به گفته وزير امور خارجه کشورمان، موجي از شاخصهاي مثبت سياسي، حاکي از احتمال بهبود يا گسترش روابط کشورمان با شماري از کشورهاي حاشيه جنوبي خليج فارس است؛ کويت و امارات متحده، با اعزام سفير، روابطشان را با ايران عادي خواهند کرد و عربستان سعودي، از وزير امر خارجه عراق خواسته است تا اين پيام را براي تهران بفرستد: «رياض آماده خروج از فاز امنيتي مذاکرات و آغاز مرحله سياسي» است که ايبسا به بازگشايي سفارتخانههاي دو کشور بينجامد. فارغ از اينکه قطع روابط با رياض با حرکت خودجوش برخي، اين روابط را به سوي قطع کامل سوق داد، با اين حال، شاخصهاي متعددي نشان ميدهد که اگر دو سفارتخانه، رسما تعطيل نميشد، قرار هم نبود آفتابي سوزان، يخبندان روابط دوجانبه را ذوب کند. وضعيت عربستان پيچيدهتر است. به تعبير بهتر، عواملي در داخل عربستان هستند که مايل نيستند کشور «سَلَفي» آنها با کشور ايران رابطه داشته باشد؛ متعصبند و تعصب، اين روزها بيماري بسياري از جوامع اسلامي و غيراسلامي است. با اين حال، موضوع در همين حد باقي نميماند. اگر از سويي متعصبان شيعه ستيز را ياراي ديدن روابط شکوفاي ميان دو کشور نيست، جريان غربگرا هم که اتفاقا روابط خوبي با جريان متعصبان ندارد، علاقهاي به داشتن روابط با ايران ندارد. چرا؟ خيلي ساده، آنها معتقدند که عربستان سعودي بايد به سان متحد و همپيماني گوش به فرمان، با سياستهاي آمريکا در منطقه همراهي کند. اکنون که سياستهاي آمريکا در خاورميانه، در يک کلمه، يعني در کلمه اسرائيل خلاصه ميشود، نتيجه منطقي اين طرز تفکر، همان موجي است که چند سالي است کشتي سياست خارجي آمريکا را به سواحل اسرائيل نزديک ميکند و باز به واسطه موج اسرائيلستيزان سعودي، از اين سواحل دور ميشود. معضل ديگر حاکم بر روابط دو کشور، معضل يمن است. يمن در روابط ايران با عربستان و امارات متحده، مشکلي کليدي است. مدتهاست که محمد بن سلمان، اين وليعهد جوياي نام سعودي، اميد خود را براي تبديل به فاتح يمن از دست داده است. او نخستين کس، در ميان نوههاي عبدالعزيز بن عبدالرحمن آل سعود، بنيانگذار عربستان سعودي است که چشم به تخت سلطنت اين کشور دوخته است و با توجه به وصيت شاهِ مؤسس که توصيه اکيد به چشمپوشي از يمن داشت، اگر فاتح يمن ميشد، بيگمان، رداي سلطنت شايستهاش بود. اما اين اتفاق نيفتاد که هيچ، جبهه يمن، به تدريج وارد مرحلهاي شد که ممکن بود جبهههايي در داخل عربستان در ميان شيعيان امامي و اسماعيلي و زيدي و غيره بگشايد و منجر به جنگي داخلي شود. محمدبنسلمان، اين شکست را از چشم ايران ميبيند و تکذيبيههاي متعدد ايرانيان هم افاقهاي نميکند. به هر حال، فارغ از راست و دروغ بودن ادعاي وليعهد، اکنون تکليف يمن بايد يک سره شود و اين هم باز با کمک ايرانيان ميسر است. قطعا وليعهد همه کاره حتي از نام ايران هم متنفر است، تا آن جايي که سفارش داد فيلمي کارتوني درباره فتح تهران به دست نيروهاي ارتش سعودي برايش بسازند، اما خواهي نخواهي، گره کور يمن، بيمدد ايران گشوده نخواهد شد. در اين شرايط که نام عربستان سعودي براي آمريکا، صرفا در دارايي و اموال اين کشور محدود شده و حتي بعيد نيست روزي توافق برجام، در روندي ناگهاني، بار ديگر احيا شود، ممکن است که سعوديها آرام آرام، به سياست خارجي عمان و قطر علاقه نشان دهند: «بيطرفي مثبت يا منفي و حل مستقيم اختلافات، بدون نقشآفريني بيگانه.»