از گذشتههای دور، خواب اهمیت ویژهای در ادبیات داشته است از آن جهت که گاه بشارتدهنده بوده است و گاه هشداردهنده. گاهی هم در تبیین مفاهیم متعدد یا انتقال اندیشهها استفاده میشده نظیر شیوهای که «عطار» در منظومههای خویش از آن بهره جسته است. خواب و رؤیا كه در روانشناسـی يـونگی عرصه تفرج در ناخودآگاه است، اصلیترين كنش و موتيف رمان «گذر» است. رمان «گذر» نخستین اثر داستانی نفیسه مرادی، درباره دختریست علاقهمند به ادبیات. «فرانک» دختری درونگرا و مضطرب است و بهدلیل عطوفتی که دارد بیشتر درگیر مشکلات اطرافیانش است تا خودش و خوابهایش تحتالشعاع این احساس هستند. ادبیات، بهویژه شاعر شهید، میرزاده عشقی، موجب شده است تا پیوند دوستی عمیقی میان «فرانک» و استادش «مهشاد» شکل بگیرد اما با خودکشی ناگهانی «مهشاد»، همهچیز ویران میشود. فرانک تنها میماند و تعلیق رمان از همین نقطه آغاز میشود. فرانک میکوشد به چرایی و چگونگی مرگ مهشاد پی ببرد و در این مسیر، پرده از رازهای مهشاد و خودش برداشته میشود. رمان با «کابوس» آغاز میشود. در وهله اول، بستر گفتوگوی راوی یا همان «فرانک» با مخاطب، خواب است. رؤياها و
كابوسها در صفحات نخستین كتاب، با غرابت، پيچيدگی و زبانی خاص كه متناسب با شکلهای وهمآلود و مبهم آنهاست بیان شدهاند و خواننده را برای رخداد اصلی داستان آماده میسازند. با بررسی کابوس اول، مخاطب به این نکته دست مییابد که با وقایع خوشایندی روبهرو نخواهد شد. دیدن خون نشانهای از اتفاقات دردناک است و در خلال داستان نیز به فراخور هر رویداد، خوابها گذشته سرکوبشده «فرانک» را تداعی میکنند. کاربرد مهم خوابها در رمان «گذر»، پرهیز از مستقیمگویی و استفاده از تصاویر، استعاره و نماد است که به داستان بُعدی چندلایه داده و موجب خلق اثری چندلایه، درهمپیچیده و منسجم شده است. رؤياها معنادار و دلالتگرند و کارکردشان گاه پیشگویانه است و گاه بازگشت به گذشته که میتوان آنها را جزوی از پیرنگ شمرد. به این معنا که «فلشبک» در روایت و مرور خاطراتی که در داستان ضروری است در خواب صورت میگیرد. در بیشتر موارد نیز گرههای داستان در خوابهای «فرانک» باز میشوند و نیمه تاریک شخصیتها در کابوسها آشکار میشوند. عنصر خواب در سراسـر رمـان حـضور دارد و گـويی آسـمان زنـدگی «فرانک» را پوشانده است. «فرانک» در كابوسبودن زنـدگی
واقعـی يا واقعیبودن كابوسهای خود ترديد میكند. ساختار روايت رمان چنـین اسـت كـه او بـين خواب و بيداری، كابوس و واقعيت، در رفتوآمد است. تاحدیکه خواب تبدیل میشود به عنصری تکرارشونده یا «موتیف». در ادبیات نگاههای متفاوتی برای تعریف موتیف وجود دارد. بهعقیده برخی منتقدان، دستهای از موتیفها ارجاعات بیرونمتنی دارند مانند نمادها، سمبلها و کهنالگوها. دسته دیگر از موتیفها ارجاعات درونمتنی دارند و در واقع در خود متن ساخته میشوند. از منظر منتقدان بهترین شکل موتیف بهلحاظ زیباییشناسی، چیزی است كه از ترکیب این دو اتفاق ميافتد. در رمان «گذر» نویسنده کوشیده با موتیف درونمتنی آشنازدایی کند و با موتیف بیرونمتنی، مخاطب بیشتری را درگیر معنای رمان کند. در حقیقت خوابهای فرانک، عناصری وحدتدهنده هستند که اجزا یا عناصر داستان را بهنحوی پیوند میدهند تا درونمایه داستان را تقویت کنند.
رستاخیز قهرمان
«باید همه را مینوشتم. تمام آن چیزهایی که داشت از پا درم میآورد را باید مینوشتم. باید همه را احضار میکردم. باید از همه گذر میکردم. وقت گذر بود.» (ص، 144)از واژه گذر مفاهیم و تعابیر مختلفی میتوان برداشت کرد. گذر میتواند نوعی رستاخیز برای «فرانک» باشد چراکه رمان با بازخوانی نمایشنامه «رستاخیز شهریاران ایران» به پایان میرسد. بهجز نمایشنامه پایانی، رمان هشت فصل دارد. بهلحاظ معنوی، هشت، هدف (غایی) رازآموز است که از هفت مرحله یا آسمان گذر کرده، عدد باززایی و رستاخیز است.
گذری به شعر و تاریخ
ميشل زرافا، نویسنده و منتقد فرانسوی میگويد: «نويسنده، تار و پودی از واقعيت را بـرای خواننـده پديـد مـیآورد و بـه همين طريق است كه واقعیت ساخته میشود؛ واقعيتی كه خواننده از آن مطلع اسـت.» در رمان «گذر» نیز فرم و محتوا، درهمتنیده شدهاند و با همسویی و قرابت، روایتی باورپذیر برای مخاطب ساختهاند. این ارتباط چه از لحاظ فرم (در پیشانینوشتها) و چه از لحاظ محتوا (در درونمایه هر فصل) نمایان است. پیشانینوشت هر فصل از رمان، شعر یا تکهای از متون کهن است که پیوندی نزدیک با درونمایه آن فصل دارد. بهعنوان مثال پیشانینوشت فصل اول «گفت: انالله و اناالیه راجعون، بنشین تا بشنوی.» مفهوم «مرگ» را به ذهن متبادر میکند. همچنین نویسنده که نخستین اثر تألیفیاش، مجموعه شعر بوده است، در اولین رمانش کوشیده پیوندی میان شعر و داستان برقرار کند، کمااینکه ردپای تاریخ را نیز نمیتوان نادیده گرفت. «گذر»، رمان تاریخی نیست اما با بیرونکشیدن آدمهایی که در نقاط تاریک تاریخ گمشدهاند سعی در زندهکردن آن وقایع دارد. روشنترین نمونهاش، ماجرای میرزاده عشقی یا اتفاقاتی است که سیفالقلم رقم زد. گویی نویسنده برای شخصیتهای
تاریخی، جشنی مهیا کرده و یکبهیک آنان را در رمانش احضار میکند و برای برانگیختن احساسات دوگانه مخاطب از مفاهیم دوگانه عالم واقع و فراواقع، خواب و بیداری، زمان عینی و ذهنی بهره میجوید. رمان «گذر»، نخستین رمان نفیسه مرادی است که در 162 صفحه و با قیمت 48000 تومان، توسط نشر «نیماژ» منتشر شده است.