با توجه به گسترش فضاي مجازي و شبکههاي اجتماعي، شرايط بهکارگيري رسانههاي نوين در فضاي رسانهاي ايران را چطور ارزيابي ميکنيد؟
رسانههاي اجتماعي، يک سازمان غيررسمي و غيرمتمرکز هستند. با اقتباس از تئوري چرخه حيات سازمان لاري گرينر که شامل 5 مرحله تولد، رشد، بلوغ، انحطاط و مرگ سازمان است، ميتوان اذعان داشت در کشور ما رسانههاي اجتماعي در مرحله رشد قرار دارند. به لحاظ فقدان زيرساختها و ضروريات؛ بهويژه سواد رسانهاي و اطلاعاتي کاربران، يک مرحله از کشورهاي توسعهيافته عقب هستيم. در کشور ما به سرعت زندگي و کسب و کار در فضاي رسانههاي نوين امتداد يافته است. در حال حاضر حدود 50 ميليون نفر کم و بيش در پيامرسانهاي واتساپ و تلگرام و شبکه اجتماعي اينستاگرام فعالند و 20 درصد کاربران از رسانههاي اجتماعي کسب درآمد ميکنند. در مرحله رشد سازمان، بحرانهايي مانند بحران مديريت، بحران تمرکز و بحران کنترل و ساير بحرانها ظهور و بروز ميکنند. طرحهايي مانند صيانت از فضاي مجازي يا اقدامات فناورانه منطقهبندي و افزايش تعرفهها واکنش به ظهور چنين بحرانهايي است.
رسانهها و مطبوعات رسمي هم به ضرورت فعاليت در فضاي مجازي پي بردهاند. فعاليت صفحات مجازي آنها را چطور ميبينيد و به نظر شما براي فعاليت در رسانههاي نوين، چقدر ظرفيت و تخصص لازم است؟
در حال حاضر شاهد کوچ گسترده مخاطبان از رسانههاي سنتي به رسانههاي نوين هستيم. مصرف اطلاعات رسانههاي کاغذي بهشدت کاهش يافته است. رسانههاي جريان اصلي مانند راديو و تلويزيون ميزان مخاطبان و ميزان ساعات مصرف برنامههاي آنان کاهش مييابد و در مقابل به کاربران رسانههاي اجتماعي و ميزان ساعات مصرف استفاده از آنها افزوده ميشود؛ به گونهاي که بر اساس نظرسنجي مرکز افکارسنجي دانشجويان ايران(ايسپا) مرجعيت خبري صداوسيما از 57. 5 درصد در اسفند 97 به 42. 1درصد در شهريور 1400 رسيده است و به موازات آن مرجعيت خبري رسانههاي اجتماعي در همين مدت با صعود خيرهکننده از 26. 1 درصد به 41. 4 درصد رسيده است. اين آمارها نشان ميدهند که روند استفاده از فضاي مجازي روبه رشد است. در رابطه با تخصص استفاده از رسانههاي نوين، يونسکو موضوع سواد رسانهاي و اطلاعاتي را براي کاربران ضروري ميداند. بر اساس تعريف ايرتون و پوزيتي «سواد رسانهاي و اطلاعاتي مصرف، توليد، كشف، ارزيابي و به اشتراك گذاشتن اطلاعات و درك ما را از خود و ديگران در جامعه اطلاعاتي نشان ميدهد. » از اينرو توليد، انتشار و بازانتشار، مصرف و جستوجو و ارزيابي محتوا به دانش تخصصي حداقلي نياز دارد. بخش اعظم اين آموزش در حال حاضر بر دوش جامعه مدني است و کاربران از يکديگر ميآموزند.
عمده روزنامهها و سايتهاي خبري در شبکههاي اجتماعي فعال شدهاند اما مثلا هيچ اقدامي در زمينه روزنامهنگاري سايبر، چندرسانهاي و... نکردهاند. آيا صرف انعکاس مطالب در شبکههاي اجتماعي، کاري را پيش ميبرد؟
روزنامهها منابع محدودي دارند. ازاينرو در زمينه رقابت خبري نميتوانند مزيت ايجاد کرده و مرجعيت پيدا کنند. زيرا سايتهاي رسانههاي جريان اصلي و شهروند خبرنگاران دست پيش را در لحظه دارند. از اينرو روزنامهها براي کسب مزيت بايد به سوي توليد گزارش(تحقيقي) و تحليل پيش بروند و از قضا روزنامههايي که در اينباره فعالند با اقبال بيشتري مواجه شدهاند. مشکل ديگر روزنامهها آموزش ضمن خدمت کادرهاي خود است که با محدوديت زيادي مواجهاند. هر چند در زمينه سايبرژورناليسم موفقيتهايي را کسب کردهاند اما ناچيز است. به هرحال راه درازي در پيش دارند.
