خبر دورنگ شدن مجسمه حکيم طوس، خالق اثر سترگ شاهنامه، ابوالقاسم فردوسي، يکي از اخبار جنجالي روزهاي اخير بوده است. جنجالي و وايرال شدن اين خبر البته به معناي تازگي آن نيست. آنطور که روايت شده، مديريت شهري تهران، در قالب طرح ترميم آثار شهري، تصميم به شستوشوي يکي از مشهورترين المانهاي شهري در ايران؛ يعني مجسمه فردوسي؛ ساخته دست ابوالحسن صديقي، نقاش و مجسمهساز مشهور ايراني ميگيرد. عمليات آغاز ميشود و بنا به دلايل نامعلوم، نيمهکاره رها ميشود و همچنان اين مجسمه خاطرهبرانگيز، نيمشسته باقي مانده؛ جوري که انگار دورنگ شدن حاصل از عمليات نيمهکاره شستوشوگران، در گذار ماهها و فصلها، بيشتر و بيشتر پديدار شده است. اين احتمال را دادهاند که مسئولان وقت، پس از مشاهده تاثيرات مخرب مواد شوينده و تغيير رنگ مجسمه سنگي ميدان فردوسي، از ادامه کار دست کشيدهاند. البته معاون فرهنگي و هنرهاي شهري سازمان زيباسازي شهر تهران نظريه ديگري را نيز محتمل دانسته که معوق ماندن کار به دليل تغييرات مديريتي در شهرداري و معاونتهاي مربوطه بوده است. به هر تقدير اين مسأله؛ يعني دورنگ شدن مجسمه يکي از مشاهير ايران و البته جهان، نگراني عام و خاص را درپي داشته است. طبيعتا بخشي از اين نگرانيها، به سرنوشت اين اثر هنري شاخص و وضعيت ترميمپذيري آن بازميگردد. کمااينکه طي چندروز گذشته، تعداد زيادي از مجسمهسازان و فعالان در گرايش هنرهاي حجمي درباره اهميتهاي تاريخي و هنري اين مجسمه، اظهاراتي توأم با نگراني داشتهاند. اما به نظر ميرسيد بيشتر از اين، بايد نگران غفلت از تفکر در طراحي و اجرايي کردن عملياتهايي از اين دست در قالب مديريت شهري بود. اينکه سازمان مربوطه که تصديگري حفظ و حفاظت از آثار شهري را به عهده دارد، با اسم «ترميم» و بدون بهرهمندي از اطلاعات تخصصي، تاثير مواد شيميايي بر سنگ و قسعليهذا... وارد بحث اجرا ميشود و در فرايند شستوشوي يکي از المانهاي هويتي شهر تهران، آزمون و خطا ميکند، نگرانکننده است. در اين زمينه، نگرانيهايي وجود دارد مبني براينکه ممکن است برخي از ظرايف هنري در اين مجسمه، حين عمليات شستوشو و لايهبرداري، از بين رفته باشد که در اين صورت، عاملان اين اقدام بايد پاسخگو باشند. اينکه رد مقصران اين اتفاق را در سياهه مديران سابق شهري بگيريم، بحث ديگري است، اما ضمانت تکرار نشدن اتفاقاتي از اين دست -که ممکن بود مثلا روي سازه ميدان آزادي رخ دهد و واکنشهاي رسانهاي به مراتب شديدتري را حتي در رسانههاي خارجي به همراه داشته باشد- مهمتر است. مساله بعدي، ترميم مجسمه فردوسي و بازگرداندن آن به حالت اوليه است. روزگذشته، رئيس کميسيون فرهنگي و اجتماعي شوراي اسلامي شهر تهران در هفتاد و پنجمين جلسه اين شورا با اشاره به بلايي که بر سر مجسمه فردوسي آمده، بر ترميم و رفع مشکل دورنگ شدن آن تاکيد کرده است. اين انتظار وجود دارد دستِ کم حالا که انتشار اخبار متعدد، مديران شهري را به صرافت ترميم اين اثر انداخته، خوب است که به دور از تعجيل و تکرار اقدامات نسنجيده، با تکيه و بر دانش و اطلاعات لازم، عمليات ترميم آغاز شود. پيکره بزرگترين ميراث زبان و ادبي پارسي، جاي اشتباه کردن نيست. البته مدير روابط عمومي سازمان زيباسازي شهر تهران در مطلبي، اصل دورنگ شدن به دليل شستوشو را منکر شده و مدير ديگري عمليات شستوشو را به دوره مديريت سابق نسبت داده است. راستش را بخواهيد؛ هيچ فرقي نميکند که کي و زير نظر چه کسي اين اتفاق افتاده، مهم اين است که مسئوليت حفظ و نگهداري از آثار شهري و المانهاي تاريخي، برعهده مسئولان شهري است. به هر دليل؛ روا نيست مجسمه شاعري که زماني در وصف حالات فريدون هنگام مواجهه با سر بريده پسرش ايرج سروده: «دريده درفش و نگونسار کوس/ رخ نامداران به رنگ آبنوس» اين طور رنگپريده و ناساز به چشم بيايد.