افزايش 20درصدي مستمريهاي افراد تحت پوشش کميته امداد و بهزيستي موضوعي است که بايد به آن پرداخت. طبق آنچه اعلام شد 20 درصد به مستمريهاي افراد تحت پوشش دو سازمان بهزيستي و کميته امداد اضافه شد. وقتي ميگوييم افراد تحت پوشش کميته امداد و بهزيستي يعني دهکهايي که اگر اين حمايتها از آنها صورت نگيرد، زندگيشان دچار مشکل ميشود. معناي ديگرش اين است که بسياري از اين افراد به استناد قوانين موجود کشور افراد فقيري هستند که دولت بايد آنها را تحت پوشش بگيرد و ماهانه مستمري پرداخت کند. پيشنهاد مستمري و افزايش آن هم با دولت است که در لايحه بودجه هر ساله پيشنهاد ميکند و در نهايت در مجلس بررسي و در موردش تصميم گرفته ميشود. ولي آنچه مهم است اينکه وقتي ما داريم بودجهاي را مينويسيم و در همين بودجه به اينکه يک عده افرادي هستند که نيازمند حمايت مستمر هستند، توجه داريم يعني اينکه تحت پوشش حداقل نهاد حمايتي به اين معناست که اينها را فراموش نکرديم و تا اينجا ميگوييم که خدا را شکر! اما کجا نگران کننده است؟ جايي که با توجه به وضعيتي که اين خانوادهها دارند، تاثيراتي که از کرونا گرفتند، افزايش تورم و قيمتهاي سرسامآور باز ميزان افزايش مستمري را 20 درصد لحاظ ميکنيم که معناي ديگرش اين است که اين 20 درصد زخم فقرا را عميقتر و دردشان را بيشتر ميکند. فرض کنيد که يک خانواده داراي معلوليت که يک نفره است، 350 هزار تومان دريافت ميکرده و الان 420 هزار تومان شده است و يک خانواده پنج نفره هم مبلغي حدود يک ميليون و سيصد هزار تومان دريافت ميکند. ما اگر حداقل حقوق کارکنان دولت و همين مستمري که الان پرداخت ميشود را مبنا قرار دهيم، بايد بگوييم که آن خانواده يک نفره هم همين مسکن را نياز دارد و همين قبوض آب و برق و گاز و ساير خدمات را پرداخت ميکند. اين درحالي است که اگر واقعا شرايط اين افراد را لحاظ ميکرديم، اين افزايش 20 درصدي يعني هيچ کمکي به اين افراد با توجه به افزايش هزينهها و تورم نشده است. در صحبتهاي مسئولين گفته ميشود که اينها مردمي هستند که حتما بايد به آنها توجه بيشتري شود. اما اين چه منطقي است که افزايش مستمري اين خانوادهها با علم به اينکه ميدانيم شرايط اينها به مراتب بدتر از قبل از کرونا و هزينهها به مراتب بيشتر شده، ولي باز هم در تصميم گيريهايمان يک افزايش حداقلي را لحاظ ميکنيم. حتي در مورد کارگران فارغ از آن افزايش 57 درصد در اين موقعيت درست هست يا نيست و قضاوتي در اينباره نميکنم اما بحث اين است آنجا که طرف شاغل است 57 درصد رشد ميدهيم و اينجا که ميدانيم هيچ امکان ديگري ندارند، 20 درصد رشد ميدهيم! اين کدام منطق سياستگذاري و بودجهريزي و تصميم گيري در حوزه رفاه تامين اجتماعي است که مورد قبول حداقل جامعه متخصصين يا خود مردم و کساني که ذينفع اين موضوع هستند، قرار بگيرد. لذا با اين نوع تصميم گيري به نظر ميرسد که در 1401 شرايط خانوادهها به مراتب بدتر خواهد شد. من هم نگران خانوادههايي که تحت پوشش کميته امداد و بهزيستي هستند و هم افراد داراي معلوليت که پرداختيها با همين استاندارد و معيار صورت ميگيرد، هستم. آيا واقعا هزينه يک فرد معلول در طول يک ماه 350 هزار تومان و با افزايش 20 درصد، 420 هزار تومان است؟! وقتي اينگونه برنامهريزي ميکنيم، چگونه ميتوانيم انتظار توانمندسازي و خروج داشته باشيم؟ هرچند ممکن است گفته شود ما کمکهاي ديگر را در حوزههاي اشتغال و مسکن ديديم. مگر چند نفر از اين امکانات ميتوانند بهرهمند شوند. لذا فکر ميکنم اين نوع بودجهريزي دغدغهاي که ما در حوزه معيشت همه مردم از جمله معيشت خانوادههاي نيازمند داريم را در عمل مورد توجه قرار نداده است و از نظر من به عنوان يک مددکار اجتماعي روا نيست که اينگونه در بودجه حقشان ناديده گرفته شد.