به نظر شما يک مدير رسانه در شرايط کنوني، چطور بايد عمل کند؟ مثلا سردبير يک روزنامه؛ توجه به شبکههاي اجتماعي و فضاي مجازي در کنار صفحات کاغذي را چطور بايد برنامهريزي و هدايت کند؟
مديريت در رسانههاي اجتماعي و رسانههاي جريان اصلي و همچنين در بخش دولتي و غيردولتي متفاوت است. يعني برنامهريزي، کنترل و نظارت، تصميم گيري، هدايت و رهبري و سازماندهي در اينها متفاوت است. بهطور مثال شيوه سازماندهي رسانههاي اجتماعي افقي است و ساختار تخت دارند. اما در رسانههاي جريان اصلي، سبک سازماندهي عمودي است. وقتي عدم اطمينان محيطي به صورت آشفتگي يا تغيير درسياستها، دگرگوني ذائقه مصرفکننده، شدت رقابت و تلاطم بازار درآيد، ميتواند موجوديت و بقاي يک روزنامه را با ريسک زياد مواجه کند. براي پاسخ درخور به تغيير در شرايط محيطي و انطباق با فشارهاي آن، تغيير در استراتژيهاي کسب و کار ضروري است بهويژه وقتي که محيط با پيچيدگي زياد و مستمر توام باشد. به نظر ميرسد علاوه بر فعاليت عمومي در فضاي رسانههاي نوين، بايد استراتژي خاص نيز انتخاب و بر بخش جزئي از بازار تمرکز کنند؛ مانند فعاليت در حوزه ديپلماسي، محيط زيست، امور شهري، دانشگاه، امور بينالمللي، زنان، و غيره.
يکي از نگرانيهاي اصلي در فضاي مجازي، رشد فيک نيوزهاست. براي رفع اين مشکل، چه بايد کرد؟ جز مردم، رسانههاي رسمي هم گاهي در تله اخبار دروغين ميافتند!
يکي از معيارهاي مهم که ميتواند کاربران را در تشخيص اخبار جعلي از اخبار درست کمک کند، دارا بودن منبع مشخص و معتبر در اخبار است. البته دارا بودن منبع الزاما به معناي اعتبار خبر نيست و چه بسا منبع نيز جعلي باشد. کاربران هنگام مواجهه با خبرهايي که منبع معتبر ندارند، بايد با تفکر انتقادي مواجهه شوند. زيرا اينگونه اخبار نامزد بالقوه اخبار جعلي هستند و پس از راست آزمايي ميتـوان صحت آنها را اثبات کرد. خبرگزاريهاي بزرگ، تيمهايي براي راستيآزمايي خبرها دارند و درمواقع ضروري مبادرت به اين کار ميکنند. در مواقع ضروري جستوجو در خبرگزاريهاي معتبر نيز راهگشاست. شرط اساسي زيست در اين فضا اين است که قدرت تفکر و استدلال را بارور کنيم، بيجهت مهر تاييد بر انديشههاي ديگران نزنيم و يا بيجهت به انديشههاي ديگران حمله نکنيم.
در شرايط حاضر، آينده روزنامهها و نشريات کاغذي را در ايران و جهان چطور ميبينيد؟ همچنين آيا شبکههاي اجتماعي، مسئوليت خبرگزاريها را نيز متحول کرده است؟
روزنامه و نشريات کاغذي در شرايط متغير کنوني دو دسته دولتي و غيردولتي هستند. دولتيها با استفاده از جيب مردم سرپا نگه داشته ميشوند هر چند ضررده باشند! اما روزنامههاي و نشريات بخش خصوصي در شرايط تورمي کنوني با مشکلات زيادي دست و پنجه نرم ميکنند. آمارهاي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي نشان ميدهد تيراژ مطبوعات بهجز چند روزنامه انگشتشمار، به نحو فاحشي کاهش يافته و بين 300 تا 3000 نسخه در تغيير است. اين نشان ميدهد به پايان عمر روزنامههاي کاغذي نزديک شدهايم. البته عصر روزنامههاي کاغذي در کشورهاي توسعهيافته نيز به پايان رسيده است. در شرايط کنوني مطبوعات ايران بيشتر با استفاده از اکسيژن يارانه و آگهي سازمانها دولتي، خصولتي و بخش خصوصي بهصورت نيمبند رو پا ايستادهاند و با توجه به تيراژ بسيار کم، دخل و خرج آنها دشوار شده است. از اينرو براي انطباق با پيچيدگيهاي محيط متغير و پويا ضرورت ايجاد ساختارهاي تخصصي در زير مجموعه سردبيري کل و ايجاد مشاغل نوپا و حضور در استارتاپها ضروري است. در حال حاضر تعدادي از خبرگزاريها در اينستاگرام و توئيتر فعال هستند. تعدادي هم در تلگرام فعاليت ميکنند. تعداد فالوئرها و ممبرهاي آنان چندان رضايت بخش نيست. بهخصوص در شبکه اجتماعي اينستاگرام شاخهاي اينستاگرامي با اقبال بيشتري مواجه شدهاند. بسياري از سلبريتيها به تنهايي از اين خبرگزاريها پيش افتاده و نه تنها اعضاي بيشتري جذب کردهاند؛ بلکه درآمدهاي سرشار دارند. در تلگرام هم تعدادي از کانالهاي رسانههاي غيردولتي ممبرهاي ميليوني جذب کردهاند.