بستن
کد خبر: ۱۰۳۸۳۵۴

حسینعلی نیری در مورد اعدام‌های سال ۶۷:

حسینعلی نیری در مورد
 اعدام‌های سال ۶۷:


نمی‌شود با «قربانت بروم و فدایت بشوم» کشور را اداره کرد
آرمان ملی: حجت‌الاسلام والسملین حسینعلی نیری، رئیس دادگاه انتظامی قضات درمورد اعدام‌های دهه 60 گفت: آن برهه شرایط ویژه‌ای بود. وضع مملکت بحرانی بود. یعنی اگر قاطعیت امام(ره) نبود شاید ما اصلا این امنیت را نداشتیم. روزی ۵۰ - ۶۰ ترور در تهران و شهر‌های دیگر اتفاق می‌افتاد. در این شرایط بحرانی باید چه کرد؟ باید حکم قاطعی داد. آن که دادگاه را اداره می‌کند و مسائل در دستش است باید مسئله را جمع کند. در این شرایط که نمی‌شود با «قربانت بروم و فدایت بشوم» کشور را اداره کرد. بخشی از مصاحبه مرکز اسناد انقلاب با نیری به مناسبت هشتمین سال درگذشت آیت‌الله محمدی گیلانی، اولین رئیس دادگاه انقلاب به شرح زیر است:
در دهــه 60 و اوج فعالیت‌های گروهک‌ها نقش حاج آقای گیلانی در محاکمه و برخورد با منافقین چه بود؟
ایشان رئیس محاکم بود. چند تا شعبه زیر نظر ایشان کار می‌کرد. ایشان عدالت را در حد اعلی مراعات می‌کرد. در اداره دادگاه عدالت را رعایت می‌کرد. برخورد معقولی داشت. به ما هم سفارش می‌کرد و می‌گفت حالا این شخص آدم کشته، محاکمه‌اش کنید، اگر حقش اعدام است خب اعدام شود؛ اگر زندانی است، زندان برود؛ اگر باید شلاق بخورد شلاق بخورد... در بعضی از موارد ایشان می‌فرمود خدا حکمش را معین کرده، این شخص آدم کشته باشد کشته شود، ترور کرده باید اعدام شود؛ حالا من چگونه دلسوزی کنم؟ آنجا عمل فحشا انجام داده، خدا گفته صد ضربه شلاق باید بخورد؛ من بگویم دلم می‌سوزد و نباید شلاق بخورد؟ ایشان توجهش به خدا و مسائل اخلاقی در حد اعلی بود. بالاخره شاگرد علامه طباطبایی و آیت‌الله بهجت بود و به این جهت جامع محاسن بود. ولی در این مسائل همین که می‌دانست حکم خدا و مسئله شرعی این است کوتاه نمی‌آمد.
بحثی که در این چند سال اخیر مطرح کردند بحث اعدام‌های دهه شصت و به خصوص سال 1367 است. در این زمینه نکته‌ای دارید؟
آن برهه شرایط ویژه‌ای بود. وضع مملکت بحرانی بود. یعنی اگر قاطعیت امام(ره) نبود شاید ما اصلا این امنیت را نداشتیم. شاید اصلا وضعیت طور دیگری بود. روزی 50 - 60 ترور در تهران و شهرهای دیگر اتفاق می‌افتاد. در این شرایط بحرانی باید چه کرد؟ باید حکم قاطعی داد. آن که دادگاه را اداره می‌کند و مسائل در دستش است باید مسئله را جمع کند. در این شرایط که نمی‌شود با «قربانت بروم و فدایت بشوم» کشور را اداره کرد!
می‌گویند کسی که در زندان بود و داشت حبسش را می‌گذراند چه لزومی داشت که مجدد محاکمه شود؟
این‌ها به خاطر همان پرونده محاکمه نشدند که؛ این‌ها در زندان دوباره شلوغ کردند. در فضای زندان باز هم انسجام خودشان را داشتند. نه تنها رابطه تشکیلاتی داشتند بلکه تشکیلات جدیدی هم درون زندان به وجود آورده بودند. از راه‌هایی که می‌دانستند، از بیرون اطلاعات کسب می‌کردند. جو زندان دستشان بود و لذا توطئه‌های جدید در کار بود. اینطور نبود که آن‌ها فقط بخواهند ایام حبسشان را بگذرانند. یک وقت کسی مثلا پنج سال زندانی است می‌گوید من باید پنج سال زندان بمانم دیگر چه کار دارم چه می‌کنند؟ ولی این‌ها توطئه کرده بودند و هماهنگی از بیرون داشتند. یعنی عناد خودشان را می‌خواستند ادامه بدهند. این‌ها می‌گفتند ما ضرر اقتصادی به نظام بزنیم.
یک نامه‌ای سال 1391 به روزنامه جمهوری اسلامی نوشتید درباره پسران حاج آقای محمدی گیلانی، ماجرا چه بود؟
فرزندان آیت‌الله گیلانی دوتایشان در زمین منافقین فعالیت می‌کردند. خب این‌ها در آن درگیری‌ها کشته شده بودند. شایعه شده بود که ایشان حکم اعدام بچه‌هایش را داده. این دروغ بود. بچه‌های ایشان کارشان به زندان نکشید و در درگیری کشته شدند. منتها شایعه کرده بودند که ایشان حکم اعدام داده است. عده‌ای می‌خواستند از این موضوع سوءاستفاده کنند و بگویند ایشان اینقدر آدم قسی‌القلبی است که حکم اعدام بچه‌هایش را داده، از آن طرف عده‌ای می‌گفتند چه آدم اخلاقمداری است که اینطور کرده. بعضی‌ها می‌گفتند ایشان چقدر انقلابی است که حتی حکم اعدام بچه‌هایش را هم داده است. در حالی که این مطلب دروغ بود. بچه‌های ایشان دستگیر نشدند که محاکمه و اعدام شوند.
واکنش ایشان به این شایعات چه بود؟
ایشان فقط می‌گفت: من چه کنم بچه‌هایم به این سرنوشت گرفتار شدند؟ من اجازه ندارم حتی برای این‌ها گریه کنم که فردای قیامت خدا به من بگوید برای این بچه منافق چرا گریه کردی؟

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی