«چرا با پاهاي گلي روي فرشهاي ما راه ميرويد؟» اين جمله کنايه آميز از سوي رئيسجمهور فيليپين در يک کنفرانس بينالمللي با صدايي بلند پرسيده شد که در اعتراض به عاملان اصلي تغييرات اقليمي بود. بعدها در مصاحبههايش گفته بود هدفم طعنه به کشورهاي توسعه يافته عرضهاي بالايي بود که مسبب اصلي معضلات تغييرات اقليمي در جهان هستند. چند سال بعد نمايندگان مجلس اکوادور هم در يک اقدام اعتراضي جلسه علني خود را با لباس غواصي زير دريا برگزار کردند هدف آنان از اين اقدام اين بود که بگويند اگر تلاشي براي کاهش مخاطرات برآمده از تغييرات اقليمي نکنند، کشورهاي حاشيه درياها زودتر از آنچه فکرش را ميکنيم به زير آب ميروند. در منطقيترين حالت انسانها با مشاهده اين تغييرات به نوعي فرار را بر قرار ترجيح ميدهند و مکان ديگري را براي سکونت انتخاب ميکنند. در حقيقت عوامل استرسزاي اقليمي، مانند تغيير بارندگي، وقوع سيل شديد و افزايش سطح درياها، مردم را تحت فشار قرار ميدهد تا خانه و معيشت خود را ترک کنند. مردمي که معيشتشان به کشاورزي، ماهيگيري و در کل به طبيعت و اقليم محلي وابسته است. گفتني است تا سال 2050 نزديک به 86 درصد جمعيت جهان شهرنشين خواهند شد. اين جمعيت در کشورهاي جهان سوم 65 درصد خواهد بود. برخي کشورهاي در حال توسعه تلاش زيادي براي سازگاري با محيط طبيعي ميکنند، اما بعيد به نظر ميرسد که بتوانند ظرف مدت زمان معيني پديده پناهندگان اقليمي را مهار کنند و از آسيبهاي آن در امان بمانند. از آنجا که اطلاعات رسمي چنداني در جهان از پناهندگان اقليمي وجود ندارد، ميتوان آنها را «قربانيان فراموششده تغييرات اقليم» ناميد. در اين شرايط افراد در مناطقي که توان کمتري براي سازگاري با تغييرات اقليميدارند، با اين سؤال روبهرو ميشوند: آيا بمانم يا بروم؟ اين پرسشي است که چند سالي ميشود مردم استانهاي نيمه جنوبي کشورمان در مناطق خشک از خود ميپرسند. بر اساس يافتههاي جديد چند سالي ميشود که بيرجند به عنوان يکي از شهرهاي مهم پناهندگان اقليمي جنوب خراسان جنوبي، از سوي مهاجران در نظر گرفته ميشود. در پژوهشي ثابت شده است که در ده سال گذشته 8درصد بافت جمعيت اين شهر تغيير کرده است. در حقيقت جمعيت زيادي از مناطق روستايي در شهرکها سکونت گزيدند. استان خراسان جنوبي 5,6 درصد از كل مناطق تحت تأثير فرسايش بادي كشور را به خود اختصاص داده كه مساحت كانونهاي فرسايش بادي آن برابر با 838342 هكتار است. مهمترين اثرات تخريبي طوفان شن در استان خراسان جنوبي شامل كاهش توان اكولوژيكي، ايجاد شرايط نامناسب زيستي در مراكز توليد، اراضي كشاورزي و دامداري، حركت ماسههاي روان به اماكن مسكوني، جادههاي مواصلاتي و اماكن صنعتي است که بيشتر كانونهاي فرسايش بادي هم در جنوب و شرق و شمال شرق اين استان پراكنده شدهاند و شهرستان فردوس و نهبندان به عنوان بيشترين كانونهاي فرسايش بادي شناخته شدهاند. اين مكانها از مهمترين كانونهاي ايجاد پناهنده اقليمي هستند. اما تراژدي پناهندگان اقليمي در کشور به خراسان جنوبي خلاصه نميشود. در واقع مدلهاي تغيير اقليمي در نيمه جنوبي ايران نشاندهنده اين امر است که اين مناطق رنج بيشتري از تغيير اقليم ميبرند. اقليمهاي خشک و نيمه خشک با توجه به وابستگي به کشاورزي که دارند، آسيب پذيرترند. دقيقتر که بررسي کنيم بايد گفت، استانهاي جنوبي مانند فارس، سيستان و بلوچستان، خوزستان و غيره درگيري شديدي با معضل تغيير اقليم و مهاجران اقليمي دارند؛ چراکه پتانسيل منابع آب اين مناطق بهشدت درگير شدهاند و افزايش پناهندگان اقليمي به معناي کاهش جمعيت روستايي و اين يعني کاهش توليد داخلي.