آرمان ملي- سهيل ثابت: نگاهي به شرايط جامعه و وضع معيشتي مردم نشان ميدهد که شرايط آنچنان که بايد و شايد مطلوب نيست و مردم نيز به انحاي مختلف نارضايتي خود را ابراز کرده و ميکنند. لذا به همين جهت عدهاي از کارشناسان و تحليلگران بر اين باورند که اگر دولت در روند عملکردي خود تغييراتي را حاصل کند و با تغيير افراد و برنامهريزي مدون و صحيح پيش برود، ميتوان به بهبود شرايط اميدوار بود. آنچه مسلم است اينکه نگاه جامعه به همه دولتها بيش از همه حوزهها به عملکرد اقتصادي دولت است. دولت سيزدهم آيتا.... رئيسي نيز از اين قضيه مستثني نيست و اگر ميخواهد رضايتمندي و حمايت مردم را بهدست آورد بايد به سمتي حرکت کند که ابتدا جلوي گراني و افزايش قيمت افسار گسيخته کالاها در حوزههاي مختلف را بگيرد و سپس با ثبات بخشيدن به بازارهاي مختلف مالي کمکم به سوي رشد اقتصادي حرکت کند. اين مساله هم حمايت مردم را در پي خواهد داشت و هم اعتماد صدمه ديده و اميد کاهش يافته را ترميم خواهند کرد. براي بررسي شرايط جامعه و عملکرد دولت «آرمانملي» با هدايتا... آقايي، فعال سياسي اصلاحطلب به گفتوگو پرداخته است که ميخوانيد.
شرايط فعلي جامعه و نارضايتي اقتصادي مردم را چگونه ارزيابي ميکنيد و اين مساله چه تاثيري بر جامعه خواهد گذاشت؟
اين مساله از لحاظ مردم جاي بررسي دقيقتري دارد چرا که مردم اکنون احساس ميکنند که در شرايط فعلي اعتراض کردن فايدهاي ندارد. اين نکتهاي است که اگر مردم نارضايتي خود را بدان صورت علني نميکنند، به معناي رضايت از وضعيت موجود نيست. لذا کساني که مسائل جامعه را مديريت و برنامهريزي ميکنند بايد اين نکته را در نظر داشته باشند. واقعيت قضيه اين است که چه دولت آقاي روحاني و چه دولت آقاي رئيسي بر سر کار باشد، تا زماني که بستر فعاليتهاي اقتصادي و اجتماعي در صحنه بينالمللي وداخلي اصلاح نشود، در بر همين پاشنه خواهد چرخيد. در نتيجه اگر دولت آقاي روحاني هم بر قرار بود، اين امکان وجود داشت که مشکلات جامعه مقداري کمتر ميشد اما با توجه به اينکه ريشه برخي از اين مسائل در تحريمها و فشارهاي بينالمللي است، به هر حال کمبودها خود را نشان ميدهد. امروز مقداري نفت صادر ميکنيم، کالاها را بيش از قيمت جهاني ميخريم و تازه واردات ما از محل اين درآمدها واردات مصرفي مثل غذا و دارو است. صادرات غير نفتي نيز تحليل رفته، کم ميشود و از هم اکنون بايد نگران رشد اقتصادي باشيم. بايد نگران باشيم که هر دولتي هم روي کار بيايد تا زمينه مساعد نباشد، نميتواند کار خود را انجام دهد. بنابراين نبايد ريشه را گم کنيم و به مردم آدرس غلط بدهيم که اين فرد يا فرد ديگري بهتر است. اما به طور طبيعي همينطور که اگر دولت آقاي روحاني نيز دولت قويتري بود بهتر از آن عمل ميکرد در دولت سيزدهم هم اگر مجموعهاي کاراتر و تواناتر که تجربه عملياتي بيشتري داشتند، قطعا اين سکان اقتصادي بهتر مديريت ميشد و آثار و تبعات مخرب کمتري داشت.
در شرايط فعلي، نوع تعامل مجلس و دولت براي حل مشکلات جامعه را چگونه ارزيابي ميکنيد؟
معتقدم مجلس حرفي براي گفتن ندارد. وقتي 220 نفر از نمايندهها در آستانه انتخابات رياست جمهوري يک بيانيه را امضا، از کانديداي خاص حمايت ميکنند و نامزد مدنظر آنها امروز مقام رياست جمهوري را در اختيار دارد ديگر چه بايد گفت. اساسا دست مجلس از همان بازي هميشگي نيز کوتاه شده است. بازي هميشگي اين بود که تيمهاي فوتبال اگر گل ميخوردند، ميگفتند که تقصير مربي است و مربي را عوض کنيد تا در فرصت ايجاد شده بتوانيم بازي را عوض کنيم اما امروز ميبينيم که نمايندگان مجلس اين فرصت را نيز از خود سلب کردند. در اصل، امروز نه اينکه مجلس نخواهد کاري کند بلکه دست مجلس خالي است. چرا که بايد به رئيسجمهور و دولتي انتقاد کند که خودش پشتوانه آن بوده است. بايد به وزرايي انتقاد کند که خود به آنها راي اعتماد داده است. هر چند که اين مسئله به طور کمرنگ شروع شده و حتي بعد از تعطيلات نوروز نيز از بين نرفته است. امروز باز هم زمزمه انتقاد، سوال و استيضاح وجود دارد و من فکر ميکنم که اين موج مجددا راه بيفتد.
فکر ميکنيد با توجه به شرايط فعلي بايد روند امور به چه سمت و سويي برود که اعتماد عمومي جلب شود و مردم به آينده اميدوارتر شوند؟
من و دوستان در جبهه اصلاحات اعتقاد داريم که اگر مسائل و موضوعات کلان جامعه با حضور مردم تصميمگيري شود، نبايد نگراني داشت. حتي اگر امروز در جامعه رفراندوم گذاشته شود که بگويند ميخواهيم همين تحريمها را تحمل کنيم و فلان تصميم بينالمللي را قبول نکنيم، اگر قاطبه مردم اين تصميم را بگيرند، هيچ ايرادي ندارد و خودشان تصميم ميگيرند و خودشان نيز تحمل ميکنند. لذا به نظر من بهترين راهکار باز تر کردن فضاي سياسي، فعاليت گروهها دستهجات و احزاب است.
فکر ميکنيد نوع رويکرد مردم به اينکه دولت به سمت فضاي باز سياسي و حل مشکلات اقتصادي حرکت کند چگونه خواهد بود؛ استقبال خواهند کرد يا با توجه به عملکردهاي دولت بيتفاوت خواهند گذشت؟
اگر که در قالب فضاي باز سياسي به وضعيت فعلي هم برسيم مردم آن زمان حداقل فشارهاي کمتري را تحمل خواهند کرد و از اين جهت که خودشان آن تصميم را گرفتند مشکلي نخواهند داشت و ممکن است تصميم ديگري بگيرند و وضعيت بهتر شود. البته به نظر من اين مساله که گفتم اگر روند امور و عملکردها اصلاح شود در اين دولت عملي خواهد بود اما اگر اينگونه نشود نميتوان انتظار مديريتي ديگر و فضاي باز سياسي داشت. مسلما مردم از هر گونه تغيير مثبتي در جهت بهبود عملکرد که در راستاي بهبود وضعيت اقتصادي و معيشتي خودشان باشد استقبال ميکنند و حتي اگر بدانند که دولت قصد حرکت به سمت حل مسائل و مشکلات اقتصادي را دارد دولت را در اين راه کمک ميکنند تا هرچه سريعتر به نتيجه برسد و جامعه را از وضع موجود به شرايط مطلوب برساند.