گزارش اخیر آژانس گمانیزنیهای منفی را درباره برجام افزایش داده است. انتشار این گزارش در شرایطی که برجام در وضعیت مسکوت باقی مانده به چه معناست و آینده برجام را به چه سمتی هدایت خواهد کرد؟
با نگاهی به گزارشهای آژانس درباره ایران چه در دوران اجرای برجام و چه در دورانی که آمریکا از برجام خارج شد نشان میدهد که آژانس به شکلهای مختلف تحت تأثیر مذاکرات هستهای قرار دارد. هرچند آژانس مسئول فنی برجام است اما این نهاد بینالمللی در برخی مسائل به صورت یکجانبه رفتار میکند. به نظر میرسد گزارش اخیر آژانس نتیجه تعویق در مذاکرات احیای برجام بوده و به همین دلیل آژانس چنین گزارشی منتشر کرده و میزان اورانیوم غنی شده ایران را چند برابر برجام ذکر کرده است. شاید اگر مسیر مذاکرات به سمت دیگری بود گزارش آژانس نیز به صورت دیگری درباره ایران گزارش میداد. این گزارش از دو جنبه حائز اهمیت است. نخست اینکه این گزارش به عنوان یک اهرم فشار علیه ایران مورد استفاده قرار بگیرد. به هر حال کشورهای غربی و به خصوص آمریکا تلاش میکنند مطالبات خود را در مذاکرات دنبال کنند و به همین دلیل از همه ابزارهای فشاری که در اختیار دارند علیه ایران استفاده کنند. به نظر میرسد در شرایط کنونی این گزارش اخیر آژانس به دلیل فشار روی ایران منتشر شده است. نکته دوم این است که گزارش اخیر میتواند به منزله پایان و یا نشانهای از پایان تلاش برای
احیای برجام نیز قلمداد شود. به هر حال مسیر مذاکرات به رغم اینکه در برخی مقاطع به صورت مثبت پیش میرفت اما در نهایت به سمتی پیش رفت که نتیجهای حاصل نشد و در شرایط کنونی آینده برجام در هالهای از ابهام قرار گرفته است.
آیا در چنین شرایطی این احتمال وجود دارد که پرونده هستهای ایران به شورای حکام منتقل شود و در آنجا درباره این پرونده تصمیمگیری شود؟
در شرایط کنونی شاید این اتفاق رخ ندهد و نمیتوان عنوان کرد که در کوتاه مدت این احتمال وجود دارد که پرونده هستهای ایران به شورای حکام فرستاده شود. با این وجود این احتمال وجود دارد که شورای حکام به دلیل عدم همکاری ایران با آژانس یک بیانیه صادر کند اما شرایط به شکلی نیست که در شورای حکام درباره پرونده هستهای ایران تصمیم گیری شود. حداقل در شرایط فعلی نمیتوان چنین شرایطی را تصور کرد. به نظر میرسد نتیجه مذاکرات آینده میتواند خط مشی آینده آژانس را مشخص کند و آژانس براساس این خط مشی در آینده تصمیم گیری کند. به همین دلیل باید منتظر ماند تا مذاکرات هستهای از سر گرفته شود و مسیری که طرفین نسبت به احیای برجام در پیش خواهند گرفت مشخص شود. در این زمینه اقدامات ایران نیز حائز اهمیت است که چه رویکردی درباره آینده برجام در پیش خواهد گرفت. اگر طرفین از مطالبات صددرصدی خود عقب نشینی کنند و به یک رویکرد میانه دست پیدا کند این احتمال وجود دارد که گزارشهای بعدی آژانس به شکل دیگری درباره ایران مطرح شود. از سوی دیگر این احتمال وجود دارد که در نهایت پرونده هستهای ایران در شورای حکام مطرح شود و از آنجا به شورای امنیت
سازمان ملل برود.
