در يک مغز طبيعي و سالم، مهمترين چيزي که با افزايش سن ما اتفاق ميافتد اين است که نورونها يا همان سلولهاي عصبي کمي کند ميشوند، اين کندشدن بدين معناست که ممکن است پردازش يا واکنش نسبت به اطلاعات جديد نسبت به زمان جواني کمي بهطول بينجامد. وقتي حرف از مغز به ميان ميآيد، بايد اين نکته در نظر گرفته شود که با افزايش سن، اين عضو بدن نيز رو به پيري ميرود و اين، فرآيندي بسيار طبيعي است. اما گاهي علائمي وجود دارند که نشاندهنده بيمارشدن مغز بوده و بايد در اسرعوقت به پزشک گزارش داده شود. موضوع مهم اين است که، تفاوتهاي زيادي بين تغييرات مغزي ناشي از فرآيند پيري طبيعي و اختلالات شناختي يا بيماريهايي مانند آلزايمر و ساير انواع زوالعقل وجود دارد. در يک مغز طبيعي و سالم، مهمترين چيزي که با افزايش سن ما اتفاق ميافتد اين است که نورونها يا همان سلولهاي عصبي کمي کند ميشوند، اين کندشدن بدين معناست که ممکن است پردازش يا واکنش نسبت به اطلاعات جديد نسبت به زمان جواني کمي به طول بينجامد. نکات مهم: يکي اينکه اين حالت براي هر فردي متفاوت است، براي مثال افراد 100 سالهاي ديده شدهاند که مغزشان خيلي خوب و سريع عمل ميکند. دوم اينکه مشکلات شناختي باعث ميشوند روزتان را سختتر پشتسر بگذاريد و بدن علائم دروني و ظاهري را نشان ميدهد که عادي نيستند و بخشي از فرآيند عادي پيري مغز به حساب نميآيند. اينها سيگنالهايي مهمي هستند که بايد مراقب آنها باشيد و هرچه سريعتر مساله را با يک پزشک در ميان بگذاريد. در اينجا علائمي را نشان داده ميشوند که ميتوانند سرنخهاي مهمي از بروز مشکلات مغزي باشند.
از دستدادن حافظه
در ميان اختلالات مغزي که در پيري به سراغ افراد ميآيد، آلزايمر از همه مهمتر است و نشانههاي هشداردهنده اوليه واضحتري دارد. آن بخش از مغز که آلزايمر بيشتر بر روي آن اثر ميگذارد حافظه کوتاهمدت است. بنابراين اصليترين علامت اوليه اين بيماري از دستدادن حافظه کوتاهمدت است، چيزي که همه متوجه آن خواهند شد. اين حالت ميتواند شامل هر چيزي از فراموشکردن اتفاق مهم روز تا ناتواني در يادآوري دستورالعملها باشد. تکرار سوالات و فراموشکردن مکالمات اخير نيز از شاخصههاي مهم آلزايمر است. اين مشکل ميتواند ناشي از اختلال در لوب مياني باشد، که به کرات در ميان علائم اوليه بيماري آلزايمر و همچنين برخي اختلالات ديگر مغزي ديده ميشود. اگر مشکلات حافظه، به عدم توانايي يادآوري درست وقايع سالها و يا دهههاي قبل زندگي مربوط باشد، احتمالا فرد به نوع ديگري از زوالعقل دچار شده است. در افراد دچار آلزايمر معمولا حافظه بلندمدت، باقي ميماند؛ اما در ساير بيماريهاي مربوط به زوالعقل مشکلات بيشتر در رابطه با حافظه بلندمدت هستند. زوالعقل چندگانه عروقي ناشي از سکتهمغزي است که باعث قطع جريان خون در بافت آسيبديده مغز ميشود. سکتهمغزي ممکن است بخشي از مغز، که مسئول حافظه بلندمدت است را دچار آسيب کند.
