احمدينژاد:
چه اشکالي دارد که زنان به ورزشگاه بروند؟
خانمي براي ديدن زانوي يک آقا به ورزشگاه ميرود؟
آرمان ملي - ياسمين طالقاني: احمدينژاد انگيزهاي براي سکوت و استراحت ندارد. ازهرفرصتي براي بيان ديدگاههاي چالشياش استفاده ميکند مانند اخيرا که درباره ورود زنان به ورزشگاهها صحبت کرده است. از او سوال شد اخيرا از ورود زنان به ورزشگاه، جلوگيري شد، در دولت شما هم اين موضوع مطرح شد، بعد از آن نامه معروف، چه اتفاقي افتاد؟ نهايتا فکر ميکنيد اين قصه چه سرنوشتي را خواهد داشت؟ و احمدينژاد چنين پاسخ داد: اجازه بدهيد اول پاسخ قسمت آخر را بدهم. يادتان باشد که نميتوان جلوي خواست يک ملت ايستاد. پس اين پاسخ مربوط به آينده را داشته باشيد. من نميتوانم بگويم نوعي تفکر است، برخي يک تلقي دارند که حيثيت خودشان را به آن تلقي گره زدهاند. يک ادعاهايي کردند و بعد همه چيز را به آن ادعاها گره زدهاند، مانند رفتن زنان به ورزشگاه، هيچکس نميآيد بگويد رفتن زنان به ورزشگاه چه اشکالي دارد؟ اگر زنان به ورزشگاه بروند چه اشکالي دارد؟ مثلا سينما ميتوانند مختلط بروند، کنسرت ميروند. وي افزود: حتي يکسري از بازيهاي باشگاهي مثل واليبال و بسکتبال را هم ميتوانند بروند ولي فوتبال را نميتوانند بروند. ميگويند حرمت زنان زير سوال ميرود. تشخيص اين حرمت با خود فرد است. اين سوال از احمدينژاد مطرح شد که آن زمان سر ماجراي ورود زنان به ورزشگاه چه فشارهايي وجود داشت؟ و اوپاسخ داد: وقتي آن زمان ما موضوع را مطرح کرديم، هجوم خيلي زياد شد. جالب است که رسانههاي چپ و راست، اصولگرا و اصلاحطلب هر دو ما را ميزدند! چرا؟ چون آنها با آن اصلي که اول توضيح دادم مخالف هستند. گفتند يک نفر از طرف مردم و خارج از مناسبات قدرت سرکار آمده، نبايد اجازه بدهيم او جان بگيرد. حتي به من گفتند شرکتهاي زيرمجموعه نفت را که ميخواهد واگذار شود، به جناحها مفت بدهيد؛ اينها با هم رقابت ميکنند. گفتم آيا کشور با اين کار حفظ ميشود؟ آن زمانکه ما قضيه ورود زنان به ورزشگاه را مطرح کرديم، شروع به جوسازي بسيار سنگيني کردند. يک نفر را پيش ما فرستادند که يکي از نمايندگان مجلس بود و حالا اسمش را نميبرم. گفت آقايان خيلي ناراحت هستند. گفتم دليل و منطق آنها چيست؟. وي ادامه داد: من آن زمان گفتم که قبول نميکنم. شما يک پيغام برايشان ببريد. گفتم به آنها بگوييد منطق شما چيست؟ چه خلاف شرعي اتفاق ميافتد؟ گفتند خانمها که به ورزشگاه ميروند، بدن ورزشکارها را ميبينند، گفتم اتفاقا فوتبال پوشيدهترين است و فقط زانوي بازيکنان پيداست، يعني يک خانمي بلند ميشود و چندهزار تومان هزينه ميکند تا برود ورزشگاه و از چندصد متري، زانوي يک آقا را ببيند ؟ فوتبال جاذبه و هيجان دارد. احمدينژاد تصريح کرد: شما نميتوانيد بگوييد خانمها محروم هستند، خانمها هم دوست دارند بروند و ببينند، تازه گفتم وقتي خانمها به ورزشگاه بروند، جو ورزشگاه سالم ميشود. تجربه ايران نشان داده که اخلاق ايرانيها بگونهاي است که وقتي در يک جمعي دارند جوک ميگويند، وقتي يک خانمي وارد ميشود، همه مودب ميشوند و چارچوبها را رعايت ميکنند. اين نقش خانمها در ايران است. بعد گفتم چگونه درمورد سينما که چراغ خاموش است، يا در کنسرت که مختلط هم هستند، اين اجازه را ميدهيد بروند ، يا به ديدن بسکتبال، واليبال و حتي کشتي که تقريبا کشتي گيران برهنه هستند، اجازه دارند بروند ولي فوتبال را اجازه نميدهيد؟ من منطق آن را نميفهمم. بعدا يکي از آقايان خيلي پافشاري کرد، گفتم از قول من به ايشان بگو من نگران شماها هستم. هر کس در ذهنش بيايد که او دولت نهم را آورده، خدا حالش را ميگيرد. خيال نکنيد دولت را شما آورديد . من دستور دادم و بايد اجرا شود. تا اينکه آن نامه آمد و ما مجبور شديم کار را متوقف کنيم. هنوز هم منطق آن روشن نيست. واقعا اين اتفاقاتي که در مشهد افتاد، درست بود. وي گفت: حالا 2 هزار تا خانم هم ميرفتند در ورزشگاه مشهد مينشستند و فوتبال ميديدند، چه اتفاقي ميافتاد؟ مگر با رفتن خانمها به ورزشگاه چه اتفاقي ميافتد، ضمن اينکه زنان ايراني خودشان پوشش خودشان را انتخاب کردهاند. رضاخان ميخواست به زور حجاب را بردارد، ولي نتوانست. اين تجربه تاريخي ماست. در طول تاريخ زنان ايراني با حيا و نجيب بودند.