آرمان ملي- حميد شجاعي: محمدرضا عارف مرد آرام اصلاحطلبان همواره درصدد بوده که مسائل مختلف را با تعامل و چانهزني حل و فصل کند و چندان اهل بگومگوهاي سياسي و پاسخهاي رسانهاي آتشين نبوده است. اما به نظر ميرسد اظهارات اخير وي در خصوص انتخابات سال 92 که گفته «ما هزينه دولت روحاني را پرداختيم. دليل آن هم اين بود که سال 92 کانديداياصلاحطلب را کنار گذاشتيم و روحاني را انتخاب کرديم به مذاق برخي خوش نيامده و واکنش نشان دادند. چنانکه برخي رسانهها هجمه بيصداقتي و عدم شفافيت به عارف آوردهاند که آن زمان با مردم از اين مساله سخن نگفته است. جالب است در زمانهاي که همه مسائل حول محور دولت و عملکردش ميچرخد اظهارات عارف براي برخي ثقيل و سنگين ميآيد و موجب واکنش آنها ميشود.
به جاي سر باز زدن راه حل پيدا کنيد
نگاهي به تحولات سياسي و اجتماعي جامعه نشان ميدهد که اغلب مسائل، انتقادات و حتي اعتراضات پيرامون دولت و عملکردهاي به ويژه اقتصادي ناموفقي است که شرايط فعلي را رقم زده است. با اين حال هر چند در اين شرايط جريان سياسي مقابل و منتقدين از جمله چهرههاي اصلاحطلب مسائل مختلفي را در خصوص عملکرد دولت و راهکارهاي برون رفت از شرايط فعلي بيان ميکنند اما هستند جريانات و رسانههايي که اصلاحطلبان را حتي زماني که در قدرت نيستند و حضور و تاثيري در نهادهاي انتخابي و انتصابي ندارند هم مورد هجمه و تخريب قرار دهند. چه اينکه اخيرا نيز مسالهاي مطرح شده که دولت مورد حمايت اصلاحطلبان مسبب وضع موجود است و انگار دولت مستقر فعلي تصميمات و عملکردهايش هيچگونه تاثيري در بهوجود آمدن چنين شرايطي نداشته است. با اين همه از آنجا که بسياري از رسانههاي اصولگرا نميخواهند از عملکرد دولت يا مجلس انتقاد کنند و تحت هر عنوان حمايت پيشه کردهاند راهکار را در انداختن مسائل و مشکلات به گردن جريان رقيب و دولت مورد حمايت اصلاحطلبان ديدهاند و اگر هم نارضايتي از بطن جامعه بلند ميشود اين مطلب مطرح ميشود که شرايط امروز ناشي از رأيي بود که در ادوار گذشته به چهرههاي ديگر داديد تا با عملکرد خود چنين وضعيتي را پديد آورند. به عبارت ديگر اگر امروز بيش از آنکه صحبت از برنامهريزي مدون و دقيق براي حصول موفقيت و عبور از شرايط فعلي باشد شاهد برخي اظهار نظرها در خصوص علل و مسببين شرايط امروز جامعه هستيم. قدر مسلم انداختن تقصير به گردن يک جريان يا برخي اشخاص مشکلي از مشکلات حل نخواهد کرد. امروز بيش از آنکه به دنبال مقصر يا علل بگرديم بايد به دنبال راهکارهاي مناسبي در جهت حل مشکلات و بازيابي اعتماد عمومي و سرمايه اجتماعي باشيم.
هجمه به عارف
پس از هجمههايي که سال گذشته و حتي بعضا در سال جديد به سمت برخي چهرههاي اعتدالگرا و اصلاحطلب وجود داشت؛ گويا اين بار چهره آرام و ساکت اصلاحطلبان مورد نقد و هجمه برخي جريانات و رسانهها قرار گرفته است. محمدرضا عارف معمولا تلاش دارد که چندان فعاليت گسترده رسانهاي نداشته باشد و در آرامش و سکوت سير تحولات و تغييرات را بررسي کند. اما با اين حال وقتي چند اظهار نظر نيز از وي ديده ميشود برخي رسانهها به جاي پرداختن به عمق صحبتهاي وي در صدد دستاويز قرار دادن برخي اظهارات وي براي هجمه و انتقادات مخرب نسبت به عارف بر ميآيند. در حالي که اگر به رويکردها و تحرکات رئيس بنياد اميد ايرانيان طي چند وقت گذشته نظري بيفکنيم نيک ميبينيم که عارف حضور فعالي در فضاي رسانهاي از جمله حضور در مراسمهاي ختم چهرههاي سياسي و رسانهاي، صدور پيام در خصوص مسائل مختلف و تحولات جامعه و حتي مصاحبه با برخي مطبوعات و رسانهها داشته که نشان از تحرکات جديد سياسي و رسانهاي وي دارد. وي که اخيرا در نشست رمضاني با حضور خبرنگاران در خصوص جمله اخير رئيسجمهور مبني بر تغيير بانيان وضع موجود گفته: «وضع موجود نتيجه عملکرد همه دولتها ا در 4 دهه گذشته است. هيچکس نبايد از اين مسئله شانه خالي کند، بلکه بايد از گذشته درس گرفت و وضع موجود را اصلاح کرد. در اين مسير بايد از افرادي استفاده شود که توانايي اصلاح شرايط موجود را دارند.» عضو مجمع تشخيص مصلحت نظام همچنين درباره احتمال تشکيل دولت سايه از سوي اصلاحطلبان بيان کرده: «متاسفانه کوچکترين نظر مخالف تحمل نميشود. معمول است که مهمترين مساله هر دولت جديدي، نفي دولت قبلي است و اين روند زنجيروار ادامه مييابد. به نظرم آمادگي براي تشکيل دولت در سايه وجود ندارد» مجموع اين اظهارات باعث شده تا برخي رسانهها هجمههايي را عليه عارف وارد آورند. مخصوصا در جايي که او گفته «ما هزينه دولت روحاني را پرداختيم. دليل آن هم اين بود که سال 92 کانديداي اصلاحطلب را کنار گذاشتيم و روحاني را انتخاب کرديم.» اين رسانهها تصميم عارف در انتخابات 92 را نه تصميمي جرياني که تصميمي شخصي از سوي او دانستهاند و تازه او را به بيصداقتي متهم کردهاند که اگر بحث کنار گذاشتن عارف از سوي اصلاحطلبان مطرح بوده؛ چرا عارف آن زمان از اين مساله با مردم سخن نگفته و شفاف سازي نکرده است. جالبتر اينکه امروز از هر شخص مطلعي پرسش شود که روحاني با حمايت کدام جريان سياسي به رياست جمهوري رسيد همه به اصلاحطلبان اشاره ميکنند و خود اصولگرايان نيز به اين امر معترفند. اما جاي تعجب و تامل است که برخي رسانهها از اساس منکر اين قضيه ميشوند. اين نوع موضعگيريها نيز در نوع خود قابل تامل است و معلوم نيست منتقدين و هجمه کنندگان به اصلاحطلبان اساسا چه هدفي دارند و چه ميخواهند.