پس از درگذشت مرحوم مغفور سيد محمود دعايي که نيک سگالي از تبار خوبان و کسي که مناقب و محامد او زبانزد عام و خاص بود، بسياري دست به قلم شده، به فراخور آشنايي که با اين روحاني فرهيخته، فروتن، متواضع و انساندوست داشتند، با به تصوير کشيدن تالف، تعطف، خضوع و خشوعي که داشت به وي اداي احترام کردند. اين خامه نيز با اذعان به اينکه فصاحت از نگارش صباحت او عاجز است؛ تنها در مقابل کسي که به واقع با روح مهرافزاي خويش، تاجتواضع بر سر نهاده بود، اداي دين ميکند. آن فقيد سعيد با سينهاي گشاده و شرح صدري بيمانند تا آنجا که در توان داشت سعي ميکرد با رفق و مدارا کسي را از خود نرنجاند و خود از ديگري رنجي به دل نگيرد (مرنج و مرنجان)؛ بلکه فراتر از آن ميکوشيد رنج و آلام انسانها را کاهش داده به ياري ديگران بشتابد. بدون چشمداشت ميباريد و ميتابيد. او تجسم عيني مهرباني بود و انسانها را عزيز ميداشت، بههمين سبب او عزيز برفت و همه کساني که او را ميشناختند، در اندوه فقدانش، شکوفه اشک بر گونهها فشاندند و متاثر و متالم شدند. در اينجا نميخواهم به توصيف خصال هين و لين و آداب داني اين مهربان مرد بسنده کنم که در اين چند روز بسي گفته آمد؛ اما نکتهاي که بايد ياد آوري کنيم، موضوعي است که در اين سالها جامعه ايراني بهشدت بدان نيازمند بوده و هست و آن اينکه آن فقيد سعيد قبل از انقلاب يک مبارز انقلابي بود که بهطور طبيعي، داراي جاذبه و دافعه بود؛ جاذبه نسبت به همفکران و انقلابيون و دافعه نسبت به نظام پيشين؛ اما به درستي بعد از پيروزي انقلاب، همه جاذبه شد و به بيان يکي از بزرگان نبض او به آهنگ جاذبه ميتپيد. سوالي که در اينجا مطرح ميشود اين است که آيا اين ويژگي او را ناشي از تربيت خانوادگي وي بدانيم يا از فهم درست و پايبندي او به اسلام واقعي به حساب آوريم؟ به نظر ميرسد تساهل و تسامح و تحاشي او از حواشي سياسي، ناشي از آميختگي ديانت و معنويت، معرفت و فتوت و با بهره گيري از سمعخرد بود که از او چنين رفتاري را ميساخت. اصولا هدف از بعثت پيامبر اتمام واکمال مکارم اخلاق بود (انما بعثت لا تمم مکارم الاخلاق). سنت امام علي(ع) که در نهج البلاغه بهطور کلي و بهويژه در عهدنامه مالک اشتر، منعکس است، همينطور سيره آن امام همام نيز مشحون از رواداري، تواضع و فروتني حتي با دشمنان و مخالفان لجوجي چون خوارج است. مآثر نيک آن فقيد هميشه محمود، مشکور و نوع دوستي او مبرور، روح بزرگ او در سراي باقي، در شرابخانه خلد مسرور و مشي و مرامش در اين جهان فاني پر رهرو باد.