چين در سالهاي اخير رفته رفته نقطه ثقل روابط تجاري خود در خاورميانه را به سمت عربستان و ديگر کشورهاي شوراي همکاري خليج فارس برده است. امروز يک چهارم تجارت چين در خاورميانه با عربستان است و به شريک تجاري نخست اين کشور متحد آمريکا در منطقه تبديل شده و 11 درصد مبادلات تجاري کشورهاي عربي حوزه خليج فارس با چين است. بايد توجه داشت که طي يک دهه اخير جايگاه آمريکا در روابط تجاري عربستان به نفع چين تغيير کرده است به نحوي که ارزش تجارت ميان چين و عربستان در سال گذشته به بيش از 67 ميليارد دلار رسيد. در حالي که با آمريکا حدود 20ميليارد دلار بود اما در عين حال، حجم تجارت تهران و پکن در سال گذشته ميلادي در نتيجه تحريمها به کمترين ميزان خود طي 16سال اخير يعني حدود 20ميليارد دلار رسيد. در کل امروز، چين شش کشور عربي همسايه جنوبي را جايگزين ديگر بازارها در تامين نيازهاي نفتي خود کرده است به گونهاي که در سال 2019، حدود 32 درصد از نفت خود را از اين کشورها تامين کرد. حجم تجارت چين با شش کشور عربي خليج فارس حدود 180 ميليارد دلار است و چندي پيش هم وزير خارجه چين خواستار امضاي پيمان تجارت آزاد با اين کشورها شد. از اين رو، همکاري اقتصادي با حوزه عربي خليج فارس از جهات متعددي براي چين بسيار جذابتر است. به هر حال، به مرور مناسبات اقتصادي چين با اين حوزه رفته رفته عميقتر و گستردهتر ميشود و همين خود الزاماتي سياسي و ژئوپليتيکي را بر سياست خاورميانهاي پکن در آينده تحميل خواهد کرد. اتفاقا تلاش عربستان براي تقويت روابط تجاري خود با چين نه صرفا مفروض نگاه آينده نگرانه آن نسبت به برهم خوردن موازنههاي جهاني در نتيجه برآمدن اژدهاي چيني در آينده است، بلکه تحت الشعاع قرار دادن مناسبات تجاري ايران و چين در منطقه با الزامات ژئواستراتژيک آن است که موفق هم بوده است. آثار همين شيفت اقتصادي رفته رفته خود را در سياست خاورميانهاي چين نمايان خواهد کرد و هيچ بعيد نيست که در آينده از چارچوب ملاحظهکارانه سنتي خود در اين منطقه فاصله بگيرد. اينجاست که وزير خارجه چين ترجيح ميدهد به قطر برود و جدا از گفتوگو براي توسعه روابط دو جانبه، در دوحه با رهبران طالبان ديدار کند. مناسبات چين با کشورهاي خليجفارس از يک طرف و با اسرائيل از طرف ديگر در جهتي در حال حرکت است که در آينده حتي اگر تحريمها هم رفع شود، بازگشت به دوران اوج روابط تجاري با تهران دشوار خواهد بود.