چرا علي باقري از دوحه به مسکو رفت؟
از کسب اطلاع از مواضع روسها تا همگرايي راهبردي
بعد از سفر جوزپ بورل، مسئول سياست خارجي اتحاديه اروپا به ايران و مذاکره با مقامات ايران، خبر شروع مجدد مذاکرات نه در اروپا بلکه در يکي از پايتختهاي جنوب خليج فارس منتشر شد. رويداد24 نوشت؛ مذاکرات دوحه. اين دور مذاکرات به گفته جوزپ بورل با نرمشهاي تهران و واشنگتن بعد از توقفي سه ماهه شروع شد و انتظار ميرفت با سرعت بيشتري به نتيجه مورد نظر برسد اما بينتيحه ماند تا تکليف مذاکرات در دور بعدي که انتظار ميرود بعد از سفر جو بايدن رئيسجمهوري ايالات متحده آمريکا به منطقه باشد، از سر گرفته شود. به موازات کليد خوردن اين دور از مذاکرات، فعاليت سرويسهاي اطلاعاتي و ديپلماتيک منطقهاي و فرامنطقهاي نيز افزايش يافته است. نکته حائز اهميت در اين ميان، همگرايي بيش از پيش منافع رژيم صهيونيستي، اعراب در عدم موفقيت اين دور از مذاکرات است. اين در حالي است که به موازات افزايش قيمت حاملهاي انرژي و مواد غذايي در سطح جهاني، اروپاييها و چينيها منافع مشترک بيشتري براي به نتيجه رسيدن اين دور از مذاکرات دارند. از اين منظر سفر علي باقري مسئول ارشد مذاکرهکننده تيم هستهاي جمهوري اسلامي ايران به مسکو را ميتوان با نگاهي به منافع در هم تنيده منطقهاي تهران و مسکو بررسي کرد.
اهميت سفر باقري به مسکو
سفر باقري به مسکو مخصوصا از آن جهت داراي اهميت است که دور جديد مذاکرات ايران و قدرتهاي غربي بدون حضور تيمهاي مذاکرات مسکو و پکن برگزار شده است؛ مسالهاي که انتظار سفري مشابه از سوي مقامات ايران به پکن به منظور بررسي نتيجه اين دور از مذاکرات را به ذهن متبادر ميکند. با توجه به روابط نزديک ميان ايران از سويي و از سوي ديگر چين و روسيه، از همان ابتدا به نظر ميرسيد که اين دو کشور عدم حضور تيمهاي خود را به روشي ديگر جبران کنند. اين مساله مخصوصا با توجه به بررسي پرونده هستهاي ايران و نتايج مذاکرات دوحه در نشست هفته گذشته شوراي امنيت اهميت بيشتري مييابد. مخصوصا که پرونده هستهاي ايران در شوراي حکام آژانس بينالمللي انرژي اتمي در مرحله حساسي قرار گرفته و گزارش پرونده ايران به شوراي امنيت از سوي آژانس را نميتوان اقدامي دور از ذهن قلمداد کرد، به همين دليل سفر اخير علي باقري به مسکو و سفر احتمالي او به پکن داراي اهميت است، چراکه در حال حاضر تنها مانع ميان قطعنامه جديد شوراي امنيت و پرونده هستهاي جمهوري اسلامي ايران، وزن حقوقي اين دو عضو دائم داراي حق وتو شوراي امنيت است. به هر سو، اما منافع متعارض روسيه با اروپاييها و چينيها در اين وضعيت اهميت بسيار بالايي دارد. از يکسو به دليل جنگ روسيه و اوکراين و افزايش قيمت حاملهاي انرژي ميتواند جبرانکننده بخشي از صدمات اقتصادي ناشي از تحريمهاي غربي باشد که روسيه متحمل شده است. از سوي ديگر مصرفکنندگان عمده انرژي مانند اتحاديه اروپا و چين خواهان کاهش قيمتها به منظور کاهش صدمات ناشي از افزايش تورم ناشي از افزايش قيمت حاملهاي انرژي هستند. اين در حالي است که هر دو طرف داراي اهداف راهبردي بلندمدتي نيز هستند. از جمله اين اهداف راهبردي ميتوان به خواست روسيه براي افزايش فشارهاي اقتصادي در منطقه يورو به منظور عقب نشيني اروپاييها در قبال نبرد اوکراين اشاره کرد. اين در حالي است که اروپاييها با متنوع کردن منابع تامين انرزي خود خواهان ايجاد توازن در تامينکنندگان و عدم وابستگي به يک تامينکننده واحد هستند.
بررسي جهات مختلف
بايد توجه داشت وابستگي اروپاييها به يک يا دو تامينکننده عمده در خاورميانه شانس اتحاديه اروپا براي تاثيرگذاري بيشتر در منطقه را کاهش ميدهد و از سوي ديگر اعراب مخصوصا رياض را در موقعيت منحصر به فردي به منظور ديکته کردن سياستهاي منطقهاي خود که احتمالا با بسياري از مولفههاي سياست خاورميانهاي اروپاييها در تضاد است، قرار ميدهد. چينيها نيز با وجود سود بردن از تخفيفهاي بسيار بالاي نفت ايران و روسيه به دليل تحريمهاي غرب، اما از منظر اقتصاد کلان در معرض فشارهاي شديد ناشي از قيمتهاي بالاي حاملهاي انرژي و مواد غذايي هستند. اين در حالي است که تهران و واشنگتن نيز هر کدام به دنبال منافع متصور خود از برگزاري مذاکرات و موفقيت اين مذاکرات هستند. به هر صورت سفر علي باقري به مسکو را ميتوان در يک زمينه واحد از جهات مختلف بررسي کرد. مهمترين جنبه اين سفر کسب اطلاع از نظرات و مواضع روسها به عنوان مهمترين همکار منطقهاي تهران که در شماري از مسائل منطقهاي با يک ديگر اشتراک مواضع دارند در نظر گرفت. در اين صورت عدم هماهنگي ميان تهران و مسکو در پرونده هستهاي نيز ميتواند بار فشار بيشتري را روي منافع منطقهاي و اقتصادي ايران اضافه کند. به همين دليل براي متوازن کردن وزن روسيه در پرونده هستهاي ايران و برخي ديگر از پروندههاي منطقهاي به نظر ميرسد که ديدار مشابهي با پکن در جريان باشد تا با استفاده از وزن پکن نفوذ روسيه متعادل شود؛ مسالهاي که با توجه به همگرايي راهبردي برخي قدرتهاي منطقهاي با خواستهاي روسيه در حوزه پرونده هستهاي نتيجه آن را با علامت سوالهاي بسياري مواجه ميکند.