راههاي مختلفي براي تقويت اعتماد عمومي و سرمايه اجتماعي وجود دارد که يکي از مهمترين آنها اين است که دولت بايد کارآمدي بيشتري از خود نشان دهد و اگر اين اتفاق رخ دهد و به ويژه دولت در حوزه اقتصاد و معيشت مردم عملکردهاي مثبت و موثري از خود بروز دهد طبيعتا در جامعه تاثيرگذار خواهد بود. چرا که در جامعه ما قدرت دولت؛ قدرت کم نظيري است. کارآمد شدن بيشتر دولتها نيز مستلزم به کارگيري همه نيروهاي خلاق ، با تجربه ، دلسوز و کارآمد است. اعتماد مردم چيزي نيست که به راحتي به دست بيايد و يا به راحتي از دست برود. وقتي مردم نگاه ميکنند قولها و وعدههايي که داده مي شود عملا امکان تحقق نمييابند طبيعتا از آنها سلب اعتماد ميشود. البته اين بدان معنا نيست که شعار دادن امر مذمومي باشد ؛ اتفاقا بايد شعار هم باشد ولي مهم اين است که اين شعارها تا چه ميزان قابليت عمل دارد. براي تحقق شعارها نيز پتانسيل بسيار بالايي احتياج است و لازم است که واقعا همه نيروها به کار گرفته شود. نکته قابل توجه اين است که اداره کشور امر بسيار خطيري است و اگر خطير بودن آن درک نشود موجبات سهلانگاري در امر اداره کشور را فراهم ميآورد و تبعات جبرانناپذيري دارد. متاسفانه برخي مسئولان شعارهايي که ميدهند و فکر مي کنند که به همه شعارهايشان ميتوانند عمل کنند. لذا تصور ميکنند همه مشکلات از جانب دولت سابق است و وقتي دولت سابق کنار برود و دولت جديدي بيايد همه مسائل حل ميشود. در حالي که ميبينيم اينگونه نيست و صرفا با جابجايي مديران اتفاقي نميافتد و بايد برنامهريزي درست و مدوني نيز وجود داشته باشد. مثلا دولت در حوزه مبارزه با تورم و گراني شعار داد اما در اين مسائل هم وقتي به عملکرد دولت نگاهي مياندازيم ميبينيم که روند قبلي کمي تشديد شده است. لذا دولت بايد يک بار براي هميشه تصميم بگيرد که به جاي انداختن تقصيرات به گردن دولت قبلي با برنامهريزي و استفاده از اشخاص کارآمدتر ، توانمندتر ، خبرهتر و خوشفکرتر راهکارهايي براي حل مشکلات جامعه پيدا کرده و به حل و فصل آنها بپردازد.