مهمترین گرههای برجام چیست و چرا برجام برای چند ماه مسکوت مانده است؟
براساس اظهارات دکتر ظریف تحولات بینالمللی حائز اهمیت است و کشوری که بتواند این تحولات را درک کند بهتر میتواند درفضای بینالمللی رفتار کند و به اهداف خود دست پیدا کند. به همین دلیل نیز شاید اگر برجام در سال گذشته یعنی قبل از جنگ اوکراین امضا میشد مسیر دیگری را دنبال میکرد و به این وضعیت دچار نمیشد. نکته مهم دیگر اینکه مذاکرات احیای برجام بهشدت تحت تأثیر تحولات داخلی ایران و آمریکا قرار دارد. در ماههای گذشته نیز متغیرهای مهمی در تحولات درونی دو کشور داشته که در سرنوشت برجام تأثیرگذاشته است. به نظر میرسد اگر ایران و آمریکا در واقعیت به دنبال احیای برجام هستند باید به موضع مشترک درباره مسائل مورد مناقشه دست پیدا کنند. تنها در چنین شرایطی است که میتوان نسبت به احیای برجام در آینده امیدوار بود. طولانی شدن روند مذاکرات باعث شد که مسائل حاشیهای در روند مذاکرات اختلال ایجاد کند. این عوامل هم در درون ایران وجود داشت و هم در درون آمریکا و هم در بین برخی کشورهایی که مذاکره انجام میدادند وجود داشت. به همین دلیل نیز مذاکرات باید با سرعت بیشتری پیش میرفت تا نقش عوامل حاشیهای در به تأخیر انداختن آن کاهش
پیدا کند. موانع احیای مذاکرات برجام زیاد است اما باید روی چگونگی برخورد با این موانع کار شود تا بتوانیم از آنها بگذریم و به هدفی که رفع تحریمهاست برسیم. ولی برخی مواضع و جهتها بهگونهای نیست که بخواهد به یک مصالحه و تعامل در جهت رفع تحریمها منتهی شود. درحالیکه اگر جمهوری اسلامی ایران با شناخت و درک محدودیتها، ظرفیتها و فرصتها به مذاکرات برجامی نگاه کند میتوان به نتیجه مطلوب رسید. تعامل و همکاری با آژانس انرژی اتمی میتواند یکی از این موضوعات باشد. مجموعه مواضع و دیدگاههای آقای باقری کنی و دیگر دولتمردان چشمانداز روشنی از روند مذاکرات هستهای پیش روی ما نگذاشته است. شاید سیاستی نباشد که بخواهند یک جواب «نه» بدهند یا اینکه بخواهند رویکردی را در پیش بگیرند که برجام احیا بشود. شرایط اقتصادی سخت شده است. قطعا احیای برجام به رشد و رونق اقتصادی کشور کمک میکند. برجام یک توافقنامه بدون اشکال نیست و کسی منکر این نمیشود، اما بههرحال یک فرصت است و اگر از آن استفاده نشود، پیامدهایی بههمراه خواهد داشت.
آیا در شرایطی که اظهارات اخیر مقامات آمریکا همراه با رویکردی منفی نسبت به برجام بوده میتوان شرایطی را متصور شد که ایران و آمریکا از برخی مواضع خود عقب نشینی کنند؟
واقعیت این است که ایران و آمریکا تلاش میکنند توپ را در زمین دیگری بیندازد و طرف مقابل را مقصر به نتیجه نرسیدن برجام معرفی کنند. در این زمینه نیز نمیتوان به اظهارنظر مقامات دو کشور بسنده کرد و براساس این اظهارات درباره آینده برجام اظهار نظر کرد. در شرایط کنونی این احتمال که مذاکرات پنهانی بتواند برجام را جلو ببرد و به یک نتیجه برسد وجود دارد. به همین دلیل باید منتظر بود تا زمان برخی مسائل را روشن کند. تحرکاتی نیز بین برخی کشورهای میانجی آغاز شده و این کشورها تلاش میکنند مذاکرات غیر مستقیمی را بین ایران و آمریکا مدیریت کنند تا در نهایت به احیای برجام منجر شود. با این وجود ما در شرایط مبهمی قرار داریم که امیدها را نسبت به احیای برجام کاهش داده است. در ماههای گذشته ایران و آمریکا در دو موضوع «لغو تحریمها»، «ارائه تضمین توسط آمریکا» به نتیجه نسبی رسیدهاند. ایران پذیرفته است که آمریکا نمیتواند از جانب دولت آیندهاش برای احیای برجام تضمینی ارائه دهد. ایران باید از فرصت تحولات اوکراین حداکثر استفاده را کند. ضمن اینکه ایران به پیشرفتهای هستهای دستیافته است که رئیسجمهور بعدی آمریکا نمیتواند این
