بستن
کد خبر: ۱۰۳۸۰۰۶

حال هوش اجتماعي کودک‌تان چطور است؟

حال هوش اجتماعي کودک‌تان چطور است؟

توجه به موضوع هوش کودک از همان روزهاي پيش از تولد براي پدر و مادر و توصيه‌هاي مربوط به آن آغاز مي‌شود. يک مادر در طول دوران بارداري، با انواع و اقسام توصيه‌هاي پزشکي و طب‌سنتي روبه‌رو مي‌شود تا هوش فرزندش بالا برود. دکتر فاطمه قاسم‌زاده، رواشناس کودک مي‌گويد: دو نوع تقسيم‌بندي براي هوش داريم: اولين آن سنتي‌ترين تقسيم‌بندي است که از واژه رشد به‌جاي هوش استفاده کرده و رشد و يا همان هوش را به چهار دسته رشد جسمي‌حرکتي، رشد شناختي، رشد عاطفي و رشد اجتماعي تفکيک کرده است. قاسم‌زاده افزود: يک نظريه جديدتري توسط گاردنر مطرح شد که او هوش کودک و به‌طور کلي انسان‌ها از بدو تولد را در هفت گروه، گنجاند. هوش زبان‌شناختي که کودکاني را تعريف مي‌کند که در زمينه ادبيات و شعر و حالات قصه‌گويي، استعداد خوبي دارند. هوش منطقي‌رياضي که اشاره به کودکاني دارد که در زمينه محاسبه و اعداد و ارقام و رياضي مهارت دارند. هوش موسيقيايي که از هوش هنري نشات مي‌گيرد. هوش فضايي که کودکاني که به موضوعات نجوم و ماورايي علاقه دارند را خطاب قرار مي‌دهد. هوش بدني‌حرکتي که براي کودکاني تعريف مي‌شود که به انواع ورزش‌ها علاقه‌مند هستند و توانمندي بيشتري دارند. هوش طبيعت‌گرا که نشان‌دهنده حالات احساسي به طبيعت و موضوعات ذاتي دنيا دارد و گاردنر نهايتا هم به هوش ميان‌فردي اشاره مي‌کند که همان هوش اجتماعي است؛ يعني توانايي برقراري ارتباط با افراد ديگر که طبيعتا عده‌اي در اين زمينه توانمند هستند و عده‌اي ديگر نه. در واقع هوش اجتماعي توانايي کنارآمدن و همکاري‌کردن با ديگران است؛ هوشي که در دسته مهارت‌هاي فردي تعريف مي‌شود و به کودک توانايي اين را مي‌دهد که در زندگي‌اش، عکس‌العمل بهتري نسبت به اتفاقات داشته باشد.

علاقه‌ کودک پيگيري شود

اما چرا انواع هوش تا به اين اندازه اهميت پيدا کرده است؟ فاطمه قاسم زاده معتقد است که همين دسته‌بندي انواع هوش است که به ما مي‌فهماند که همه کودکان و دانش‌آموزان را يک‌شکل تصور نکنيم و با همه آن‌ها برخورد يکسان نداشته باشيم: ولي ما چطور با بچه‌هايمان برخورد مي‌کنيم؟ بدون در نظرگرفتن تفاوت‌هايشان از که از تفاوت‌هاي هوش و رشد آنها برمي‌آيد، برنامه‌اي شبيه به هم برايشان مي‌ريزيم و انتظار داريم که همه آنها در همه اين برنامه‌ها، عالي‌ترين باشند. قاسم‌زاده مي‌گويد: شايد خواندن و نوشتن و تعداد محدودي ديگر از آموزش‌ها باشد که لازم است به‌طور يکسان به همه آموزش داده شود اما فارغ از اين موضوعات، برنامه آموزشي براي کودکان بايد به گونه‌اي باشد که کودکان بتوانند علاقه‌مندي‌هاي خودشان را پيگيري کنند؛ علاقه‌مندي‌هايي که از تفاوت‌هاي هوشي و رشدي آنها حاصل مي‌شود. اين روانشناس کودک پدر و مادران را خطاب قرار مي‌دهد که از فرزندانشان در همه دروس انتظار نمره بيست نداشته باشند: طبيعتا کودکي که هوش منطقي رياضي دارد با کسي که هوش ميان‌فردي يا همان هوش اجتماعي‌ بالاتري دارد، متفاوت است. براي همين هم انتظارات يکساني از آنها، انتظار بسيار نابه‌جايي است.

هوش اجتماعي را درياب

هوش اجتماعي، به نگاه و توجه ويژه‌اي نياز دارد؛ چرا که اين نوع از هوش آنقدر مهم و با اهميت بوده است که حتي در بين چهار جنبه اصلي رشد انساني هم وجود دارد: اگر کودک‌مان تمايل به برقراري ارتباط با آدم‌ها دارد، اگر مي‌بينيم که از مهمان استقبال مي‌کند و اگر علاقه زيادي به پيدا کردن دوست دارد، هوش اجتماعي او را دست‌کم نگيريد. قاسم‌زاده‌ اظهارکرد که حتي کودک اگر چنين ويژگي‌هايي ندارد هم باز او را به سمت تعامالات اجتماعي سوق بدهيد: هوش اجتماعي وزنه بزرگي براي زندگي بهتر او در آينده خواهد بود. اينطور که معلوم است، روانشناسان حوزه کودک به اتفاق معتقدند که هوش اجتماعي، جهان‌بيني خوبي به کودک مي‌دهد؛ پس اگر هوش اجتماعي بالايي دارد، آن را در همان سطح نگهداردي و اگر ندارد، به بهبود کيفيتش کمک کنيد.

اين هوش در خطر است

اغراق نيست اگر بگوييم ويروس کرونا توانست در هر موضوع اجتماعي رخنه کند و آسيبي به پيکر آن برساند؛ آنقدر که توجه و ارتقا هوش اجتماعي کودکان را هم با تهديداتي جدي روبه‌رو کرد. موضوعي که حتي به واکاوي‌هاي عميقي هم براي چرايي‌اش نياز ندارد. ماندگارشدن کودکان در خانه و محدودشدن ارتباط آنها با دنياي بيرون تنها با يک ابزار الکترونيکي، مخرب‌ترين پيامدي بود که کرونا براي هوش اجتماعي کودکان به‌همراه داشت: «قطع ارتباط و يا کم‌رنگ‌شدن ارتباط کودکان با دوستان و همسن و سالانشان، به سادگي مي‌تواند هوش اجتماعي آن را به خطر بيندازد؛ هوشي که در آينده و براي حضور در اجتماع به‌طور جدي به آن نياز دارند. قاسم‌زاده ادامه داد: تعاملات عادي مانند صحبت‌کردن، بازي‌کردن، دست‌دادن، کمک‌کردن به همديگر، خنديدن و حتي قهر و آشتي‌هاي کودکانه هم نوعي پله براي ارتقا هوش اجتماعي بچه‌هاست که ما حق نداريم اين فرصت‌ها را تحت هر شرايطي از آنها بگيريم. قاسم‌زاده افزود: بايد بتوانيم هوش اجتماعي کودک را در چهارچوب‌هاي سلامت جسمي، تقويت کنيم: مثلا بردن کودک به پارک در زمان خلوت يا برگزاري مهماني‌هاي خانوادگي با جمعيت بسيار کم. واقعيت اين است که همدلي با دوستانش در يک مهماني يا سختکوشي و تلاش براي رسيدن به خواسته‌اش که مي‌تواند سوار شدن بر روي يک تاب باشد هم مي‌تواند به بهبود کيفيت هوش اجتماعي کودک کمک کند. اما حالا چه اتفاقي افتاده است؟ تنها دست‌آورد مدرسه‌رفتن براي بچه‌ها، نشستن پاي تلفن‌هاي همراه و حضور در سامانه شاد است که عملا هيچ دست‌آورد اضافه‌اي براي ارتقاي انواع هوش‌شان ندارد. از نظر کارشناسان حوزه کودک، انتظار نمره خوب و يکسان از همه دانش‌آموزان و برتري آنها در همه زمينه‌ها، نشان‌دهنده اين است که به تفاوت‌هاي فردي کودک در سيستم آموزشي امروز توجهي نمي‌شود: «حالا بر فرض اينکه دانش‌آموزي در درسي بيست گرفت؛ آيا اين نشان‌دهنده هوش بالاي او در همه زمينه‌هاست؟ طبيعتا خير» موضوعي که دکتر قاسم‌زاده، عضو هيات‌مديره انجمن پژوهش‌هاي آموزشي پويا مطرح مي‌کند و معتقد است که در راه و روشي که ما در پيش گرفته‌ايم، هوش اجتماعي کودکان به پايين‌ترين سطح ممکن خواهد رسيد و ما تنها در همان يک بعدي که دلمان مي‌خواهد بيست گرفته‌ايم؛ بيستي که احتمالا ارزش‌افزوده‌ چنداني براي فرزندمان نخواهد داشت.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی