درحاليکه گماني زنيها مبتني بر اين بود که برجام تا قبل از نوروز به نتيجه خواهد رسيد اما چنين نشد و در شرايط کنوني نيز مذاکرات درباره برجام با فراز و نشيبهايي در جريان است. چرا تصميمگيري درباره برجام به تأخير افتاده است؟
برجام زودتر از اين ميتوانست به نتيجه برسد. با اين وجود در شرايط کنوني مسائلي که ارتباطي به برجام ندارد را به مذاکرات گره زدهاند و تلاش ميکنند مذاکرات را در مسيري قرار بدهند که اين موضوعات به برجام ارتباط دارد. شرايط به شکلي است که مسائل حاشيهاي پيرامون برجام بر خود برجام غلبه پيدا کرده است. موضوعاتي را مطرح ميکنند که در متن برجام وجود ندارد و به همين دليل شرايط را پيچيده کرده است. بهعنوانمثال آمريکا موضوع قدرت موشکي ايران و همچنين اقدامات و رويکرد ايران در سطح منطقه را در مذاکرات مطرح کرده و تلاش ميکند اين موضوعات حاشيهاي را به مذاکرات متن برجام ارتباط بدهد. از سوي ديگر ايران نيز موضوع تحريم سپاه را مطرح کرده است. برجام تنها درباره فعاليتهاي هستهاي ايران است و موضوعات ديگر را در برنميگيرد. شرايط مذاکرات به شکلي است که حاشيهها بر متن غلبه پيدا کرده است. به نظر ميرسد طرفين روي موضوع هستهاي و توافق در اين زمينه اجماع کردهاند. با اين وجود حاشيهها باعث شده که فعلا توافق معلق باقي بماند و به نتيجه نرسد. به تعبير ديگر ايران و آمريکا به تنظيمات کارخانهاي بازگشتهاند و دوباره مواضعي را مطرح ميکنند که قبل از موضوع هستهاي دنبال ميکردند. بازگشت به تنظيمات کارخانهاي به معناي اين است که دو طرف دوباره به نقطه آغاز خود بازگردند و دوباره کار را استارت بزنند. اين اتفاقات باعث شده که مذاکرات پيرامون برجام قفل شده است.
حمله روسيه به اوکراين به چه ميزان در سرنوشت برجام تأثيرگذار بوده است؟
حمله روسيه به اوکراين ازجمله موضوعات بيروني است که بر مذاکرات و نتيجه برجام تأثير گذاشته است. بدون ترديد اين اتفاق بر جايگاه روسيه و مذاکرات هستهاي تأثيرگذار بوده است. نبايد فراموش شود پس از حمله روسيه به اوکراين و تحريمهايي که کشورهاي اروپايي و آمريکا عليه اين کشور اعمال کردند، باعث شد که روسيه اعلام کند در ماجراي برجام و مذاکرات پيرامون فعاليتهاي هستهاي ايران ديگر نقش قبلي را ايفا نخواهند کرد. اين در حالي بود که تا قبل از حمله روسيه به اوکراين اين کشور نقش واسطه بين ايران و کشورهاي اروپايي و آمريکا را داشت و گاهي بهصورت دوطرفه با کشورهاي غربي مذاکره ميکرد. درنتيجه هنگاميکه ديگر قرار نيست روسيه اين نقش را بازي کند، برخي معادلات پيرامون مذاکرات تغيير خواهد کرد. اگر همه اين موضوعات را در کنار هم قرار دهيم، به نتايجي دست پيدا ميکنيم که باعث شده تاکنون توافق به نتيجه مثبت نرسد.
به اعتقاد شما، نوع مذاکراتي که تيم مذاکره کننده ايران دنبال ميکرد و درخواستهايي که آمريکاييها داشتند، باعث نشد مذاکرات درنهايت به اين نقطه برسد؟
به نظر من نوع مذاکرات باعث نشده که تاکنون توافق حاصل نشود بلکه تحولات بينالمللي در اين زمينه نقش تعيين کنندهاي داشته است. واقعيت اين است که شرايط معادلات بينالمللي نسبت به سال2015 تغيير کرده است. ديگر نه ايران در شرايط سال 2015 قرار دارد و نه آمريکا و نه جهان. شرايط همه در طول اين سالها تغيير کرده و امروز با چالشهايي مواجه هستيم که شايد در سال 2015 چالش به شمار نميرفت. اين اتفاقات ارتباطي به ترکيب تيم مذاکره کننده ايران و نوع مذاکراتي که اين تيم دنبال ميکند، ندارد. در طول سالهاي پس از 2015 اتفاقاتي رخ داد که بسياري از معادلات را تغيير داده است. در سال2015 برنامه هستهاي ايران در نقطه ديگري قرار داشت درحاليکه امروز برنامه هستهاي ايران در نقطه متفاوتي قرار گرفته است. اين وضعيت درباره آمريکا نيز وجود دارد. در سال 2015 اين کشور با وضعيت ديگري مواجه بود در حالي که امروز با شرايط متفاوتي مواجه است. همه اين مسائل در تصميمگيريهايي که قرار است در شرايط کنوني گرفته شود، نقش دارد. به تعبير آقاي ظريف در شرايط کنوني ميدان بر ديپلماسي غلبه پيدا کرده است. دليل اصلي اين موضوع نيز اين است که تحولات بينالمللي زيادي در طول اين سالها رخ داده است. امروز ديپلماسي تابعي از ميدان شده و اتفاقاتي که در عرصه بينالمللي رخ ميدهد، بر ديپلماسي تأثير گذاشته است. امروز شرايط به شکلي است که حاشيه به متن چسبيده شده و بسيار به هم نزديک است. به همين دليل نيز جدا کردن حاشيههاي برجام از متن بسيار سخت و دشوار شده است.
تصور ميکنيــد اين شرايط تا چه زماني ادامه پيدا کند و گره مذاکرات چگونه باز خواهد شد؟
گره مذاکرات زماني باز خواهد شد که طرفين از خواستههـــاي حداکثري به خواستههاي حداقلـــــي برسند. تنها در چنيــن شرايطي است که مذاکرات ميتواند به نتيجه برسد. طرفين بايــد پيشنهادهايي را مطرح کنند که بتواننــد درباره آنها به توافق برسند. در شرايط کنوني اين اتفاق رخ نداده و به جاي آنکه بر خواستههاي حداقلي تأکيد کنند، به طرح موضوعاتي پرداخته ميشود که خواستههاي حداکثري است و درباره آنها اصرار دارند. اين در حالي است که شرايط بينالمللي نيز در پيچيده شدن شرايط تأثير گذاشته و باعث شده طرفين از برخي خواستههايي که ميتواند به موفقيت مذاکرات کمک کنند به راحتي عدول نکنند. موضوعاتي مانند جنگ اوکراين، تحريم روسيه و مسائلي که درباره چين وجود دارد باعث شده عدول طرفين از خواستههاي حداکثري بهراحتي گذشته نباشد. نکته ديگر اينکه اگر قرار است مذاکرات به نتيجه برسد، بايد حاشيهها از متن برجام جدا شود و جوهره برجام که درباره برنامه هستهاي ايران است موردتوجه قرار بگيرد. اين در حالي است که در شرايط کنوني موضوع برجام گروگان حاشيهها شده و اين حاشيهها هستند که اجازه نميدهند متن اصلي برجام مورد توجه قرار گيرد. آقاي امير عبداللهيان در جايگاه وزير خارجه به صراحت عنوان کرد که اصل برجام به نتيجه رسيده اما آنچه باعث شده هنوز توافق نهايي صورت نگيرد، حاشيههايي است که پيرامون برجام به وجود آمده است. واقعيت اين است که تا زماني که اين حاشيهها وجود داشته باشد، متن برجام به نتيجه نخواهد رسيد و حاشيهها اجازه چنين کاري را نخواهند داد.
يکي از موضوعات مطرح شده لزوم خروج سپاه از ليست گروههاي تروريستي است که تا امروز محقق نشده است. نظر شما چيست؟
من معتقدم رويکردي که آمريکا در اين زمينه در پيشگرفته به سمتي نخواهد رفت که سپاه از ليست تحريمها خارج شود. به نظر ميرسد يک حالت بينابيني در اين زمينه وجود دارد. در شرايط کنوني ميزان صادرات نفت ايران بهصورت غيررسمي بيشتر شده است. اين وضعيت ممکن است درباره شرايط سپاه نيز به وجود بيايد و آمريکا بهصورت غيررسمي تحريمهاي سپاه را ناديده بگيرد. اينکه بايدن بخواهد بهصورت رسمي تحريمهاي سپاه را بردارد و آن را امضا کند کار را تا حدودي دشوار کرده و به همين دليل نيز تاکنون تصميمي در اين زمينه گرفته نشده است. پيشنهاد ديگري که آمريکا داده اين است که سپاه را از ليست تحريمها خارج ميکند اما سپاه قدس همچنان بايد در تحريم باقي بماند. اين درخواست البته با مخالفت ايران مواجه شده و ايران اين درخواست را نپذيرفته است. نکته کليدي در اين زمينه اين است که تحريمهاي سپاه موضوع جداگانهاي است و ارتباطي به برجام ندارد. در چنين شرايطي آمريکا عنوان ميکند اگر قرار است موضوعاتي مانند تحريم سپاه که به برجام ارتباطي ندارد را حل کنيم ايران نيز بايد در برخي رويکردهاي خود تجديدنظر کند. اين سخن به معناي اين است که اگر قرار است يک طرف وارد حاشيه شود طرف ديگر نيز بايد وارد حاشيه شود. اين شرايط سبب شده که مذاکرات قفل شود. اينکه درنهايت چه اتفاقي رخ خواهد داد بستگي به پيشنهادهايي دارد که از سوي کشورهاي اروپايي مطرح خواهد شد.
اگر ايران و کشورهاي غــربي به توافق برسند و آمريکا تحريمهاي ايران را لغو کند، چه پروسهاي اتفاق خواهد افتاد که تغييرات مثبت اقتصادي در داخل ايران مشهود شود؟
واقعيت اين است که در يک دهه اخير يعني از سال1390 تا1400 رشد اقتصادي در ايران بهصورت ميانگين صفر و کمي بالاتر بوده است. بر اساس محاسباتي که صندوق بينالمللي پول با دلار13 هزارتوماني انجام داده اقتصاد ايران در حدود230 ميليارد دلار است. در چنين شرايطي اگر آمريکا همين امروز همه1700 تحريم اعمالشده عليه ايران را لغو کند، در حدود هشت سال طول خواهد کشيد که اقتصاد ايران تازه به وضعيت سال1392 بازگردد. اين وضعيت در خوشبينانهترين حالت است که پس از توافق جديد و لغو تحريمها اتفاق ديگري رخ ندهد که دوباره شرايط را سخت کند. به همين دليل زياد نميتوان به بهبود وضعيت اقتصادي پس از لغو تحريمها خوشبين باشيم. با اينوجود از نظر رواني يک شوک مثبت به اقتصاد ايران وارد خواهد شد. اين شوک ميتواند اميدواريها را نسبت به تغييرات اقتصادي در کشور به وجود بياورد. من معتقدم تنها در شرايطي که اتفاق خاصي رخ بدهد که در سرنوشت مذاکرات تأثير بگذارد و آينده توافق را مخدوش کند ميتوان شرايط آينده را پيچيده ارزيابي کرد. برنامه مذاکرات با توجه به سياستهاي استراتژيک دو کشور پيگيري ميشود. تنها اتفاقي که در اين زمينه رخ ميدهد تغيير رويکردهاست. تصميم درباره آينده برجام يک تصميم استراتژيک خواهد بود که توسط ساختارهاي سياسي در ايران و آمريکا گرفته ميشود. روساي جمهور تنها مجري اين سياست و استراتژيها هستند. در ايران حتي تاکتيکها نيز در اختيار رئيسجمهور نيست که وي بخواهد با تاکتيکهاي موردنظر خودش مذاکرات را مديريت کند. برنامهريزيها در اين زمينه در نهادهاي ديگري تدوين ميشود و درنهايت بر اساس اين برنامهريزيها تصميمگيري ميشود.