پیشرفتها را از ایران بگیرد. اگر بخواهند مجددا خدشهای بر برجام وارد کنند، مسیر بازگشت به عقب طی خواهد شد و این خواسته آنها نیست. به نظرم بهترین فرصت و بهترین تصمیم برای ایران استفاده حداکثری از فرصت احیای برجام در جهت رشد و رونق اقتصادی و کسب بازارهای نفت و گاز جهانی است. بههرحال مهمترین دغدغه آمریکا و شرکای اروپایی و حتی روسیه و چین همین مساله پیشرفت در برنامه هستهای ایران هست، از اینرو اذعان کردهاند که اگر این موضوع به مرحلهای برسد که ایران در برآیند کوتاهمدتی بتواند به جهش هستهای دست یابد، عملا مذاکرات برجام دیگر ویژگی خود را از دست میدهد. ما باید بپذیریم که تحریمهایی که علیه ایران صورت گرفته توسط آمریکا اعمالشده و نه سازمان ملل. حتی اگر بخواهیم با شرق و کشورهای همسایهمان روابط گستردهای داشته باشیم، بدون رفع تحریمها امکانپذیر نیست. چین و روسیه این را نشان دادهاند که در مراودات اقتصادیشان با ایران قطعا منافع خود را در روابط آمریکا در نظر میگیرند، همانطور که طی سالهای گذشته حاضر به کار با ایران نشدند ضمن اینکه تعدادی هم ایران را ترک کردند. اکنون باید منتظر چه اتفاقی بیفتیم که
واقعیتهای جهانی را نادیده بگیریم و مقولهای را در پیش بگیریم که میتواند شرایط را برای رسیدن به منافع برجام دشوارتر کند. شاید با یک گام بتوان گامهای روبهجلوی بیشتری برداشت که این مساله میتواند موجب کاهش فشارهای اقتصادی شود و در میانمدت و بلندمدت به منافع مطلوب دست پیدا کنیم.
مهمترین کشورهای میانجی که در شرایط کنونی مطرح هستند عمان و قطر است. به چه میزان نسبت به موفقیت تلاشهای این دو کشور میتواند امیدوار بود؟
کشورهای اروپایی تلاش زیادی در این زمینه انجام ندادهاند و به نظر میرسد این آمریکاست که باید در این زمینه اقدامات موثری انجام بدهد. من در شرایط فعلی امید چندانی به این میانجیگریها ندارم. با این وجود تلاشهای در حال انجام است که در بهترین حالت شاید اتفاقات سال91 را تکرار کند. هرچند مقامات آمریکایی همچنان بر برخی خواستههای حداکثری خودشان نسبت به برجام تأکید دارند ولی پشت میز مذاکرات قطعا آنها نیز اگر بخواهند برجام به سرانجام برسد، میدانند که باید تعدیلی در مواضعشان انجام بشود. قطعا اگر تیم مذاکراتی آقای بایدن هم بخواهند مذاکرات را به سرانجام برسانند و با توجه به ضرورتهایی که در تغییرات سیاست خارجی و امنیتی خود در منطقه خاورمیانه دنبال میکنند و این تغییرات در صورت احیای برجام میتواند با موفقیتهایی همراه باشد. آنها هم شاید تحت این فشارها و ملاحظات تعدیلی در مواضع خودشان ایجاد کنند و مجموعه این تحولات میتواند به تنشزدایی میان ایران و طرفین برجام در چگونگی روند مذاکرات احیای برجام بینجامد و تأثیرات مثبتی بر جای بگذارد.