هر چه از ابتدای جنگ اوکراین گذشت و ترس اروپاییها از میزان اراده و توانایی نظامی روسیه بیشتر ریخت، هم در کمک کردن به اوکراین جسورتر و هم در گسترش ناتو راسختر شدند. کیفیت و کمیت کمکهایی که از سوی غرب به اوکراین سرازیر میشود، نشان میدهد غرب عزمش را جزم کرده تا اجازه ندهد روسیه در اوکراین حتی یک پیروزی خفیف به دست آورد. البته مقاومت شگفتآور اوکراینیها نیز اراده غرب را تقویت کرد. امروز مشخصا مساله این است که ملتهای همسایه با روسیه در میان دو میدان جاذبه شرق و غرب چه باید بکنند؟ آن چیزی که باعث توسعه ناتو به شرق شد، خواست همین ملتها بود، نه صرفا خواست آمریکا یا کشورهای ناتو. پانزده سال قبل فقط یک اقلیت از مردم اوکراین تمایل داشتند تا این کشور به ناتو بپیوندند. هر چه درگیری با روسیه شدیدتر شد حملات روسها جدیتر شد، تمایل به ناتو هم فزونی یافت. در این میان فنلاند و سوئد هیچگاه تمایلی برای پیوستن به ناتو نداشتند اما با دیدن خارکیف و ماریوپول که زیر آتش میسوختند، تغییر موضع دادند. هیچ کشوری بدون ارادۀ ملی یعنی بدون تصویب پارلمانش به ناتو نمیپیوندد. حالا اگر روسیه در برابر پیوستن فنلاند به ناتو واکنشی درخور نشان ندهد، متحمل شکست بزرگی شده است. کافی است به جواب مسکو به احتمال پیوستن فنلاند به ناتو توجه کنیم. مسکو پیوستن فنلاند به ناتو را تهدید بسیار بزرگی برای خود میداند. یعنی جنگ اوکراین نه تنها یک تهدید را خنثی نکرد بلکه تهدیدی بزرگتر هم برای روسیه پدید آورد. نزدیکی اوکراین به غرب هم بسیار بیشتر شد. عملا نهایت اتحاد نظامی و سیاسی میان اوکراین و غرب پدید آمده است و عملا اوکراین دیگر بخشی از غرب است. وقتی روسیه فهمید نمیتواند به راحتی کیف و بخش عمده اوکراین را تصرف کند، از جبهه شمالی عقب نشینی کرد و روی شرق تمرکز کرد تا کل دنباس در شرق و چند شهر استراتژیک را بگیرد اما در این هدف نیز تا امروز ناموفق بوده است. البته مشخص بود که پوتین میخواهد دامنه جنگ را کوچک کند و زودتر بساط آن را جمع کند که پس ایده عاقلانهای بود. ترساندن اروپاییها از جنگ جهانی از همان اول هم مشخص بود پوچ است، زیرا روسیه متحدی که حاضر به جنگ در کنارش باشد ندارد. یگانه متحد جنگیاش، لوکاشنکو، نسبتا عاقلانه عمل کرد. جنگ هستهای نیز از اول مشخص بود چیزی جز بلوف نیست. به کارگیری تسلیحات هستهای علیه یک قدرت غیرهستهای معنا و دلیلی ندارد. جنگ هستهای در برابر یک قدرت هستهای هم بیمعناست. کسی که در خانه شیشهای نشسته است، سنگ پرانی نمیکند. این مساله در خصوص پیوستن سوئد و فنلاند به ناتو نیز صدق میکند.