رضا نصري:
اگر بايدن دنبال حل مساله است، ظرف يک ماه آينده بايد توافق منعقد شود
يک تحليلگر مسائل بينالملل در ارزيابي نتايج سفر هماهنگکننده برجام به ايران اظهار داشت: بهطور کُلي، اينکه در مذاکرات بينالمللي طرفين توپ را در زمين يکديگر بيندازند، امر بسيار رايجي است. طبيعتاً هر طرف اينگونه القا ميکند که وظايفش را انجام داده، تا آنجا که ممکن بوده انعطاف به خرج داده و حال نوبت طرف مقابل است که سهم خود را ادا کند. ايران و آمريکا هم از اين مقطع به بعد هريک نسبت به طرف مقابل چنين موضعي را مطرح ميکردند و همين هم موجب شده بود فرآيند مذاکرات مدتي متوقف شود. حال، امروز هر دو طرف ظاهراً سيگنال ميدهند که حاضرند در راستاي حل مساله گام ديگري بردارند. در نتيجه به نظر ميرسد در هر دو طرف يک اراده سياسي جان گرفته و همين هم راه را براي تلاشي ديگر بر سر ميز مذاکرات هموار کرده است. رضا نصري همچنين در اين خصوص که با توجه به شرايط فعلي که دولت بايدن دارد و نزديکي به انتخابات کنگره، آيا ميشود انتظار داشت که آمريکا بخواهد انعطافي در اين حوزه انجام دهد، گفت: اگر بنا باشد دولت بايدن مساله را حل کند، بايد در همين يک ماه آينده توافق منعقد شود؛ چراکه بعد از آن اگر توافق صورت بگيرد اجراي آن عملا به بعد از انتخابات ماه نوامبر کنگره موکول خواهد شد و اگر در آن زمان جمهوريخواهان کنترل کنگره را در دست گرفته باشند، دولت بايدن با موانع حقوقي و سياسي بسيار پيچيدهتري براي تاييد و اجراي آن مواجه خواهد شد. اما اگر پيش از انتخابات کنگره توافق حاصل شود، براي کنگره جمهوريخواه محصول انتخابات از نظر سياسي و حقوقي دشوارتر خواهد بود در مقابل سياست خارجي مورد نظر قوه مجريه و موضع دولتهاي غربي متحد آمريکا، کارشکني کند. مضاف براينکه اگر پس از توافق احياي برجام، يک فرايند ديپلماتيک و مذاکراتي موازي يا جديد در منطقه ميان ايران و همسايگان نيز در جريان باشد، باز هم هزينه برهم زدن اين ابتکار ديپلماتيک براي جمهوريخواهان بالا خواهد بود. پس «زمان» عامل بسيار مهمي است که شايد حتي در روي خوش نشان دادن دولت بايدن هم موثر بوده است. وي در ارتباط با اينکه انتخاب قطر به عنوان محل جديد مذاکرات به چه معناست و قطر قرار است در مذاکرات چه نقشي ايفا کند، اظهار کرد: انتخاب مکان جديد مزايا و معايبي دارد. يکي از مزاياي آن اين است که به کشورهاي عربي همسايه اين پيام را ميدهد که موفقيت در مذاکرات هستهاي بنا نيست به زيان آنها تمام شود. در واقع، يکي از نگرانيهاي کشورهاي عربي منطقه همواره اين بوده که موفقيت برجام و عاديسازي روابط تجاري ايران و جهان در ميانمدت مولفه «قدرت اقتصادي» را نيز به ساير مولفههاي قدرت سختافزاري ايران اضافه خواهد کرد. نگراني ديگر آنها اين استکه با موفقيت مذاکرات هستهاي، ايران و آمريکا ياد بگيرند اختلافاتشان را بر سر ميز مذاکره حل کنند و اين فرايند در نهايت به عاديسازي روابط تهران و واشنگتن منتهي شود و موجب شود آنها در مناسبات منطقه به حاشيه کشانده شوند. در چنين بستري، برگزاري مذاکرات در قطر ميتواند سينگال مثبتي براي اين کشورها تلقي شود به نحوي که نيت ايران را ايجاد يک «منطقه قوي» و نه يک «کشور قوي در يک منطقه ضعيف» ارزيابي کنند. نصري عنوان کرد: اما يکي از اشکالات برگزاري نشست در قطر ميتواند پيامي منفياي باشد که ممکن است چين و روسيه از آن دريافت کنند. در واقع، اگر برگزاري نشست در قطر موجب شود چين و روسيه تصور کنند در فرايند مذاکرات به حاشيه رانده شدهاند، بايد مواظب بود با برگزاري نشست در قطر چنين تصوري در چين و روسيه مجدداً تقويت نشود. در واقع، ديپلماسي علم ايجاد تعادل و مديريت تنشهاست. لازم است در اين مورد نيز با دقت عمل شود. اين تحليلگر مسائل بينالملل در اين خصوص که اميدواري براي به سرانجام رسيدن اين مذاکرات و حصول توافق وجود دارد، تصريح کرد: من به احياي برجام و موفقيت آن اميدوارم.