مرتضي مکي در گفتوگو با «آرمان ملي»:
بايدن « پلن بي »خود را آغاز کرد
اختلاف ميان بايدن و اسرائيل در قبال ايران زياد است
بايدن به سمت جنگ با ايران نميرود
آرمان ملي- پورحسين: نخست وزير موقت اسرائيل در جلسه هفتگي کابينه گفت که در ديدار با رئيسجمهوري آمريکا در جريان سفر اخير او به سرزمينهاي اشغالي مخالفت خود را با حصول هرگونه توافق بر سر موضوع هستهاي ايران اعلام کرده است. نخست وزير رژيم صهيونيستي همچنين گفت که به بايدن تاکيد کرده است، اسرائيل حق خود را براي اقدام ديپلماتيک و هر اقدام ديگري براي مقابله با آنچه دستيابي ايران به سلاح هستهاي عنوان کرد، محفوظ ميداند. در همين حال و در پايان سفر بايدن به سرزمينهاي اشغالي يک سند مشترک موسوم به اعلانيه بيتالمقدس منتشر شد که روابط راهبردي ميان آمريکا و اسرائيل در سالهاي آينده تشريح شده و در بخشهايي از آن در رابطه با ايران آمده است که آمريکا و اسرائيل مانع از دستيابي ايران به سلاح هستهاي خواهند شد. اين در حالي است که بسياري بر اين باورند اختلاف نظر ميان بايدن و سران دولت اسرائيل در جريان اين سفر مشهود بوده است. در راستاي بررسي اين مساله «آرمان ملي» گفتوگويي با مرتضي مکي، تحليلگر ارشد مسائل بينالملل داشته است که در ادامه ميخوانيد.
چه مولفهاي سبب ميشود تا در سفر بايدن به خاورميانه اجماعي عليه ايران شکل نگيرد؟
بايد توجه داشت که يک متغير بسيار مهم در عرصه سياسي وجود دارد که بايد مورد توجه قرار گيرد. اين متغير که در سياستهاي خاورميانهاي آمريکا ديده ميشود، تفاوت نگاهها در آمريکا در زمينه تقابل با ايران است. امروز دو نگاه فکري متفاوت در آمريکا وجود دارد که هر کدام براي تقابل با ايران نظري متفاوت دارند. يک گروه نئومحافظهکاران هستند که بهشدت معتقد به اعمال سياستهاي تهاجمي عليه ايران هستند و نظر نزديکي به اسرائيل دارند و غالبا در حزب جمهوريخواه آمريکا فعاليت ميکنند. گروه ديگر ليبرالها هستند که بيشتر در ميان حزب دموکرات آمريکا ديده ميشوند. درست است که تفاوت زيادي در نگاه ليبرالها و نئومحافظهکاران نسبت به ايران وجود ندارد و هر دوي اين گروهها بر اين باور هستند که بايد فعاليت هستهاي ايران تعطيل، قدرت نظامي ايران تقليل و نفوذ منطقهاي ايران پايان يابد اما در نوع مقابله با ايران ليبرالها بر اين باور هستند که بايد از مسير سياسي و ديپلماتيک وارد شد و نبايد وارد درگيري سخت شد. اين رويکرد در دولت اوباما پيگيري ميشد و تقابل سخت از فهرست خارج شد. شايد در آن مقطع سختترين تحريمها عليه ايران وضع شد اما در همان دوره نيز باب گفتوگو و مذاکره باز شد و طرفين به يک توافق رسيدند.
بايدن با توجه به سبقه سياسي که دارد با هدف ديپلماتيک به منطقه سفر کرده بود؟
مشخصا بايدن در سفر به اسرائيل به دنبال تحکيم روابط با دولت اسرائيل بوده اما همچون اغلب دموکراتها بر اين مساله تاکيد کرده است که بايد از مسير سياسي و ديپلماتيک با ايران تقابل کرد و اين همان اختلافي است که عنوان ميشود ميان بايدن و دولتمردان اسرائيل وجود داشته است. بايدن در سفر به رياض نيز بر مساله راه حل ديپلماتيک تاکيد ميکند و در آنجا ساير کشورها نيز همراه ميشوند و عنوان ميکنند که آماده همکاري با ايران در منطقه هستند. سفر بايدن به همين علت آن چنان که اسرائيل تبليغ ميکند، براي آنها دستاوردي نداشته است و آنچه پيش از سفر مدنظر داشتند، محقق نشد. هرچند تلاش کردند با تفاهمهايي اين اختلافات را کمرنگ نشان دهند. نبايد فراموش کرد که منطقه خاورميانه از اهميت ويژهاي برخوردار است. يکي از دلايل اصلي آن هم انرژي و منابع نفت و گاز منطقه است. اين منطقه منبع اصلي انرژي جهان است و هرگونه تحول در آن ميتواند بر روند محاسبات سياسي و امنيتي کل جهان اثرگذار باشد. از اين رو آمريکا همواره سعي دارد نفوذ خود بر اين منطقه از جهان را حفظ کند. با اين وجود سفر کنوني بايدن به منطقه تحت تأثير يک اتفاق مهم است که طي 6 ماه گذشته جهان را متأثر کرده است. افزايش قيمت انرژي تحت تأثير جنگ اوکراين يک بعد اين سفر است. در اين راستا تشويق عربستان سعودي به توليد نفت بيشتر براي متعادل کردن بازار يک هدف بود که به نظر ميرسد محقق شده است و بايدن به همين علت سفر خود را بينتيجه نميداند.
بايدن پس از اين سفر به خاورميانه، چه راهبردي را در پيش خواهد گرفت؟
بايد توجه داشت که درست است بايدن به دنبال مسير ديپلماتيک است اما ميداند که احتمال دارد ايران با توافق فعلي موافقت نداشته باشد. به همين علت بايدن به سمت اجرايي کردن پلن b خود رفته است. بايدن هدف اولش احياي برجام است اما اگر اين هدف محقق نشد به دنبال فشار شديد سياسي و اقتصادي عليه ايران خواهد رفت. مشخصا در هفتههاي پيشرو تکليف برجام مشخص خواهد شد و تعيين تکليف برجام سياستهاي خاورميانهاي آمريکا را نيز مشخص خواهد کرد. امري که ميتواند دو روي متفاوت داشته باشد. بايد توجه داشت که سفر جو بايدن به عربستان از جنبههايي مهمتر از سفر به اسرائيل است. اين سفر در شرايطي انجام ميشود که دموکراتها در سالهاي اخير انتقادات بسيار تندي را عليه اقدامات ناقض حقوق بشر رياض مطرح کردهاند. جو بايدن در دوران رياستجمهوري ترامپ و انعکاس خبر قتل جمال خاشقچي در عرصه جهاني، از محمد بنسلمان به عنوان يک چهره منفور ياد کرده بود اما اکنون با توجه به تحولاتي که در عرصه منطقه و جهان رخ داده در تلاش است تا از عربستان يک متحد و شريک استراتژيک ايجاد کند و سفر او به اين کشور در تضاد با اظهارات و رويکرد پيشين رئيسجمهوري ايالات متحده آمريکاست.