فجرسپاسي در پايان فصل قبل به ليگ دسته اول سقوط کرد. غلامحسين پيرواني در خصوص سابقه تيمهاي شيرازي صحبت کرد.
اينکه ميگويند برقشيراز اسکلتبندي تيمهاي ملي جوانان را تشکيل ميداد، درست است؟
دقيقا همينطور است. آن موقع که معنويت در فوتبال حرف اول و آخر را ميزد تيم برق هر سال 5 يا 6 بازيکن به تيمملي جوانان ميداد اما حالا سازندگي معنا و مفهوم خودش را از دست داده و همه به قول معروف حاضريخور شدهاند. آن موقع تيمهاي جوانان و اميد شيراز هر سال قهرمان کشور ميشدند. اين حکايت فوتبال در همه شهرهاي ايران است. الان ديگر هيچ نشاني از تيمهاي برق شيراز، ابومسلم مشهد، راهآهن و بانک ملي، آرارات، عقاب و پاس تهران نيست. وقتي يک تيم 200 ميليارد تومان هزينه ميکند و يک تيم شهرستاني با 20 ميليارد تومان بايد فصل را تمام کند بهتر از اين نميشود. يکبار با تيم فجرسپاسي 5 بر 2 به پرسپوليس باختيم و من بعداز اين بازي گفتم اين جنگ ژ3 بود و تفنگ بادي.
فجرسپاسي چگونه در شيراز پا گرفت؟
بعداز برق شيراز، فجر شهيدسپاسي به کارخانه بازيکنسازي فوتبال ايران بدل شد. اگر بخواهم با آمار و ارقام صحبت کنم تيمهاي شيرازي بيش از 100 بازيکن به فوتبال ايران معرفي کردند. تيم فجر شهيدسپاسي هم در سال 1367 و با خريد امتياز تيم بهزاد شيراز فعاليتش را با مديريت سرهنگ جعفري شروع کرد. شهيد مجيد سپاسي نام يکي از همرزمان قديمي سرهنگ جعفري در دوران جنگ بود و او به همين خاطر اسم تيم را به فجر شهيدسپاسي تغيير داد. اين تيم با سرمربيگري ابراهيم قاسمپور از ليگ دو به ليگ دسته اول صعود کرد؛ آن موقع ليگبرتر نداشتيم، ليگ 2 بود و ليگ يک.
اميد همه شيرازيها به «فجر» است، اينطور نيست؟
بله، فجر شهيدسپاسي به هــــزار و يک دليل بايد زنده بماند و نفس بکشد. وقتي سرمربي اين تيم بودم 4 بار پرسپوليس را در تهران شکست داديم و يکبار در تهران 4 گل به اين تيم زديم. آن موقع استقلال را هم در شيراز برديم. آن موقع صداقت در رفتار و کردار بازيکنان و مربيان وجود داشت و ماديات مثل خوره به جان فوتبال شيراز نيفتاده بود. ميگويند اگر پولدار باشي اما فهم و کمال نداشته باشي بهجايي نميرسي اما الان اين عبارت در فوتبال نقض شده است