اشکال در پيداکردن کلمات
حتي يک فرد سالم 40 ساله نيز ممکن است نتواند نام کسي را به ياد بياورد؛ اما در مراحل بعدي زندگي، دشواربودن يادآوري کلمات و اصطلاحاتي که اغلب مورد استفاده قرار ميگيرند، ميتواند نشانهاي از مشکلات شناختي باشد. اين ميتواند بهعلت بروز اشکال در قسمتي از مغز باشد که مسئول کنترل زبان (واژهها) است، معمولا در لوب گيجگاهي و يا آهيانه. اين حالت همچنين ميتواند از نشانههاي اوليه آلزايمر، ساير اختلالات تخريب نوروني، ضايعه مغزي ساختاري يا آسيبهاي ناشي از سکته باشد.
عدم توانايي کارها
يکي ديگر از نشانههاي زودرس آلزايمر، ميتواند بروز مشکلاتي در عملکرد اجرايي باشد که در ناحيهاي از مغز بهنام قشرپيشاني ديده ميشود. عملکرد اجرايي، سطح بالاتر تفکر است. بنابراين اگر کسي در مديريت کارها و تحليل تصميمات دچار اشکال شود بايد در نظر داشت که اينها مواردي هستند که در مراحل اوليه آلزايمر مشاهده خواهند شد.
مشکلات رانندگي
افراد مبتلا به زوالعقل ممکن است متوجه نباشند که در پشت فرمان نشستهاند، اما خانواده و دوستان ميتوانند مشکلات بالقوه را مشاهده کنند. شايد برخي عوامل فيزيکي به کاهش توانايي رانندگي فرد در پيري منجر شود مانند، سفتي مفاصل و کاهش قدرت بينايي. آلزايمر و ساير انواع زوالعقل، همچنين ميتواند باعث بروز مشکل در حافظه و تصميمگيري شود. اگر يک فرد بزرگسال و مسن نشانههايي از مشکلات رانندگي را نشان ميدهد، مانند فراموشکردن نحوه پيداکردن مکانهاي آشنا، اطرافيانش بايد با پزشک تماس بگيرند تا تعيين کنند که آيا او ديگر قادر به ادامه رانندگي هست يا خير.
تغيير حالت و شخصيت
احساس غمگيني يا حتي بيتفاوتي نيز ممکن است باعث نگراني شود. تبديلشدن به يک فرد افسرده در افراد سالخورده ميتواند از علائم ديگر اختلالاتشناختي باشد. اين امر ميتواند بهعلت تغييرات در بخش لوب پيشاني، آميگدال و ديگر ساختارهاي مغز بهعلت بيماري آلزايمر يا ساير مشکلات مغز رخ دهد.
مشکلات تعادل
در مورد انواع ديگر زوالعقل، ممکن است مشکلات فيزيکي نيز جزئي از علائم باشند. براي مثال در زوالعقلي چندگانه عروقي، اختلال در عملکردذهني ممکن است با سرنخهاي فيزيکي مانند ازدستدادن تعادل همراه باشد. زوالعقلي لوييبادي، وضعيت پيشرفتهاي است که در آن پروتئين غيرطبيعي در مغز تهنشين ميشود و اغلب همراه با برخي از ويژگيهاي بيماريهاي شبيه پارکينسون است. بنابراين فرد ممکن است دچار سفتي و لرزش در اندام و يا برخي از توهمات، بهويژه توهمات شنيداري شود.
از دستدادن بويايي
کاهش قدرت بويايي از نشانههاي اوليه اختلال تخريبکنندهاي بهنام بيماري پارکينسون است. همچنين ناحيهاي از مغز که مسئول بويايي است ميتواند تحتتاثير آلزايمر قرار بگيرد. درواقع دو مطالعه در سال 2016 ميلادي نشان داد که پزشکان ميتوانند با تست قدرتبويايي افراد با انواع عطرها، قهوه، دود و تمشک افراد را از نظر آلزايمر غربالگري کنند.