تحولاتي در سطح بينالمللي صورت گرفته و موجب شده تا کار برجام و احياي توافق هستهاي مقداري پيچيده شود. اتفاقا وزير خارجه آمريکا که براي اداي توضيحات به سناي آمريکا فرا خوانده شده بود نيز يک سري مسائلي را مطرح کرد از جمله اينکه انتظار ميرفته که تا اواسط ماه مارس يعني پيش از سال جديد شمسي اين توافق به نتيجه برسد و جمع شود. ولي با توجه به تحولاتي که در سطح بينالمللي به وقوع پيوسته مثل جنگ اوکراين و روسيه موجب شده تا اين موضوع با موانعي روبهرو شود. از جمله اينکه ايران درخواست کرده بود که سپاه پاسداران از ليست تحريمها خارج شود. هر چند که به قرائت خودشان آمريکاييها نيز حاضر به انجام اين موضوع بودند منتها به اين شرط که ايران نيز شروط آنها را بپذيرد که به نظر ميرسد ايران نيز از پذيرفتن آن سر باز زده است. البته اين گفته آنتوني بلينکن وزير امور خارجه آمريکاست که «ما از اعمال تحريمهاي قبلي به نتيجه نرسيديم و واقعا از تحريمهاي سختي که بر ايران وارد شده بود نتيجهاي نداده و پرونده هستهاي ايران به طور جهشي در حال تداوم يافتن و پيشرفت کردن است. بنابر اين بهترين راه حل اين است که ما وارد برجام شويم و توافق را احيا کنيم.» لذا بر همين اساس مشخص است که آمريکاييها دوست دارند که برجام احيا شود و به همين صورت که هست پيش برود. ولي همانطور که از پيش هم گفتهاند دوست دارند که برجام دو و سهاي هم در رابطه با مسائل منطقهاي و... داشته باشند. بنابر اين ميتوان اينگونه نتيجه گرفت که برجام به صورتي احيا شود. هر چند ممکن است آمريکاييها پس از احياي برجام و رسيدن به توافق بخواهند به دنبال مذاکرات فرا برجامي و منطقهاي باشند که اگر ايران در تعامل مثبت با کشورهاي تاثيرگذار منطقه مثل عربستان قرار گيرد و اختلافاتش حل و فصل شود آمريکاييها ديگر نميتوانند نسبت به مسائل منطقه دخالت کنند. اما آنچه که باعث شده امروز احياي برجام تا حدي به دست فراموشي سپرده شود مساله جنگ اوکراين و موضعي است که روسيه در قبال برجام اتخاذ کرد و همچنين مسائل تحريم آمريکا که نبايد سايهاي روي روابط ايران و روسيه بيندازد. اين موجب شد تا وقفهاي در احياي برجام به وجود آيد. ولي در عين حال تحول اصلي اين است که جنگ اوکراين خواهناخواه ادامه پيدا خواهد کرد و تحول خطرناکي صورت ميگيرد که طي آن کشورهاي غربي تجهيزات مدرني را به اوکراين و لهستان ميدهند و نظرشان بر اين است که روسيه را در اوکراين زمينگير کنند. در نهايت نيز طرفين بلوفهايي ميزنند در اينکه اگر چنين و چنان شود از سلاح هستهاي استفاده خواهيم کرد که بحث بسيار خطرناکي است. اما در عين حال به نظر ميآيد که اروپاييها و آمريکاييها ميخواهند روسيه را از نظر سياسي، اقتصادي و امنيتي و استراتژيک تضعيف کنند و نظرشان بر اين است که تا آنجا پيش بروند و موضع روسيه را درگير کنند که از برخورد هستهاي اجتناب کنند. در نتيجه اينگونه مسائل باعث ميشود که بيشترين توجه به مساله جنگ اوکراين و تضعيف روسيه معطوف گردد و برجام ديگر اولويت اصلي اروپاييها و آمريکا نباشد.