان کشوري امروز عنوان ميکنند ميزان صادرات نفت بيشتر شده است به همين علت است که آمريکا براي مثال نسبت به صادرات نفت ايران به چين، موضعي سختگيرانه ندارد. نگرشي که امروز در عرصه سياسي آمريکا وجود دارد اين است که امروز بايد به هر صورتي که شده با ايران به يک توافق رسيد. کوتاه آمدن آمريکا در قبال صادرات نفت ايران رسمي نيست بلکه يک موضوع غيررسمي است براي اينکه نشان دهد علاقه دارد با ايران به توافق برسد. آمريکا هيچ گاه به صورت علني عنوان نخواهد کرد که نسبت به ايران نرمش نشان ميدهد و از خواستههاي خود کوتاه ميآيد. در اين قضيه نيز هيچ مولفهاي همچون گرفتار شدن اروپا و يا حتي خود آمريکا نيز اثرگذار نيست. آنها شايد برخي گردشهاي مالي ايران را ناديده بگيرند و يا به سمتي حرکت کنند که برخي صادرات را نيز ناديده بگيرند اما هيچ گاه اعلام شکست در مقابل ايران نميکنند. آمريکا هيچ گاه موضعي را اتخاذ نميکند که پس از آن اعلام عقب نشيني از آن موضع کند.
اروپا در صورتي که آمريکا در قبال صادرات ايران چشم پوشي کند، ممکن است بار ديگر به ابزاري نظير اينستکس متوسل شود؟
در اين خصوص چند فرض وجود دارد که بايد مورد توجه قرار گيرد. مساله ايران براي آمريکا يک مساله مهم است و اروپا در مسائل مهم بدون هماهنگي با آمريکا اقدامي انجام نميدهد. اروپا شايد زمستان سختي در پيش داشته باشد اما وضعيت را به شکلي رقم نميزند که خود را در يک ورطه گرفتار کند. اروپا سياستمداران با تجربهاي دارد و ميدانند چگونه گام بردارند که با مشکل مواجه نشوند. امروز آنها به سمت منابع مختلف انرژي جهان رفتهاند تا کمبودهاي خود را جبران کنند تا بتوانند زمستان پيشرو را سپري کنند. اروپا براي خود خطوطي ترسيم ميکند و خود را در آن نگهميدارد تا گرفتار نشود و به همين علت واردات گاز خود را به صورت کامل از روسيه قطع نکردهاند. شايد امسال برايشان سخت باشد اما از سال بعد به راحتي زمستان را سپري ميکنند. اروپاييها ميدانند چگونه عمل کنند حتي اگر شرايط امروز جهان، آنها را در ردههاي پس از آمريکا و چين قرار داده باشد. بنابراين اروپا بدون هماهنگي با آمريکا به سمت مبادله تجاري بزرگ با ايران نميرود.
يعني ممکن است اروپا در مقابل روسيه کوتاه بيايد و براي تامين انرژي خود حاکميت روسيه بر بخشهاي اشغال شده اوکراين را بپذيرد؟
اروپا سعي ميکند تا روندي چندوجهي را در پيش گيرد. اروپا قسمتي از بازي است که قرار بوده تا روسيه بزرگ را گرفتار کند و اين کشور را از يک قدرت بزرگ به يک قدرت معمولي در جهان بدل کند. آنها موفق شدهاند تا روسيه را در اوکراين گرفتار کنند و هزينههاي زيادي به اين ابرقدرت تحميل کنند. اين سياست در قرن نوزدهم نيز وجود داشت که بايد روسيه بسيار بزرگ را به بخشهاي کوچکتر تبديل کرد. اروپا به سمتي نميرود که گرفتاريهاي روسيه را کم کند. اين سياست در قرن بيستم در قبال عثماني نيز اعمال شد و با موفقيت اروپا توانست اين خطر بزرگ را براي خود به يک خطر کوچکتر تبديل کند اما روسيه به مراتب يک حريف سرسختتر است و اروپا و غرب به اين راحتي نميتوانند روسيه را تضعيف کنند و يا آن را تجزيه کنند. غرب و اروپا با روسيه به توافق نخواهند رسيد و نميپذيرند که بخشي از اوکراين را به روسيه واگذار کنند. اروپا تلاش ميکند تا مساله اوکراين را در همين شکل حفظ کند تا دستش براي ضربه زدن به روسيه باز باشد. هرچند در اين زمينه يک اختلاف نيز در ميان کشورهاي اروپايي بهوجود آمده اما برآيند نظر آنها با آمريکا مبني بر اين است که بايد روسيه را همچنان در اوکراين گرفتار نگه داشت.