آمریکا تا 4 قرن قبل خود مستعمرهای از بریتانیای کبیر بود. بعد از انقلاب و جنگهای استقلال دههها تن به سیاست انزواگرایی داده بود. دلخوش به حیاط خلوتهای نزدیکش بود و کمتر سودای جهانی داشت. البته به شدت هم به سرک کشیدن به حیاط خلوتش حساس بود. جنگهای جهانی اول و دوم و تبدیل شدن جهان به سرزمین سوخته، بسترهای آقایی آمریکا را فراهم کرد. دسترسی به فناوری هستهای و زهر چشم گرفتن از دنیا با بمباران اتمی ژاپن، این روند هژمونیک را تثبیت کرد. آمریکا قریب به 5 دهه در قالب آن چه جنگ سرد مینامند، دنیا را به تسخیر درآورد و بزرگترین رقیبش، شوروی را مضمحل کرد. از آن برهه، صحبت از پایان تاریخ شد. نادرستی این ادعا کمی بیش از دو دهه با چالشهای جدی مواجه شد. کشورهایی با هژمونی تک ابرقدرت به منازعه برخاستند. مشخصا امروز مهمترین این رقبا، چین، روسیه و اتحادیه اروپا هستند. این سه اگر کنترل نشوند، عظمت آمریکا لگدمال میشود و از منزلت هژمونیک فرو میافتد. اکنون آمریکا به اوایل دهه 40 میلادی بر میگردد، جایی که بر خاکستر خرابههای جهان غیرآمریکایی، ققنوس امپراتوری جهانی خودش را پرواز داده بود. امروز نیز جنگ اوکراین، دسیسهای پیچیده و چندجانبه برای ممانعت از پیاده شدن آمریکا از سریر جهانی است. این مناقشه تمام رقبای آمریکا را درگیر خسارتهای چشمگیری میکند و با درانداختن آنها به جان همدیگر، ضمن فرسایش قدرتشان بهواسطه یکدیگر، مولفه قدرت آمریکا را تثبیت خواهد کرد. دوری از کانون منازعه و از دور دستی بر آتش گرفتن، تجربه گرانسنگی برای آمریکا بود که اکنون دوباره آن را تکرار میکند. با تحریم نفت و گاز روسیه، توامان روسیه، اتحادیه اروپا و چین دچار تنگنا میشوند. تحریمها، اقتصاد روسیه را به ویرانی میکشانند و توسعه یافتگی آن را به محاق میبرند. اتحادیه اروپا را که نیازمند واردات انرژی روسیه است به زحمت خواهند انداخت و هزینههای بیش از حدی بر آن تحمیل خواهد کرد. این دستکم گرفتن بحران و کفایت آن به پروسههای تحریمی است، اگر زبانههای جنگ به اروپا هدایت شوند، ویرانیها مضاعف خواهند شد. چین نیز همچنان قطار توسعهاش متکی به واردات انرژی است. فرمول توسعهاش نیز متکی به هزینه فایده اقتصادی است. فوران قیمتهای انرژی بدون تردید، اثرات زیانباری بر روند رو به جلو آن خواهند گذاشت. اینگونه با تأسی به تجربه جنگ جهانی دوم، تمامی رقیبان بالفعل و بالقوه هژمونی جهانی آمریکا به یکدیگر پیچیده میشوند و مایلها دورتر، ایالات متحده آمریکا با لمیدن بر زرادخانههای تسلیحاتی و امپراتوری دلار، قهقهه مستانه خواهد زد. کاربرد سیاست کهنهی تفرقه بینداز و حکومت کن در ابعاد بینالمللی آن. این روند پاسخی تلخ به افراد خوشبینی بود که قرن آینده را قرن آسیاییها مینامیدند. همانهایی که از عهده سیر کردن شکمهای داخل بر نمیآیند اما رجزهای پرطمطراق جهانی میخواندند.