بستن
کد خبر: ۱۰۳۳۳۴۶

تحمیل خواسته‌ها با مشت آهنین محکوم است

تحمیل خواسته‌ها با مشت آهنین محکوم است
آرمان ملی : «آنچه در اوکراین می‌گذرد فارغ از علل و اسباب پدیدآمدن این وضع ناگوار، تجاوز یک قدرت بیگانه به یک سرزمین آزاد و سرکوب کردن ملتی است که به خصوص در این روزها نشان داد که می‌خواهد آزاد و غیروابسته زندگی کند. توسل به زور و نابود ساختن زیرساخت‌های اجتماعی و اقتصادی و فنی یک جامعه و سرکوب مردم و تحمیل خواست‌ها با مشت آهنین بر آنها در هر صورت محکوم است و به‌خصوص ایثارگران واقعی که خود طعم تلخ تجاوز را چشیده‌اند و جانانه در برابر آن مقاومت کرده‌اند در همدلی و هم سخنی با ملت اوکراین و همه ملت‌های تحت ستم از دیگران شایسته ترند.» این جملات بخشی از پیام سیدمحمد خاتمی به کنگره ایثارگران بود تا نشان داده شود مواضع او مواضعی است که اکثریت مردم کشور با آن همراه هستند و تجاوز به خاک یک کشور از سوی کشوری که خود را قدرت برتر می‌داند را محکوم می‌کنند. در هفته‌های اخیر بار دیگر بازار فشار دلواپسان برای اعلام بازنشستگی سیاسی خاتمی گرم شده بود؛ دلیل این درخواست‌ها مشخص و هراس از بازسازی در جریان اصلاحات است. برخی که خود را اصلاح‌طلب می‌نامند هم وارد بازی دلواپسان اصولگرا شدند و بر لزوم اعلام بازنشستگی خاتمی تاکید کردند اما او بارها نشان داده که مسیر اصلاح‌طلبی همان مسیری است که مردم به آن گرایش دارند که پیام اخیر خاتمی هم این ادعا را اثبات می‌کند یعنی محکومیت حمله روسیه به اوکراین و حق تصمیم‌گیری افراد بر سرنوشت خود. در هر صورت رئیس دولت اصلاحات با پیامی که به کنگره جمعیت ایثارگران ارائه کرد، نشان داد مواضع دقیق و به روزی دارد که می‌تواند راهنمای جریان اصلاحات باشد و وحدت میان مردم و اصلاحات را تقویب کند.
حاکمان قیم مردم نیستند
در بخشی از پیام خاتمی آمده است: «آیا حاکمیت مردم بر سرنوشتشان جز در سایه ایجاد فضایی برای اینکه خواست‌ها و مطالبات مردم و در راس آنها استقلال میهن و آزادی و برخورداری شهروندان و تقویت بنیه کشور در برابر تهدیدها و تجاوزهای بیرونی و نیز در برابر پایمال شدن حقوق و آزادی‌های مردم و برانداختن هیولای فساد و افساد و بی‌عدالتی و تبعیض به دست خواهد آمد؟ و هرچه در برابر پدیدآمدن چنین وضع و فضایی باشد، چه ناشی از توطئه و تهدید خارجی و چه اشکالات ساختاری و رفتاری حاکمیت و نادیده انگاشته شدن مصالح ملت در رویکردها و چه در رفتار و منش و روش نادرست نهادهایی که باید مردمی و قانونی باشند، امری است ضدانقلابی. اگر سیر مردم‌سالاری و حاکمیت اراده مردم بر سرنوشت از راه رفع قیومیت‌های واهی و صد البته زیانبار می‌گذرد، آیا چاره‌ای جز حضور آزاد و امن حزب‌ها و تشکل‌های مستقل و نهادهای مدنی که بحق از آرمان و خواست ملی نمایندگی می‌کنند وجود دارد؟ و اگر چنین است کدام طایفه و طبقه و دسته‌ای شایسته‌تر از ایثارگران که در این راه مبارک قدم نهند و در برابرآنچه حاکمیت مردم را بر سرنوشت تهدید می‌کند و خطرهایی که از بیرون و درون متوجه کشور و ملت است بایستد؟ هم مردم را آگاه‌تر و بیدارتر کنند و هم اگر قدرتی چشم طمع به این مرز و بوم دارد و یکپارچگی و استقلال آن را برنمی‌تابد با او مقابله کنند و هم حاکمیت را از انحراف و پیمودن راهی که برخلاف مصلحت جامعه است بازدارند و هم برای عرضه الگویی از زندگی مدنی و کشوری عزیز که در آن از هر جهت زمینه‌های پیشرفت اقتصادی، سیاسی و فرهنگی فراهم است و درهای فقر و فساد و تبعیض و بداخلاقی به روی همه بسته است تلاش کنند و به‌خصوص نشان دهند که حاکمان نه قیم مردم، بلکه کسانی هستند که مشروعیت و حتی موجودیت‌شان به نمایندگی از مردم و پاسخگویی در برابر آنان وابسته است.» در ابتدای پیام رئیس دولت اصلاحات آمده است: «ایثار و ایثارگری از برجسته‌ترین جلوه‌های اخلاق دیگرگرا است که در آن آدمی، خودخواهی را وا می‌نهد و آنچه خود به آن نیازمند است نثار دیگران می‌کند تا از رنج‌هایشان بکاهد و خوشوقتی و شادکامی آنان را افزون کند. ایثارگران در تاریخ معاصر ایران به برکت انقلاب بزرگشان، والاترین مرتبت ایثار را در دفاع از آرمان و عظمت و سربلندی ملت نشان دادند. آنان که شهد شهادت چشیدند و رفتند، جان خود را برای سربلندی مردمی که از دامن پاک آنان برآمده بودند و نیز برای تمامیت ارضی کشور که ملک همگان است و استقلالی که پایه عزت است فدا کردند و آنان که ماندند، درد جانبازی و اسارت را که بسی سخت‌تر از جان دادن است تحمل کردند و یا جان آبدیده خود در جریان دفاع مقدس را در خدمت انقلاب و مردم و میهن قرار دادند. و اینک جای بسی خوشوقتی است که در دوران پسادفاع مقدس و در مرحله ساختن ایران سربلند و تلاش برای دستیابی مردم ایثارگر به آرمان‌ها و هدف‌های بلندی که داشته‌اند و در راه آن مجاهدت کرده‌اند، یعنی استقلال، آزادی، پیشرفت، عدالت و اخلاق، ایثارگرانی در کالبد «حزب» مرحله جدیدی از ایثارگری، یعنی تلاش برای تحقق جنبه ایجابی انقلاب و استقرار مردم سالاری سازگار با دین را تجربه می‌کنند. اگر هدف اصلی انقلاب که ایثارگران برای پیروزی و حفظ دستاوردهایش مجاهدت کردند. مردم‌سالاری سازگار با ارزش‌های دینی و اسلام سازگار با مردم سالاری بوده است، آیا جز در سایه وجود و حضور فعال و موثر حزب‌های مستقل که از آرمان‌ها و مطالبات ملت نمایندگی می‌کنند قابل دسترسی است؟» خاتمی در بخش دیگری آورده که «ایثارگران همچون همه دلسوزان آیین و اندیشه و میهن و مردم باید؛ اولا نگذارند از سرمایه ایثارگری به عنوان ابزاری برای توجیه استقرار وضعیتی غیردموکراتیک و لطمه دیدن اصل ممتاز حاکمیت مردم بر سرنوشت سوءاستفاده شود. ثانیا بکوشند تا نماینده مطالبات بحق مردم و نیز نقد کننده وضعیت‌های ناگواری که احیانا وجود دارد و البته پیشنهاد دهنده راه برون رفتن از آنها و بحران‌ها و نیز تامین موازین مردم‌سالاری باشند. ثالثا بیش و پیش از همه فریاد خود را علیه تجاوز ‌و بیداد و تبعیض، نه تنها در ایران عزیز که در هر جای جهان برآورند و از جمله در موقعیت کنونی، خود را در کنار مردم مقاومی که در برابر تجاوز و توسعه طلبی ایستاده‌اند ببینند.»
انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی