روزگار غريبيست! مردم، گرفتار و بخشي از جامعه در تکاپوي جدي براي گذران روزانه زندگي فردي و خانوادگياند. خبرهاي بدِ اقتصادي، زندگي را سخت کرده. طبقه متوسط که موتور محرکه دگرگونيهاي فرهنگي، اجتماعي و سياسياند هر روز کوچکتر شده و درگذاري دردآور به تنگدستاني ميپيوندند که بزرگترين دلنگرانيشان سير کردن خود و خانواده است. کارمندان که مهمترين گروه سازنده اين طبقهاند در حالي با افزايش ده درصديِ دستمزد روبهرو شدهاند که برخي از کالاهايِ مهم براي يک زندگيِ تا 100 درصد افزايش داشته!
کتابخانهاي پر از مهر و محبت
در شرايط اقتصادي- اجتماعي امروز، پرداختن به کنشهاي فرهنگي، اخلاقي و انساني با دستاندازهايي روبهرو بوده و شگفتآور آنکه هستند کساني که همچنان دل در گرو گسترش فرهنگ و اخلاق دارند و گذشت از پايههاي زيست فردي و خانوادگي آنان است. نمونه آن همکار ما خانم زهرا خماريان، همسرشان آقاي علي غلامعلي و فرزندان آنان است. اما ماجرا چيست؟
پنجم خرداد سالگرد درگذشت «مهدي بهلولي» آموزگار، کنشگر صنفي- رسانهاي معلمان، نويسنده و مترجمي تلاشگر بود که سال گذشته در اثر کرونا چهره در نقاب خاک کشيد. بهلولي پرچمدار گروهي از فرهنگيان نويسنده بود که در يک دهه گذشته کنشهاي معلمان در گستره آموزشي- صنفي را در رسانههاي واقعي و مجازي گسترش دادند. خانم خماريان يکي از اعضاي اين گروه است که آموزگار کلاس اول دبستان و يکي از ترويجگران کتابخواني در ميان کودکان و نوجوانان، به ويژه در مناطق نابرخوردار، است. سال گذشته و همزمان با درگذشت زنده ياد بهلولي ايشان قول دادند که يک کتابخانه براي کودکان محروم راهاندازي کنند و نامش را «فرهيزش» بگذارند؛ فرهيزش نام گاهنامهاي فرهنگي- آموزشي و اينترنتي است که بهلولي آن را پايهگذاري و تا پنج شماره منتشر کرد؛ و البته با تلاشهاي تني چند از همکارانش همچنان به کار خود ادامه ميدهد. به هر روي اين خانم معلم، در اين شرايط اقتصادي کنوني با هزينههاي خانوادگي، خانهاي 40 متري با شرايط ساختماني بهشدت بد را خريداري و با تلاشهاي شبانهروزي خود و خانوادهاش همزمان با نخستين سالگرد درگذشت زنده ياد بهلولي به بهرهبرداري رساند. اين کتابخانه کودک و نوجوان قرار است جايي باشد براي کتابخوانيِ گروهي بچهها و تشويق آنان براي خواندن و نوشتن و باليدن در يک محيط فرهنگي- آموزشي ناب. در روزِ آغازبهکار اين کتابخانه نگارنده، خانواده بهلولي، تني چند از فرهنگيان نويسنده، برخي علاقهمندان به کتاب و کتابخواني و البته گروهي از کودکان و نوجوانان گردهم آمديم. لحظه- لحظه حضور در کتابخانه فرهيزش ياد بانو توران ميرهاي در ذهنم ميچرخيد. او نيز شاهکارِ مدرسه فرهاد و فرهنگنامه کودکان و نوجوانان را با هزينه شخصي و خانوادگي راه انداخت و کاري کرد، کارستان؛ کارهايي بزرگ و اثرگذار که همچنان جامعه در گامهاي نخستين شناخت و واکاوي آن است. از ژرفاي وجودمان براي اين خانواده خوب و تلاشگر و ديگر کساني که در مسير نجات کودکان و نوجوانان از «ندانستن» و «نتوانستن» قرار دارند آرزوي تندرستي و کاميابي ميکنيم.