همواره به برجام 1400 اعتقاد داشتم و همچنان اميدوار هستم که دولت سيزدهم با پيگيري مذاکرات احياي برجام در نهايت اين توافق را به سرانجامي خواهد رساند. اين استدلال به واسطه آن بود که همانطور که مسئولان هم گفته بودند مذاکرات ادامه داشته و پيگيري ميشد. از طرفي شرايط امروز حتي از شرايط دوران روحاني نيز مقداري سختتر است. چرا که در دوران روحاني در حقيقت بين 500 تا يک ميليون بشکه نفت بيسروصدا ميفروختيم و مشتريمان هم عمدتا چينيها بودند. آمريکاييها نيز ميدانستند که ما نفتمان را به چينيها ميفروشيم و چينيها نيز آن را تصفيه و پالايش کرده و با توجه به قيمت بالاي نفت سود بسياري در خريد نفت از ايران ميبردند. آمريکاييها نيز به هر دليل اين مساله را نميديدند. البته واضح است که چرا آمريکاييها فشاري به چينيها وارد نميکردند که از ايران نفت نخرند. چون سرگرم مذاکره بوديم و هنوز اميد به توافق در وين وجود داشت و همه اميدوار بودند که مذاکرات در نهايت و سرانجام به توافق برسد. به همين خاطر بود که بسيار اميدوار بودم که توافق صورت خواهد گرفت. البته همچنان نيز اين اميد را دارم که ممکن است يک توافق اوليه صورت بگيرد به اين معنا که ايران متعهد شود که فعاليتهاي هستهاي خود را زير نظر آژانس قرار دهد و در مقابل آمريکاييها نيز تضمين دهند که داراييهاي ايران را آزاد و تحريمها را بردارند. ما هر قدر که جلوتر آمدهايم اين اميد کمتر شده و دستکم يکي از دلايل از بين رفتن اين اميد حمله روسيه به اوکراين بود. چرا که در نتيجه تحريم غربيها عليه روسيه؛ روسها براي کساني که حاضر شوند تحريمها را دور زده و نفت روسيه را بخرند تخفيف زيادي ميدهند. آنها عملا موفق شدند با تخفيفهاي بسيار زيادي که ميدهند مشتريهاي ايران را بربايند. اين يکي از دلايل اصلي است که ميگويم وضع امروز ايران از دوران روحاني سختتر شده است. در عين حال شواهد و قرائن موجود حکايت از آن دارد که شانس رسيدن به توافق بسيار کمتر از ابتداي کار دولت آقاي رئيسي است. مشکل فقط اين نيست که توافق هستهاي سرانجام به بنبست خواهد رسيد بلکه مشکل از اينجا آغاز ميشود. به نظر ميرسد که اگر به نقطهاي برسيم که طرفين برجام ديگر نتوانند مذاکرات را پيش ببرند و از وين خاج شوند بايد به فکر شرايط پسا برجام باشيم. با اين حال همچنان اميد ميرود که طرفين رو به سوي از سرگيري مذاکرات و احياي برجام حرکت کنند.