پربيراه نيست اگر يکي از برجستهترين ويژگيهاي عرصه سياسي را آشفتگي انديشهها، طرحها، راهکارها، اظهارنظرها، اهداف و راهبردهاي گوناگون و متناقض تلقي کنيم. اجازه دهيد بهخاطر پرهيز از سوءتفاهم، حداقل در عالم تصور، همه فعالان، سياستورزان و صاحب منصبان را صرف نظر از تمامي تفاوتها و اختلافات، دلسوز ايران تلقي کنيم و تنها دشمنان و بدخواهان ايران را بيگانگاني تصور کنيم که چشم طمع به منابع و ذخاير ايران دارند. اگر مقدمه فوق منطقي و کاربردي تلقي شود، آنگاه بايد گفته شود که سرچشمه عدم هماهنگي ميان کارگزاران و نهادهاي حاکميتي و ميان مديريت کلان با انبوه فعالان و حاشيه نشينان سياسي، فقدان يک معيار يا متر سياسي است. اگر بپذيريم که در جهان خرد بنياد معاصر برخلاف قرون پيشين، مديريت سياسي يک امر و پديده عمومي، جمعي و ملي است، آنگاه، به ضرورت بايد يک متر سياسي به منظور درک، تشخيص، تحليل، ارزيابي و سنجش انواع و انبوه راهکارها، طرحها، اظهار نظرها و راهبردهاي سياسي مورد پذيرش براي همه صاحب منصبان و سياستورزان درون و بيرون ساختار مديريت سياسي وجود داشته باشد. مگر در انواع ساختارهاي اقتصادي، فرهنگي، تجاري، علمي، آموزش، دفاعي و... اعضا ميتواند بيتوجه به ديگر اعضا و اهداف ساختار، تلاش کنند تا راهکارها، طرحها و اظهارنظرهاي گوناگون و متناقض خود را اجرا يا عملياتي کنند. بنابراين، به دلايل منطقي، کاربردي و ملي، فهم درستي يا نادرستي انديشه، راهکارها، طرحها و... سياسي نيازمند «يک معيار سنجش يا متر» است. در امور فردي نتايج حاصله از رفتار، انديشهها، اهداف و... معيار يا متر درست يا خطا بودن است. فرد اقداماتي براي تحقق يک هدف برنامهريزي و انجام ميدهد. نتايج مشخص ميکند رفتار درست بوده يا خير. اما در امور جمعي و اجتماعي تا حد امکان بايد از آزمون و خطا پرهيز کرد. پرهيز از آزمون و خطا مستلزم يک متر با معيار پذيرفته شده توسط جمع است. به عبارتي، وظيفه دولتمردان ايجاد رفاه، امنيت، آرامش، نشاط، اميد و... براي شهروندان تحت حمايت دولت، صرف نظر از هر قيدي است. اينکه منافع ملي(جمعي) تجميع انواع نيازها، اهداف، آرزوها، خواستهها و... شهروندان است که به شکل کاربردي در مفاهيمي چون رفاه، آرامش، امنيت، نشاط، اميد و... براي شهروندان بيان ميشود. بنابراين ميتوان منافع ملي را تنها متر يا معيار درست يا نادرست بودن انديشهها، راهکارها و راهبردهاي سياسي تلقي کرد. ازاين رو، بسيار ضروري و راهگشا خواهد بود که تمامي انديشهها، طرحها، راهبردها، عملکردها و بهطور کلي فعل و انفعالات سياسي با متر منافع ملي ارزيابي شود. به عنوان مثال، در صورت پذيرش منافع ملي به عنوان متر سياسي به راحتي و با هزينههاي اندک ميتوان ميان انواع انديشهها، سياستها، طرحها يا راهبردها در عرصههاي روابط خارجه، آموزش و پرورش، اقتصاد، دفاعي، اجتماعي و... گوناگون و بعضا متناقض، سودمند و کم هزينه ترينها را انتخاب کرد. در جوامع ابتدايي قرون پيشين، تنها معيار يا متر سياسي، اراده، نظر يا اهداف برخي افراد يا گروهاي خاص بود. اما در جوامع بسيار پيشرفته و پيچيده با انبوهي از نيازها، ديدگاه، اهداف، تمايلات، آرزوها و... گوناگون و متناقض، غيرممکن است که نظر يا اهداف يک فرد يا گروهي خاص، معيار يا متر سياسي باشد. در جوامع خرد بنياد، بسيار پيچيده و داراي شهروندان آگاهي که انواع نيازها، خواستهها، اهداف، آرزوها و تمايلات گوناگون و متناقض را پيگيري ميکنند، عرصه سياسي عرصه امور سليقهاي، دلبخواهي و... نيست بنابراين تنها راهکار ملي کردن انواع و انبوه انديشه، اهداف، راهکارها و... متناقض در عرصه سياسي، توسل و پذيرش منافع ملي به عنوان متر سياسي است. مخالفت با ضرورت متر سياسي، خواست دشمنان ايران با انواع چهرههاست.