نشست شوراي حکام آژانس بينالمللي انرژي اتمي در حالي برگزار ميشود که آمريکا و اروپاييها از پيش گفتهاند که احتمالا در اين نشست قطعنامهاي عليه ايران تصويب خواهند کرد. حال اينکه اين قطعنامه چگونه رأي بياورد، همراه با اجماع يا اکثريت آرا خواهد بود و واکنش ايران و غربيها چگونه است همه پارامترهاي تعيين کنندهاي است. آمريکاييها مايل هستند که ايران توافقي که واشنگتن ميخواهد را بپذيرد که تا کنون اين اتفاق رخ نداده است. به همين خاطر است که هنوز فشارهايي را وارد ميکنند و انواع و اقسام کارهايي که از دستشان بر ميآيد را انجام ميدهند که به خواسته خود برسند. حال اينکه در نهايت ايران بپذيرد يا نه و توافق حاصل شود يا نشود به پارامترهاي ديگر بستگي دارد و تا زماني که موضع شوراي حکام در خصوص ايران مشخص نشود نميتوان نسبت به شرايط اظهار نظر کرد. طبيعي است که آمريکاييها ميخواهند با تهديد و فشار اهداف خود را پيش ببرند و ساليان سال است که در پي اين امر هستند. حداقل از زماني که برجام آمده آنها در پي اين هستند که با فشار و تهديد کار خود را پيش ببرند. انواع و اقسام ترورها، تحريمها، توقيف کشتيها و جلوگيري از انتقال پول و صدور قطعنامه در شوراي امنيت و گزارشهاي شديد آژانس اين رويکرد آمريکاييها را در بر ميگيرد. البته اينکه بعضا مقامات آمريکايي در اظهاراتشان بيان کرده و ميکنند که سياست فشار حداکثري دولت ترامپ نتيجه نداده بيشتر ناشي از تعارفات سياسي است و اينگونه ميگويند اما آمريکاييها ذرهاي در سياست عملي خود نسبت به دولت ترامپ تغييري ندادهاند. دولت بايدن در رويکردي متناقض از سويي ميگويد که فشار حداکثري نتيجه نداده اما از سوي ديگر نه تنها تغييري هم در آن نميدهد بلکه بعضا همان رويه را شديدتر اعمال ميکند. به عبارت ديگر حرف و عمل دولت بايدن يکي نيست و اميد دارند که اين فشار حداکثري بر ايران نتيجه بدهد. افتخار دولت بايدن اين است که ميگويند ما 70 تا 80 درصد تحريمهايي که عليه ايران اعمال کرديم عليه سپاه پاسداران بوده است. حال اينکه قطعنامهاي در شوراي حکام صادر شود يا نشود سياست فشار حداکثري آمريکاييها عوض نخواهد شد. نکته عجيب در اين تناقض اينجاست که دولت آمريکا توافق را نقض کرده و از برجام بيرون آمده اما اروپاييها به جاي اينکه به آمريکا فشار بياورند به ايران فشار ميآورند. به جاي اينکه کشور متخلف را تحت فشار قرار دهند به دولتي که به وظايف خود پايبند بوده فشار وارد ميکنند. با اين حال اينکه برخي در راستاي زنده نگهداشتن و احياي برجام صحبت از توافق موقت ميکنند بايد گفت؛ ايران توافق موقت را رد کرده و دليلي ندارد که بخواهد توافق موقت را بپذيرد. سوال اصلي اينجاست که آمريکاييها تحريمها را برميدارند يا برنميدارند. اگر بردارند که نيازي به توافق موقت نيست و اگر هم تحريمها برداشته نشود ديگر توافق موقت معني ندارد.