مشخصا ايالات متحده آمريکا و مسئولان دولت بايدن در ماههاي اخير به دنبال بازگشت به برنامه جامع اقدام مشترک هستند اما تلاش ميکنند تا بيشترين امتياز را بگيرند. اگر شرايطي که آمريکاييها مشخص ميکنند مثل شرايط دوران ترامپ و پمپئو نباشد بهنظر ميرسد راه احياي برجام باز شده است. وجه ديگر نيز عکسالعمل ايران است که قاعدتا ايران نيز همواره از تنش دوري ميکند. در اين ميان ايدهها بسيار حائز اهميت است و نقشي اساسي در پيشبرد گفتوگوها دارد. در اين راستا قاعدتا دولت بايدن امتيازهايي به ايران خواهد داد که محتملترين آنها کاهش تحريمها است. در راستاي تسهيل اين موارد تا حدودي دشوار، قطر، عمان و اروپا به نظر ميرسد که به شدت فعال شدهاند. اين اتفاق قابل پيش بيني بود که دوحه در طول حاکميت دموکراتها در آمريکا نقش پررنگتري در منطقه ايفا خواهد کرد. امروز ظرفيت قطر ظرفيت بالايي براي ايفاي نقش رابط و ميانجي و کاهش تنشهاي منطقهاي به نيابت از آمريکاست. بايدن نگاه منفي به حکومت عربستان دارد که با تندرويهاي خود منطقه را به آشوب کشاندهاند و به همين علت نيز در هفتههاي اخير ديدارهاي متعددي ميان مقامات عربستان و آمريکا شکل گرفته است. بايدن بلافاصله پس از به دست گرفتن قدرت سه تصميم مهم گرفت که بيانگر تغيير سياست آمريکا در مورد منطقه خاورميانه بود. نخست تاکيد بر توقف جنگ يمن، دوم خارج کردن انصار ا... از ليست گروههاي تروريستي از نگاه آمريکا و سوم ممنوع کردن فروش سلاح به عربستان که با اما و اگرهاي زيادي همراه شد و تا حدودي در اين خصوص نيز تجديدنظرهايي صورت گرفت و فشارهايي وارد شد. اين تصميمات نشان ميدهد عربستان سعودي در مسير انزوا قرار دارد و دعوت محمدبنسلمان از شيح حمد، امير قطر براي نشست شوراي همکاري خليجفارس پيشدستي عربستان با درک اين فضا براي حل مشکلاتش با قطر بود که به ثمر رسيد. امروز قطر در راستاي تغييرات در منطقه خاورميانه ميخواهد نقش ميانجي بين ايران با دولت بايدن از يک سو و حکومت عربستان با ايران را از سوي ديگر ايفا کند. به همين علت سفر مقامات قطر به تهران جنبههاي مختلفي پيدا کرده است. تيم جديد سياست خارجي کار خود را به تازگي آغاز کرده است و مشخصا ميتواند با طي کردن مسير اصولي، اصلاحاتي را انجام داده و به مسير مناسب با ظرفيتهاي کشور نزديک شود و بايد در اين حوزه تصميمات اساسي گرفته شود.